پاسخ: با سلام و تحیت؛ اصول جمع اصل است و گاهی اصل به معنای اساس و پایه دین است. دین نیز عبارت از مجموعه ای از معارف، احکام و اخلاق است. دین به این معنا مورد اشتراک و تاکید همه ی ادیان آسمانی است و ادیان آسمانی در 3 چیز مشترکند: توحید و نبوت و معاد. با این نگاه اصول دین 3 تا است و گاهی اصل درمقام فرع قرار دارد. در کلام و فقه بحث کرده اند اصول دین در مذهب شیعه 5 تاست. علاوه بر آن 3 ، اصل امامت و عدل نیز افزوده می شود. البته اضافه شدن این اصول دل بخواهی و سلیقه ای نبوده و مطابق ضوابط و ادله است و در این نگاه، شیعه ی علوی کسی است که علاوه بر توحید خداوند و نبوت انبیا و نبی خاتم و معاد و حیات پس از مرگ، بر این دو اصل هم عقیده داشته باشد که پس از رسول خدا (ص)رهبری امت اسلام با علی (ع) و یازده فرزند معصوم(ع) اوست و دیگری اینکه خدای عالم عادل است و ظلم نمیکند.
دوم: تقلید عبارت است از اینکه فرد غیر عالم و غیر متخصص، از علم، اطلاع و تخصص عالم، متخصص و صاحب نظر استفاده و تبعیت کند. تقلید به این معنا، یک امر عقلانی و فطری برای یک انسان اجتماعی است چراکه مثلاً انسان اگر مریض شود، اگر خود صاحب نظر باشد، به نظر خود و یا اگر نباشد به پزشک رجوع کرده و برای مداوا، از وی تبعیت می کند که این همان تقلید است؛ همینطور است که اگر کسی دین شناس باشد، به تشخیص خودش عمل میکند و اگر دین شناس نیست، برای گرفتن پاسخ های خود، به دین شناس رجوع کرده و طبق تشخیص وی عمل می کند که همان تقلید است مگر آنکه خدای ناخواسته طرف، لاقید بوده و برای دین حساب باز نکند.
سوم: دلایل اثبات وجود امام زمان (عج)همان دلایل وجود و امامت امام علی(ع) و امامان دیگر است کما اینکه دلایل اثبات امام و امامت همان دلایل اثبات نبوت و نبی وقت است. برای روشن شدن مساله لازم میدانم مطالبی را بعنوان مقدمه پاسخ، بیان کنم و آن مطالب عبارت است از:
الف) از نقطه شروع زندگی بشر اگر حیات اجتماعی برای وی مطرح بوده، مقرراتی هرچند در بعضی مقاطع، ابتدائی برای زندگی مورد توجه بوده و نقش انبیا هم دیده شده است. مطابق تعالیم قرآن کریم، اولین انسان مکلف که روی زمین قرار گرفته است، خود از پیامبران خدا بوده است. آدم(ع) که به امر پروردگار عالم، مورد سجده ملائکة الله قرار گرفت و ابلیس را بصورت جد مورد امتحان و چالش قرار داد و موجب رجم و لعن وی گردید، خودش از پیامبران الهی، ابوالانبیاء و ابوالبشر است و درنتیجه از همان آغاز زندگی انسان، پای دین و مقررات دینی در میان است. پس از تاریخ شروع زندگی انسان در زمین، نبوت و دین، توامان وارد شدهاند و با ادامه حیات او نبوت و دین نیز، به حیات خود ادامه دادهاند. دلیل این مطلب، تاریخ انسان، تاریخ دین، تاریخ نبوت و بعثت رسولان الهی و معتبرتر از همه، کتاب مسلمانان که همان قرآن کریم است که تنها کتابی است که دست نخورده و در اختیار بشر قرار دارد.
ب) شاید این سئوال طرح گردد که چرا حیات انسان با دین و نبوت همراه است؟ و در جواب باید گفت برای اینکه انسان بدون دین و بدون رهبری رسولان خداوند به کمالی که نظام خلقت برای انسان مدنظر دارد، نمیرسد. انسان فطرتاً دین گرا، خداجو، حقیقت طلب و کمال خواه است و انبیاء و رسولان خداوند آمده اند تا انسان فاصله گرفته از فطرت را، بسوی همان فطرت بازگردانند و شرایط نیل به اهداف عالیه انسانی را برای او آماده کرده و تسهیل کنند.
ج) انسان همیشه با دو حجت و با دو دلیل همراه است و این دو دلیل برای کمال انسان و حیات جامع او باید بسوی مکمل به او یاری رسانند. یکی حجت بیرونی است که همان پیامبران خداوند هستند و دومی عقل است. اولی حجت بیرونی و ظاهری و دومی، حجت داخلی و درونی او است. انسان تنها نمیتواند به حجت باطنی که عقل است بسنده کرده و از حجت ظاهری که انبیا هستند، شانه خالی کند، چراکه در اینصورت، دو آسیب متوجه او خواهد بود. یکی اینکه عقل انسانی همیشه صواب نیست و در موارد زیادی خطا میکند، چون تکیهگاهش بر مبادی حسی بوده و با توجه به کم نبودن خطا در عالم، امکان ابتلا به انواع مسائل وجود دارد. دومی اینکه حوزه عقل محدود است. موارد فراوانی وجود دارد که انسان نسبت به آنها نمیتواند بی تفاوت باشد و از طرفی راه رفتن به آنها نیز مسدود است. بنابراین انسان هم به عقل نیاز دارد که فوقالعاده مهم است و هم به وحی و این دو بمنزله دو بال هستند که اگر هماهنگ شوند انسان را از اوج ملکوت عالم هم بالاتر میبرند.
د) به همان دلیل که در مطلب سوم اشاره شد، نزول وحی از آسمان و بعثت رسولان خداوند استمرار یافت و هر وقت بشریت در معرض سقوط جدی قرار گرفته و مصلحان بشری از ارشاد و انذار آنها عاجز و ناتوان ماندند و با زبان طبیعت و فطرت خود، درخواست مدد از عالم غیب کردند، خدای عالم مطابق حکمت خود فردی را از صالحترین و فاضلترین افراد زمان خود بعنوان رسول (ص) مبعوث و او را با ابزار زمان خود برای اینکه در برابر دشمنان و معاندان شکست نخورند مجهز ساخته و برای نجات مردم آن زمان فرستاده است و آن ابزاری را که رسولان الهی برای اثبات حقانیت ادعایشان از طرف خدا دارند، همان معجزه می باشد که یک امر غیرعادی و خارقالعاده است. بنابراین بشر فطرتاً معنویت خواه آفریده شده و این معنویت، باید از طرف خدا در اختیارش گذاشته شود و الّا معنویتهای جعلی مانند عرفانهای تقلبی و غلط، بیشتر او را در معرض نابودی قرار میدهد و این معنویت و دین توسط انبیاء خداوند در اختیار بشر قرار داده میشود. پس اگر بشر نیاز به دین دارد، نیاز به رهبران دینی هم دارد.
س)در تاریخ انبیاء اگر نبوت یک امر مهم و برجسته است امر دیگری هم در کنار و همدوش آن مطرح بودهاست که از حیث اهمیت، کمتر از نبوت نبوده و آن امر، وصایت و اوصیای آنان است. آدم(ع) نبی خداست و شیث(ع) وصی اوست. آدم، دین را از خدا دریافت و در اختیار مردم قرار میدهد و شیث مامور حفاظت از آن است حتی مرحوم مسعودی در کتابی بنام « اثباتالوصیه» بهصورت خاص این موضوع را مورد تحلیل و اثبات قرار داده است.
ن)ادامه و استمرار بعثت رسولان تا دوران رسول خاتم(ص) بطور کامل محسوس است. اما مطابق نص قرآن کریم رسول خدا(ص) خاتم الانبیاء بوده و دین او، خاتمالادیان است و بالطبع اگر دین او دین کاملی نبود و با مرور زمان و نذورات اجتماعی از پاسخ دادن ناتوان بود، نمیتوانست خاتم ختم کننده و دین پایانی باشد و فرض نیز، همین است. بر این موضوع تاکید مجدد می کنم که با توجه بر اینکه بشر فطرتاً دین خواه و معنویت طلب است و اگر معنویت سالم و دین خدایی نداشته باشد به سراغ دین دست ساز بشری و معنویت های من درآوردی خواهد رفت. پس اسلام دین مورد رضایت خدا تا روز قیامت است و آورنده آن، رسول خدا (ص) است و آن حضرت ، بعد از 63 سال زندگی در میان مردم از دنیا رحلت فرموده و مردم از ایشان فاصله زمانی گرفتند. حال سئوال اینجاست که این دین را چه کسی یا چه کسانی باید دست نخورده و سالم حفاظت کرده و به مردم برسانند تا با رسیدن پیام صحیح الهی حجت بر آنان تمام گردد. محافظان دین را که نمیتوان عامه ی مردم دانست چراکه عامه نمیتوانند دین را بصورت سالم نگهدارند و تجربه نیز همین را نشان میدهد که نمیتوان آن را به عالمان غیر معصوم سپرد چراکه در موارد زیادی اختلاف میان آنان آنقدر چشمگیر و خطرناک است که خود آنها نیاز به ارسال رسول دارند و در موارد فراوان اختلاف عامه، اختلاف عالمان آنها است. به همین جهت رسول خدا(ص) فرمودند: من در میان شما دو چیز گرانبها به امانت میگذارم که یکی از آن دو ثقل اکبر و دومی ثقل اصغر است. اولی کتاب خدا و دومی عترت من است و این دو از هم جدا نخواهند شد تا در قیامت هر دو پیش من آیند. این حدیث متواتراً از طریق شیعه و سنی نقل شده و عترت رسول خدا (ص) مطابق روایات فراوان، علی (ع) و فاطمه(س) و یازده امام از فرزندان فاطمه هستند و اسامی تک تک آنان از رسول خدا (ص) نقل شده است. در یکی از روایات آمده که روزی رسول خدا (ص)، حسنین(ع) را دیدند و فرمودند هردوی این عزیزان، امامند کما اینکه تو(علی(ع)) امام هستی و بعد فرمودند این حسین(ع) پدر 9 امام دیگر است و آخرین آنها نامش نام من است و کنیهاش کنیه من و او قائم آنها است و بوسیله او خدای عالم زمین را پر از عدل و داد میکند، پس از آنکه پر از ظلم و جور میشود . شما میدانید عصر ما، عصر امامت اهل بیت رسول خدا(ص) است و تا قیامت این امامت باقی است. در اینجا ممکن است این سئوال پیش آید که ما قبول داریم بشر فطرتاً دینخواه و معنویت طلب است، بنابراین بشر همراه با انبیاء است و ما نیز قبول داریم این بعثت با استمرار حیات بشری استمرار یافته تا دوران خاتم(ص) که نبوت ختم شده و پایان می یابد و ما قبول داریم امامان ملت که همان اوصیای رسول خاتماند توسط رسول خدا (ص) معرفی شده و یکی از آنها همان امام مهدی (عج) است که با تمام خصوصیات معرفی شده است، اما الان که در حال غیبت بهسر میبرد بشر چگونه از این استفاده میبرد؟ در پاسخ این سوال چنین توضیح داده میشود که اولاً منشا غیبت او مردماند چون همین مردم بمدت 250 سال با اهل بیت(ع) حشر و نشر داشته و با آنان زندگی کرده و با جدشان 63 سال در کنار هم زندگی کردند ولی بدترین هتک و اهانت را روا داشتند و طوری با آنان رفتار کردند که حتی حاضر شدند سر امام حسینشان(ع) را به طاغوت زمان برای جایزه اهدا کنند. میخواستند امام زمان را بازداشت و به قتل برسانند که خدا نخواست. غیبت آن بزرگوار، مانند غیبت خورشید پشت ابرهاست. با اینکه خورشید پشت ابر است اما اثرات و برکات تکوینی او قابل انکار نیست. امام واسطه فیض خداست، چه ظاهر باشد و چه غایب و این وساطت از آن اوست.
مباحث اعتقادی همه سئوالات