پاسخ:با سلام و آرزوی توفیق ؛
درباره ی افراد بزرگ علمی و معرفتی مانند شیخ محی الدین عربی و غزالی و امثالهما اگر کسی اظهار نظر کند و بخواهد آنان را طرد کند و یا اینکه از نظر اعتقادی مورد نقد و یا حمایت شان قرار دهد باید به نکات زیر توجه کند. این نکات هم جنبه فکری و اندیشه و علمی دارد و هم جنبه سیاسی ، اجتماعی و اخلاقی:
1- رمی کردن و نسبت نامناسب فکری و اعتقادی به کسی دادن باید مستند به حجت و برهان باشد و وقتی که این حجت و برهان بر دیگران هم ارائه گردد، باید آن قدر محکم و با مبنا و مستدل باشد که به سادگی، در سستی و ضعف آن نتوان سخن گفت در غیر این صورت کسی سالم نمی ماند چون شخصیت بزرگ و معصومی مانند امام علی (ع) وقتی که از این نوع انتساب های ناروا سالم نمانده است تکلیف دیگران که دیگر مشخص است.
2- در اظهارات عقیدتی و باورهای دینی انسان ها، نباید به صورت ذهنی صرف و انتزاعی، قضاوت و داوری کرد و مجموعه شرایط و مقتضیات و موانع حاکم بر دوره و زمان آن افراد را هم باید دید؛ مثلاً درباره ی همین دو مرد بزرگ فکری و عرفانی ، باید توجه داشت اینان در چه دوره ای زندگی می کردند و در چه محیطی قرار داشتند و آیا در آن محیط کسی جرات دفاع از امامت را مطابق قرائت رسول خدا (ص)و اهل بیت (ع)داشت و جو سیاسی و فرهنگی از طرف حاکمان و یا بدتر از آن عوام، اجازه چنین اظهار نظری را می داد یا خیر؟
3- نکته ی سومی که لازم است مورد دقت قرار گیرد این است که اظهار نظر اثباتی و یا سلبی درباره ی اشخاص، باید همیشه مبتنی بر ملاحظه سخنان، رفتارها و کردار های او در مجموعه شرایط حاکم است؛ ممکن است طرف در ابتدا خطا فکر کند و حتی به صورت لجاج و عناد در برابر امری بایستد ولی در پایان برگردد و توبه کند و ممکن است افرادی در رمی کردن و یا نسبت الحاد دادن، صرفاً به برخی از مطالب طرف توجه کرده باشند و افراد دیگر به برخی دیگر از سخنان وی عنایت داشته باشند.
4- محی الدین عربی جزء متفکران و دانشمندانی است که آثار زیادی از خود به یادگار گذاشته است و شاید در میان علمای دنیای اسلام و شاید غیر دنیای اسلام، کسی این قدر آثار مکتوب از خود باقی نگذاشته باشد و انصافاً مردی در عظمت ایشان، در طرح مسایل مربوط به وجود و ووحدت وجود و عوالم کلی و حضرات خمس و امثال ذلک تاکنون نیامده است، کما اینکه کسی در حد قونوی در وصول و نیت به مرام ایشان و تشریح و تحلیل و تبیین سخنان شیخ تاکنون در دنیای معرفت نیامده است. در هر صورت محی الدین مرد بزرگ دین و معرفت است و کسی یا کسانی که درباره وی اظهار نظر سلبی و یا ایجابی می کنند با توجه به نکاتی که گفته شد باید اظهار نظر کنند؛ احتمال قوی وجود دارد ایشان در اواخر از باورها و اعتقادات قبلی که درباره ولایت اهل بیت داشته و در مواردی خودش را واجد مقام خاتم الاولیا معرفی کرده و در مواردی عیسی مسیح را خاتم الولایه انبیا دانسته است عدول کرده و به خاتم الولایه بودن حضرت مهدی(عج) به صورت مطلق گراییده است؛ بنابراین اینکه در عبارات ایشان بالخصوص در فتوحات از این نوع خطاها و لغزش ها فراوان است اما این خطاها و لغزش ها موجب نمی شود انسان عظمت عرفانی این نابغه دنیای اسلام را نادیده بگیرد.
همه سئوالات سئوالات متفرقه