نماز جماعت
در مورد جایگاه نماز جماعت و اهمیت و فضیلت آن، روایات زیادی از رسول خدا(ص) و اهلبیت آن بزرگوار، وجود دارد و یکی از کارهای مورد تأیید شارع اسلام و رهبران الهی آن در تمامی واجبات به خصوص واجبات روزانه به ویژه نمازهای اقامة نماز جماعت اداست، مخصوصاً در نمازهای صبح و مغرب و عشا؛ و برای همسایگان مسجد و برای آنهایی که صدای اذان را میشنوند، سفارش اکید شده است. برای نمونه به یکی از روایات مرحوم محدّث نوری که در مستدرک الوسایل آورده است اشاره میشود:
ابوسعید خدری از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل میکند که فرمودند: جبرییل(ع) با هفتاد هزار فرشته پس از انجام فریضۀ ظهر نزد من آمد و گف: ای محمّد(ص)، خدایت به تو سلام میرساند و بر تو درود میفرستد و دو هدیه به تو اهدا فرموده است که قبل از تو به هیچ پیامبری اهدا نکرده است که عبارتند از:
1- نمازهای پنجگانه که به جماعت خوانده شود.
2- نماز وتر که سه رکعت است (همان نماز شفع و وتر.(
رسول اکرم(ص) فرمود، از جبرییل(ع) سؤال کردم: در نماز جماعت برای امت من چه مقدار ثواب وجود دارد جبرییل(ع) گفت: اگر یک نفر به امام اقتدا کند، هر رکعت از نماز آنها ثواب صد و پنجاه رکعت نماز را دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند، ثواب هر رکعت نمازشان معادل ششصد رکعت نماز است و به هر اندازه زیادتر شوند ثواب نمازهای آنها بیشتر و بیشتر میشود و هرگاه تعدادشان از ده نفر گذشت اگر تمام آب دریاها مُرکب و تمام شاخههای درختان قلم و تمام جنّ و انس و فرشتگان، نویسنده شوند، توان نوشتن ثواب یک رکعت از آن نماز جماعت را نخواهند داشت و در این زمینه روایات زیادی وارد شده است که علاقهمندان میتوانند به کتب مفصّل حدیثی و روایی مراجعه کنند.
مسئلۀ 1515:حضور نیافتن در نماز جماعت به خاطر بیاعتنایی جایز نیست و نیز صحیح نیست که انسان بدون عذر موجه نماز جماعت را ترک کند.
مسئلۀ 1516:هرگاه نماز جماعت دیرتر از اول وقت برپا شود، مستحب است مؤمنان صبر کنند و نماز خود را با جماعت بخوانند و نماز جماعت از نماز اول وقت فرادا یعنی نمازی که به تنهایی خوانده شود بهتر است، ولی از ظاهر «صحیحة زراره» استفاده میشود که نماز فرادا در اول وقت که همان وقت فضیلت است، از نماز جماعت در غیر وقت فضیلت بهتر است، همچنین نماز جماعت مختصر از نماز فرادایی که آنرا طول بدهند بهتر است.
مسئلۀ 1517:هنگامی که نماز جماعت برپا میشود مستحب است کسانی که نمازشان را فرادا خواندهاند دوباره با جماعت بخوانند و اگر بعداً یقین پیدا کنند که نماز اول آنها باطل بوده، نماز دوم کفایت میکند.
مسئلۀ 1518:اگر شخص، موقعی که مشغول خواندن نماز مستحبی است، جماعت برپا شود، چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت بهطور کامل برسد، مستحب است نماز مستحبی را رها کند و مشغول نماز جماعت شود بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد، مستحب است همینگونه عمل کند.
مسئلۀ 1519:اگر موقعی که مشغول نماز سه رکعتی یا چهار رکعتی است جماعت برپا شود، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته است و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است نیت را به نماز مستحبی برگرداند و نماز را دو رکعتی تمام کند سپس خود را به نماز جماعت برساند.
مواردی که واجب است نماز به جماعت خوانده شود
مسئلۀ 1520:نماز جمعه و نیز نمازهای عید فطر و قربان هرگاه واجب شوند ، فقط در صورتی صحیح هستند که با جماعت خوانده شوند.
مسئلۀ 1521:کسانی که در نمازهای خود وسواس دارند و در صورتی که نمازشان را با جماعت بخوانند از وسواس نجات پیدا میکنند، واجب است نمازشان را با جماعت بخوانند.
مسئلۀ 1522:کسانی که حمد و سوره را نمیتوانند درست ادا کنند واجب است حتی الامکان نمازشان را با جماعت بخوانند.
مسئلۀ 1523:اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کنند که در جماعت حاضر شود، چه مخالفت او موجب اذیت و آزار و ناراحتی آنان شود و چه نشود، واجب است نماز را احتیاطاً با جماعت بخواند و در هر دو صورت قصد استحباب کند.
مواردی که صحیح نیست نماز با جماعت خوانده شود
مسئلۀ 1524:نمازهای مستحبی را نمیتوان به جماعت خواند مگر نماز استسقاء که برای آمدن باران میخوانند، همچنین نمازهای عید فطر و قربان که در زمان غیبت واجب نمیباشند را میتوان به جماعت بجای آورد.
مسئلۀ 1525:هنگامی که امام جماعت یکی از نمازهای یومیة خود را میخواند- تمام یا شکسته- هر یک از نمازهای یومیه را چه تمام و چه شکسته میشود به او اقتدا کرد، ولی اگر امام جماعت آن نماز را احتیاطاً دوباره میخواند فقط در صورتی که احتیاط مأموم با امام یکی باشد میتواند به او اقتدا کند، مثلاً چنانچه امام و مأموم در نماز چهاررکعتی شک بین سه و چهار کنند و قبل از خواندن نماز احتیاط حرف بزنند، بنا بر احتیاط بعد از خواندن یک رکعت نماز احتیاط باید دوباره نمازشان را اعاده کنند و این چهار رکعت را میتوانند به جماعت بخوانند.
مسئلۀ 1526:اگر امام جماعت قضای قطعی یکی از نمازهای یومیه خود یا شخص دیگر را که فوت نماز او یقینی است بجای میآورد، مأموم میتواند به او اقتدا کند، ولیاگر امام نمازش را احتیاطاً قضا میکند یا قضای نماز شخص دیگری را میخواند- گرچه برای آن اجرتی نگرفته باشد- اقتدای به او اشکال دارد.
مسئلۀ 1527:اگر انسان نداند نمازی را که امام میخواند یکی از نمازهای یومیه است، یا نماز مستحب، نمیتواند به او اقتدا کند.
مسئلۀ 1528:امام یا مأموم اگر بخواهد نمازی را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند، احوط آنست که به قصد رجا و نیل به ثواب بجای آورد.
شرایط نماز جماعت
شرط اول: بین امام و مأموم چیزی حایل نباشد.
مسئلۀ 1529:در نماز جماعت باید بین امام و مأموم، پرده یا چیز دیگری که مانع صدق ارتباط فاصله نشود، همچنین نباید بین مأموم و مأموم دیگری که به واسطۀ او به امام متّصل شده است چنین چیزی فاصله شود، ولی اگر امام جماعت مرد و مأموم زن باشد و بین آن زن و امام، یا بین آن زن و مأموم مرد دیگریکه زن به سبب او به امام متّصل شده است، پرده یا مانند آن باشد اشکال ندارد، ولی باید به شکلی باشد که همۀ آنان یک جماعت شمرده شوند.
مسئلۀ 1530:اگر امام جماعت در داخل محراب بوده و کسی پشت سر او اقتدا نکرده باشد، افرادی که در دو طرف محراب ایستادهاند و به خاطر دیوار محراب نمیتوانند امام را ببینند، نمیتوانند اقتدا کنند چون اتصال وجود ندارد، ولی اگر پشت سر امام جماعت کسی اقتدا کرده باشد، اقتدا کردن کسانی که در دو طرف محراب ایستادهاند و به آن مأموم که پشت سر امام ایستاده است، متصلاند، ولی به خاطر دیوار محراب امام را نمیبینند، بنا بر اقوی صحیح است.
مسئلۀ 1531:اگر به سبب طولانی بودن صف اول، کسانی که دو طرف صف ایستادهاند امام را نبینند میتوانند اقتدا کنند و یا اگر به علت طولانی بودن یکی از صفها کسانی که در دو طرف آن ایستادهاند صف جلوی خود را نبینند و طبعاً امام جماعت را هم نبینند، میتوانند اقتدا کنند.
مسئلۀ 1532:اگر صفهای جماعت تا در مسجد برسد، کسانی که روبهروی در و پشت صف ایستادهاند و کسی که پشت سر ایشان ایستاده، نمازشان صحیح است بلکه بنا بر اقوی نماز کسانی که دو طرف او ایستادهاند و صف جلو را نمیبینند نیز صحیح است.
مسئلۀ 1533:کسی که پشت ستون ایستاده است، اگر از طرف راست یا چپ به وسیلۀ مأموم دیگر به امام متِّصل نباشد، نمیتواند اقتدا کند، ولی اگر از دو یا یک طرف متّصل باشد امِّا با صف جلو اتّصال نداشته باشد، بنا بر اقوی جماعتش صحیح است.
شرط دوم: جای ایستادن امام از مأموم بلندتر نباشد.
مسئلۀ 1534:جایی که امام جماعت میایستد نباید از جای مأموم بلندتر باشد، ولی اگر زمین سراشیبی باشد و امام در طرف بلندتر بایستد، در صورتی که سراشیبی آن زیاد نباشد بلکه به گونهای باشد که به آن زمین مسطح بگویند، مانعی ندارد.
مسئلۀ 1535:اگر جای ایستادن مأموم از جای امام بلندتر باشد، در صورتی که بلندی به مقدار متعارف باشد به گونهای که همۀ آنان یک اجتماع شمرده شوند، اشکال ندارد، مانند ساختمانهای قدیم که امام در صحن مسجد نماز میخواند و تعدادی از مأمومین در پشت بام میایستادند، ولی اگر بلندی زیاد باشد به شکلی که همۀ آنها یک جماعت شمرده نشوند، جماعت اشکال دارد مانند برجهای چند طبقه که اقتدای طبقات به همدیگر اشکال دارد.
شرط سوم: بنا بر احتیاط واجب فاصلۀ بین امام و مأموم یا مأمومین با یکدیگر بیشتر از یک گام معمولی نباشد.
مسئلۀ 1536:احتیاط واجب آنست که بین جای سجدۀ مأموم و جای ایستادن امام جماعت بیشتر از یک گام معمولی فاصله نباشد، همچنین اگر انسان به واسطۀ مأمومی که جلوی او ایستاده به امام متصل باشد، بنا بر احتیاط واجب باید فاصلۀ جای سجدهاش از جای ایستادن او بیشتر از یک گام معمولی نباشد و احتیاط مستحب آنست که جای سجدۀ مأموم با محل ایستادن کسی که جلوی اوست بیش از حد متعارف فاصله نداشته باشد.
مسئلۀ 1537:اگر مأموم به واسطۀ کسی که سمت راست یا چپ او اقتدا کرده به امام جماعت متّصل باشد و از جلو به او متصل نباشد، بنا بر احتیاط واجب باید با کسی که سمت راست یا چپ او اقتدا کرده است، بیشتر از یک گام معمولی فاصله نداشته باشد.
مسئلۀ 1538:اگر بین کسانی که در یک صف ایستادهاند کسی که نمازش باطل است و بچّه ممیز، یعنی بچّهای که خوب و بد را میفهمد بلکه غیر ممیز فاصله شود، در صورتی که فاصله کم باشد و به اتّصال ضرر نرساند، مانعی ندارد، ولی اگر چند نفر که نمازشان باطل است فاصله شود یا به دلیل دیگری فاصله ایجاد شود، نماز باطل است.
شرط چهارّم: مأموم جلوتر از امام نایستد.
مسئلۀ 1539:مأموم نباید در تمام حالات از امام جماعت جلوتر بایستد و احتیاطاً مساوی و برابر هم نباشند و در تمام حالات کمی عقبتر از امام جماعت بایستد و در صورتی که جلوتر بایستد اگر به وظائف منفرد عمل کند و عمداً قرائت را ترک و رکنی را زیاد نکند، اگرچه نماز او به صورت جماعت منعقد نمیشود، ولی اصل نماز باطل نیست.