مصرف خمس

 

مسئلۀ 2118:خمس بنا به فرمودة فقهای بزرگوار به دو قسم تقسیم می‏شود:

1- سهم سادات بنا بر اقوی‏ باید در اختیار مجتهد اعلم جامع شرایط گذاشته یا از او اجازه گرفته شود تا به سادات محتاج و مستحق داده شود یا به ساداتی که در سفر درمانده باشند کمک کند - و لازم نیست که گروه دوم از سادات، فقیر و محتاج باشند - و یا به سید یتیم که ظاهر آنست فقیر باشد، داده شود. اگر سهم سادات از مصرف سادات اضافه بیاید، مجتهد اعلم واجد شرایط آن اضافه را به مصرف سهم امام‏(ع) می‏رساند کما اینکه اگر کم بیاید، باید مخارج سادات را از سهم امام‏(ع) جبران کند.

2- سهم امام‏(ع) در عصر حاضر که امام معصوم‏(ع) غایب است، واجب است در اختیار فقیه اعلم جامع شرایط قرار داده شود تا به مصارف مقرّر شرّعیه برساند یا در هر راهی که او اجازه بدهد به مصرف برسد و اقوی‏ آنست که همۀ خمس مخصوصاً ارباح مکاسب که عمده‏ترین آنهاست و حقّ واحدی است در عصر امام معصوم‏(ع) مربوط به امامت و رهبری است و در عصر حاضر که مربوط به نواب عام آن حضرت است، در اختیار مجتهد اعلم جامع شرایط قرار می‏گیرد و امام مسلمین که در حال حاضر فقیه جامع شرایط مبسوط الید است موظف است که سادات نبوی را تحت پوشش قرار دهد وکمبود و نیازمندیهای آنان را جبران کند.

مسئلۀ 2119:کسی که به اموالش خمس تعلق گرفته است اگر به مجتهد جامع شرایط یا نمایندة او نرساند یا به مصرفی برساند که مورد رضایت و اجازۀ او نیست، تکلیفش ساقط نشده و موظف است مجدّداً خمس را به مجتهد جامع شرایط یا نمایندة او پرداخت کند یا با اجازۀ مجتهد یا وکیل او در طُرق مقرّرة شرّعیه مصرف کند.

مسئلۀ 2120:به سیدی که در سفر درمانده است در صورتی که سفرش سفر معصیت نباشد یا اگر در سفر معصیت بوده توبه کرده باشد می‏توان خمس داد و لازم نیست که سید حتماً در وطنش محتاج و نیازمند باشد.

مسئلۀ 2121:به ساداتی که عادل نیستند میتوان خمس داد، ولی به ساداتی که نعوذ بالله مرتکب گناه میشوند و خمس دادن به ایشان موجب تقویت و تجری ایشان در گناه می‏شود دادن خمس جایز نیست و سیدی نیز که تجاهر به معصیت می‏کند حتی اگر خمس دادن به او کمک به گناهش نباشد، احتیاط مستحب آنست که از دادن خمس به او هم اجتناب شود.

مسئلۀ 2122:به سیدی می‏توان خمس داد که انسان یقین پیدا کند که او سید است یا دو نفر عادل بر سید بودن او شهادت دهند و تنها به صرف ادعای کسی نمی‏شود سید بودن او را باور کرد و کسی که در شهر و روستا ومنطقة خود و در میان مردم به سید بودن شهرت دارد، در صورتی که این شهرت موجب اطمینان گردد، می‏شود به او خمس داد.

مسئلۀ 2123:کسی که خمس بر او واجب است، جایز نیست به اشخاصی که واجب النفقه هستند، مانند پدر، مادر، فرزند و همسر خمس بدهد تا آنان به مصارف و مخارجی برسانند که بر خمس دهنده واجب است، ولی اگر یکی از آنان مخارج دیگری دارد که بر عهدۀ خمس دهنده نیست، چه آن مخارج بر آنان واجب باشد چه نباشد و آنان نتوانند آن مخارج را تأمین کنند، خمس دهنده می‏تواند به او خمس دهد تا در آن مخارج مصرف کند.

مسئلۀ 2124:سیدی که محتاج است، اگر مخارجش بر عهدۀ دیگری باشد و او نیز نتواند یا نخواهد که مخارج او را بدهد، می‏تواند خمس بگیرید.

مسئلۀ 2125:در صورتی که حاکم شرع صلاح بداند می‏تواند دفعتاً آنقدر خمس در اختیار سید فقیر قرار دهد که او را بینیاز کند، ولی اگر به تدریج به او بدهد، احتیاط واجب آنست که بیش از مخارج یک سالش را به او ندهد و مخارج سال هم در خوراک و پوشاک خلاصه نمی‏شود، بلکه اگر سّید فقیر دارای زن و فرزند و حتی مادر و پدر است و هیچ کدام از ایشان قدرت تامین زندگی خود را ندارند، جایز است مخارج او و افراد تحت تکفل او را، از قبیل خوراک و پوشاک و مسکن و هزینه‏های تحصیلی فرزندان و جهیزیة دختران که متعارف است، تأمین کند.

مسئلۀ 2126:کسی که مستحق خمس است، مانند سید فقیر، جایز نیست خمس را از خمس دهنده بگیرید و تملک کند و بعد به او ببخشد.

 

احکام جابجایی خمس

 

مسئلۀ 2127:اگر در شهر خمس دهنده مستحق وجود نداشته باشد و نگهداری خمس هم ممکن باشد و یقین کند و یا احتمال بدهد که مستحق پیدا شود، اگرچه جایز است خمس را به شهر دیگر منتقل کند، ولی مخارج نقل و انتقال را نباید از خمس کم کند و اگر در حفظ و نگهداری خمس کوتاهی کند و خمس تلف شود، ضامن است.

مسئلۀ 2128:اگر در شهر خمس دهنده مستحق نباشد و احتمال پیدا شدن هم داده نشود یا نگهداری خمس تا پیدا شدن مستحق ممکن نباشد، واجب است خمس را به جای دیگر منتقل کند و می‏تواند مخارج بردن را از خمس کم کند، گرچه بهتر است کم نکند و اگر در نگهداری و حفظ آن کوتاهی کند ضامن است.

مسئلۀ 2129:در مواردی که در شهر خمس دهنده مستحق وجود دارد، میتوان خمس را به شهر دیگری انتقال داد، ولی انتقال دهنده مخارج بردن آنرا باید خودش بپردازد و در این صورت اگر عین خمس تلف شود ضامن است، ولو اینکه در حفظ و نگهداری آن کوتاهی نکرده باشد و در این فرض و در هر فرض دیگری که انتقال خمس به شهر دیگر موجب تأخیر در پرداخت آن بیش از حدّ متعارف شود و فوریت عرفی پرداخت خمس صدق نکند، تأخیر جایز نیست.

مسئلۀ 2130:در مواردی که خمس دهنده با اجازۀ حاکم شرع جامع شرایط خمس را به جای دیگر منتقل کند و در حفظ و نگهداری آن کوتاهی نکند، اگر تلف شود ضامن نیست. همچنین اگر به کسی تحویل دهد که او از طرف حاکم شرع وکیل است خمس را بگیرد و به شهر دیگری منتقل کند، وقتی که خمس را به وکیل تحویل داد، تکلیف از خمس دهنده ساقط است و ذمّه‏اش بَری می‏شود.

مسئلۀ 2131:همان طور که قبلاً گفتیم سهم سادات نیز در حکم سهم امام‏(ع) است که باید با اجازۀ مجتهد جامع شرایط یا نمایندة او به مصرف برسد و مواردی که بردن سهم امام‏(ع) با اجازۀ حاکم شرع جامع شرایط یا نمایندة او صورت می‏گیرد، جایز است و حکم سهم سادات نیز همین گونه است، بنابراین اگر کسی سهم سادات را بدون اجازۀ مجتهد جامع شرایط یا نمایندة او مصرف کند، کفایت نمی‏کند و دوباره باید با اجازۀ ایشان به مصرف برساند.