زکات گندم، جو، خرما و کشمش (غلّات چهارگانه)
مسئلۀ 2181: زکات گندم، جو، خرما و کشمش، زمانی واجب میشود که عرفاً به آنها گندم، جو، خرما و کشمش گفته شود، گرچه بهتر آنست در کشمش، از زمان انگور شدن و در خرما از زمان زرد یا سرخ شدن میوه، محاسبه کنند.
مسئلۀ 2182: زمان محاسبة نصاب غلّات اربعه هنگامی است که آنها خشک شده باشند، بنابراین اگر هر یک از آنها هنگامی که تَر بود به حدّ نصاب برسد، ولی موقعی که خشک شد از آن حد کمتر شود، زکات ندارد.
مسئلۀ 2183: اگر مالک، هر یک از غلاّت چهارگانه را پیش از زمان وجوب زکات به مصرف برساند، اما اگر میماند و خشک میشد، به حدّ نصاب میرسید، زکات ندارد، ولی اگر احتیاط کرده و محاسبه کند و زکات آنرا بدهد، بسیار خوب است.
مسئلۀ 2184: اگر مالک مقداری خرما یا انگور داشته باشد، در صورتی که خشک آن به حدّ نصاب برسد میتواند به عنوان زکات به فقیر بدهد، اگرچه بهتر است صبر کند تا همۀ آن خشک شود و نیز احتیاط آنست که اگر قبل از خشک شدن به عنوان زکات میخواهد بپردازد، به قصد قرض بدهد و بعد به جای زکات محاسبه کند.
مسئلۀ 2185: اگر یکی از غلّات چهارگانه که متعلّق زکات شده، جنس خوب و بد داشته باشد، احتیاط آنست که زکات هر یک را از خود آن بدهد و بهتر است که همه را از جنس خوب بدهد و جایز نیست از بد داده شود و در صورتی که بخواهد قیمت آنها را به عنوان زکات بپردازد، اگر متوسّط آنها را محاسبه کند کفایت میکند، گرچه بهتر است که قیمت خوب را محاسبه کند.
مسئلۀ 2186: اگر مالک در چند شهر که فصول آنها اختلاف زمانی زیادی با هم دارند و زراعت و میوة آنها در یک وقت به دست نمیآید گندم، جو، خرما یا انگور داشته باشد و همۀ آنها محصول یک سال حساب شوند، هر محصولی که زودتر از همه میرسد، اگر به حدّ نصاب رسید واجب است همان وقت زکات آنرا بپردازد و زکات بقیه را هر وقت که به دست آمد، امّا اگر آن چیزی که اوّل به دست آمد به حدّ نصاب نرسد، باید صبر کند تا بقیه هم آماده شود و اگر بقیه هم آماده شد و با هم به حدّ نصاب رسیدند، زکات آنها واجب است و اگر به حدّ نصاب نرسد، زکاتشان واجب نیست و در رسیدن مجموع به حدّ نصاب، لازم نیست آنچه اوّل آماده شده باقی باشد.
مسئلۀ 2187: اگر درخت خرما یا انگور در سال دوبار میوه بدهد، در صورتی که میوة یک سال حساب شود و روی هم به حدّ نصاب برسد، بنا بر احتیاط واجب زکات آنرا بدهد.
مسئلۀ 2188: اگر کسی انگور یا خرمای روی درخت را قبل از تعلّق زکات بخرد، یا گندم و جو را قبل از بستن دانه بخرد و به حدّ نصاب برسد، واجب است خریدار زکات را بپردازد، ولی اگر بعد از تعلّق زکات بخرد یا اجاره کند، زکات بر عهدۀ فروشنده است و در صورتی که فروشنده زکات را نپردازد، فقرا که صاحبان حق هستند یا حاکم شرع جامع شرایط میتواند از آن عین که متعلّق به زکات است، هر جا که پیدا شد، مقدار زکات را بردارد.
مسئلۀ 2189: هنگامی که مالک زکات غلّات چهارگانه را پرداخت کرد، ولو اینکه سالیان درازی بر آن بگذرد، مجدّداً زکات بر آنها تعلّق نمیگیرد.
مسئلۀ 2190: مالک درخت خرما میتواند زکات خرما را که روی درخت است و هنوز چیده نشده است از همان خرمای پیش از چیده شدن بپردازد و هم میتواند قیمت آنرا بدهد.
مسئلۀ 2191: مالک میتواند زکات غلّات چهارگانه را، هم از خود آنها بدهد و هم قیمت آنها را بدهد و هم میتواند به عنوان قیمت، جنس دیگر بدهد و حتّی جایز است منفعت خانه یا مغازه را به عنوان زکات در اختیار فقرا قرار دهد، گرچه بهتر آنست در صورتی که غیر پول را به عنوان زکات میپردازد، مصلحت فقرا را رعایت کند و با حاکم شرع نیز مشورت کند و با اجازۀ او این کار را انجام دهد.
نصاب غلّات چهارگانه
مسئلۀ 2192: نصاب گندم، جو، کشمش و خرما 288 من تبریز- هر من640 مثقال- است، چیزی معادل 45 مثقال کمتر از 864 کیلوگرم و هر وقت نصاب به این مقدار برسد واجب است زکات آنرا بپردازد.
مسئلۀ 2193: هر یک از غلّات چهارگانه، اگر از آب باران و نهر طبیعی یا رودخانه، آبیاری شوند یا ریشة آنها از رطوبت زمین استفاده کند، زکات آنها یکدهم و اگر با آب چاه یا از طریق کشیدن با دلو و با موتور و مانند آن از رودخانه، چاه یا استخر یا حتّی دریا، آب بکشند و زراعت را آبیاری کنند، زکات آنها یکبیستم است و اگر از هر دو طریق بهطور مساوی استفاده کنند، زکات نصف آنها یکدهم و نصف دیگر یکبیستم است و اگر بهطور مساوی نباشد، تابع نظر عرف است یعنی اگر عرف بگوید از نهر و رودخانه و مانند اینها آب خورده، یکدهم و اگر بگوید از دلو و چاه و موتور پمپ و امثال آن آب خورده، یک بیستم، زکات واجب است، ولی در جایی که عرف هم نتواند تشخیص بدهد و بین نهر، رودخانه، رطوبت زمین، موتور پمپ، دلو، چاه و امثال آن، مردد باشد، اقوی آنست که مقدار یکبیستم زکات بدهد و کفایت میکند، ولی احتیاط مؤکد آنست که یکدهم را در صورت تردید حساب کند.
مسئلۀ 2194: اگر زراعت با آبیاری به وسیلۀ باران و رودخانه، رشد لازم را داشته باشد و در عین حال از طریق دلو و پمپ و مانند آن هم آبیاری شود در صورتی که آبیاری دوّمی، تأثیری در اضافه شدن محصول نداشته باشد، باید یکدهم را زکات بدهد، امّا اگر وسیلة اصلی و مؤثر آبیاری، دلو و مانند آن باشد، زکات آن یکبیستم است، گرچه گاهی هم از آبیاری طبیعی استفاده کرده باشد.
مسئلۀ 2195: اگر کسی زراعتی را با آب چاه، دلو، پمپ و مانند آن آبیاری کند و کسی هم در زمین مجاور کشت کند که از رطوبت زمین مجاور استفاده میکند و احتیاجی به آبیاری ندارد، زکات زراعتی که از آبیاری با دلو و موتور و مانند آن استفاده میکند یکبیستم و زراعت اراضی مجاور یکدهم است.
مسئلۀ 2196: منظور از مؤونه و مخارج زکات عبارت است از تمامی مخارج و هزینههایی که عرفاً برای کشت و غرس درخت و بهطور کلّی برای به دست آوردن محصول زراعت و باغداری مصرف میشود، مانند مزد کارگری که زمین را شخم میزند یا میکارد یا مزد دروگر و آبیاری کننده و یا اجاره بهای زمینهایی که برای کشت اجاره میشوند یا اجرت المثلی که در برابر زمین تصرّف عدوانی شده میپردازند، یا پولی که به نگهبان غلّه و گندم و میوههای چیده شده یا به کارگر برای خشکاندن خرما، کشمش، آماده کردن محل خشکاندن میوهها، نهر سازی، آماده سازی محل آبیاری، خرید ماشین آلات کشاورزی و تعمیر آنها یا هزینههای استهلاک، خرید بذر کشت و هزینة اصلاح درختان میوه پرداخت میشود یا چیزهایی که از طرف حکومتها از محصول و یا قیمت آن گرفته میشود، همۀ اینها از مصادیق بارز و ظاهر مؤونه به حساب میآید.
مسئلۀ 2197: احتیاط واجب آنست که نصاب را قبل از کسر مخارج در نظر بگیرد و بعد از آنکه بدون کسر مخارج به حدّ نصاب رسید، مخارجی را که میتواند کسر کند. در ضمن مسائل آتی نحوة کسر آنها و مخارجی که از اصل مال، قبل از رسیدن به حد نصاب، برداشته میشود، توضیح داده خواهد شد.
مسئلۀ 2198: آن مقداری که از طرف حکومت یا هر قدرتی به عنوان مقاسمه- که از اصل محصول کم میشود- از غلّات اربعه برداشته میشود، قبل از محاسبه حدّ نصاب کسر میشود و بعد از کسر آن مقدار، اگر چیزی باقی ماند و به حدّ نصاب رسید، زکات واجب است.
مسئلۀ 2199: هزینهای که برای هر کدام از این غلّات چهارگانه میشود، حتّی آن مقدار از قیمت اسباب و وسایل که در اثر زراعت و باغداری کم شده یا از بین رفته است، بعد از محاسبه و به حدّ نصاب رسیدن، کم کند و زکات مابقی را بپردازد، مثلاً اگر قبل از کم کردن مخارج عمومی غلّه به 25 مثقال کمتر از 288 من تبریز، برسد مقدار مخارج را کسر کرده و زکات مابقی را بپردازد.
مسئلۀ 2200: بذری که برای کشت مصرف میشود، در صورتی که زکاتش داده شده باشد یا از اموالی تهیه شده باشد که زکات ندارند، از مؤونه محسوب و پس از کسر مقدار آن، زکات مابقی اگر به حدّ نصاب برسد، داده شود؛ امّا اگر خود آن بذر هم زکات داشته باشد، زکات مجموع در صورتی که به حدّ نصاب برسد باید داده شود و اگر مجموع به حدّ نصاب برسد، فقط زکات خود بذر لازم و واجب است.
مسئلۀ 2201: کسی که زمین زراعی، گاوآهن، تراکتور و مانند اینها از آن خودش باشد یا بعضی از آنها ملک خودش باشد، نمیتواند برای آنها چیزی کسر و مؤونه حساب کند و همچنین کارهایی که خودش انجام داده یا دیگران بهطور رایگان برایش انجام دادهاند را نیز نمیتواند جزء مخارج حساب کرده و از محصول کم کند.
مسئلۀ 2202: کسی که باغ انگور یا درخت خرما خریداری کرده است، قیمت باغ و درخت جزء مؤونه حساب نمیشود، امّا اگر پول داده و خرما یا انگوری که هنوز چیده نشده را خریداری کند، آن مقدار پولی که برای خرید داده جزء مخارج حساب میشود و پس از کسر آن، باید زکات مابقی را بپردازد.
مسئلۀ 2203: اگر کسی زمینی بخرد و در آن گندم یا جو بکارد، پولی که برای خرید زمین داده جزء مخارج حساب نمیشود، امّا اگر پول داده و خود زراعت را خریده، آن پول جزء مخارج حساب میشود و میتواند آنرا کسر کند و زکات مابقی را اگر به حدّ نصاب برسد، باید بپردازد و در هر صورت وقتی که میخواهد پول زراعت را کم کند باید در صورتی که کاهش قیمت داشته باشد، قیمت کاه را اوّل از پول زراعت کسر کند و بعد مابقی پول را جزء مخارج به حساب آورد، مثلاً اگر زراعتی را پانصد تومان بخرد و قیمت کاه صد تومان باشد، صد تومان را از پانصد تومان کم کند و مابقی را که چهارصد تومان است، جزء مؤونه حساب کند.
مسئلۀ 2204: کسی که بدون گاو، تراکتور و وسایل دیگر، میتواند زراعت و کشاورزی کند، اگر این وسایل را بخرد، با وجود دخالت آنها در امر کشاورزی، نمیتواند پولی که بابت خرید آنها داده جزء مخارج حساب کند.
مسئلۀ 2205: کسی که بدون گاو، تراکتور و چیزهای دیگری که در زراعت لازم است نمیتواند کشاورزی کند، در صورتی که بخرد و در کشت و کار از آنها استفاده کند، اگر به خاطر زراعت بهطور کلّی از بین برود، میتواند آنها را جزء مؤونه حساب کند و اگر مقداری از قیمت آنها به خاطر زراعت کم شده باشد، همان مقدار را میتواند از مؤونه حساب کند، ولی اگر قیمت آنها قبل و بعد از کشاورزی کم نشده باشد، نمیتواند چیزی از آنرا جزء مخارج حساب کند.
مسئلۀ 2206: اگر کسی در یک طرف زمین گندم و جو بکارد که زکاتشان واجب است و در طرف دیگر نخود و لوبیا و مانند آن بکارد که زکاتشان واجب نیست و مخارجی هم برای هر یک انجام بدهد، خرج هر کدام به پای خودش حساب میشود و اگر برای هر دو خرج کرده است باید به نسبت بین هر دو تقسیم شود، در صورتی که مخارج هر دو به یک اندازه باشد، میتواند نصف مخارج را از آنچه که به آن زکات تعلّق میگیرد و نیم دیگر را از آن دیگری کسر کند.
مسئلۀ 2207: بنا بر احتیاط واجب، هزینة توزین غلّات چهارگانه برای جدا کردن مقدار زکات، از باب مقدّمة واجب به عهدۀ مالک است و از محصول به عنوان مخارج کسر نمیشود.