احکام تصرّف و معامله در زکات
مسئلۀ 2228: اگر مالک و عائلة او قبل از پرداخت زکات محصولشان، مقداری از آنرا مصرف کنند یا به عنوان غیر زکات به فقیر بدهند، واجب است زکات آن مقدار را، حساب کنند و بدهند.
مسئلۀ 2229: اگر کسی غلّات چهارگانه را خریداری کند و شک کند که آیا فروشنده زکات آنها را داده یا نه، لازم نیست چیزی را به عنوان زکات پرداخت کند، امّا اگر بداند فروشنده زکات آنها را نداده است، در این فرض دو صورت دارد:
1- حاکم شرع جامع شرایط، معاملة آن مقداری را که باید از بابت زکات پرداخت میشده، اجازه ندهد و بخواهد از همان جنس زکات دریافت کند، معاملة آن مقدار باطل است و او میتواند از مشتری همان مقدار را طلب کند و در صورت وجود عین همان را تحویل بگیرد و در صورت تلف شدن قیمت آنرا دریافت کند.
2- حاکم شرع واجد شرایط معاملة آن مقدار را اجازه دهد، در این صورت معامله صحیح است و اگر خریدار تمام پول را به مشتری نداده باشد واجب است قیمت آن مقدار زکات را به حاکم شرع بپردازد، امّا در صورتی که خریدار تمام پول را به فروشنده تحویل داده باشد، فروشنده میتواند مقدار زکات را از خریدار پس بگیرد و در هر دو فرض اگر فروشنده پس از فروش زکات را بپردازد معامله با امضای فروشنده صحیح خواهد بود.
مسئلۀ 2230: اگر کسی از دنیا برود و ورثة او بدانند که اموالش مشمول زکات است، ولی شک داشته باشند که در دوران حیات زکاتش را پرداخت کرده یا نه، در صورتیکه عین مال موجود باشد یا حتی تلف شده، ولی مورد ضمان باشد، در هر دو صورت اظهر آنست که باید ورثه، زکات مورّث را بدهند و اگر عین مال باقی نیست و تلف شده است بهطوری که مورد ضمان هم نیست، ظاهر آنست که پرداخت چیزی بر ورثه واجب نیست.
مسئلۀ 2231: کسی که زکات بدهکار است، اگر زکات را از عین مالی که متعلَّق زکات است، کنار بگذارد تا به مستحق بپردازد، میتواند در مابقی تصرّف کند و نیز اگر قیمت یا معادل آنرا از اموال دیگرش کنار بگذارد میتواند در همۀ مال تصرّف کند.
مسئلۀ 2232: کسی که زکات را کنار گذاشته است تا به مستحق بدهد، نمیتواند همان را برای خود بردارد یا با چیز دیگر عوض کند.
مسئلۀ 2233: عین مالی که برای زکات جدا شده و در دست جدا کننده است، تجارت با آن صحیح نیست و اگر با اجازۀ حاکم شرع جامع شرایط با آن تجارت یا هر نوع معاملهای بکند که مصلحت زکات در آن باشد صحیح است و هر چه سود داشته باشد متعلق به مستحق زکات است.
مسئلۀ 2234: اگر چند نفر در مالی که زکات به آن تعلق پیدا کرده است شریک باشند و یکی از آنها زکات سهم خودش را بپردازد و بعد مال را تقسیم کنند، اگر با اجازۀ حاکم شرع یا شریکش پرداخته باشد ایراد ندارد، امّا اگرخودش بدون اینکه از حاکم اجازه بگیرد یا رضایت شریک یا شرکا را جلب کند، پرداخت کرده باشد، بنا بر اقوی، اشکال ندارد، گرچه احتیاط آنست که رضایت شریکش را به دست آورد.
زکات و دِین مسئلۀ 2235: کسی که خمس یا زکات بدهکار است و کفّاره، نذر یا یمین و مانند آن هم بر او واجب شده و به دیگران هم مقروض است، اگر اموالش بر همۀ آنها کفایت کند، چنانچه همه مطالبه کنند باید بپردازد، امّا اگر نمیتواند همۀ آنها را بپردازد، اگر مالی که متعلَّق خمس یا زکات است از بین نرفته باشد، واجب است خمس و زکات را بر همه مقدّم بدارد، امّا اگر مالی که متعلَّق خمس یا زکات بوده از بین رفته باشد، اگر در میان اموال باقی مانده مالی باشد که حقّ النّاس در آن وجود دارد، مثلاً عین آن چیزی که قرض کرده موجود است و صاحبش هم مطالبه میکند، احتیاط مقدّم داشتن حقّ النّاس بر چیزهای دیگر است و اگر چنین نیست احتیاط آنست که اموال بهطور نسبی میان بدهیها تقسیم گردد و این احتیاط ترک نشود. مسئلۀ 2236: کسی که از دنیا رفته است و خمس یا زکات بدهکار است و کفّاره و نذر و حج و مانند اینها بر او واجب شده است و از طرفی بدهکار نیز هست و اموالش بر همۀ اینها کفایت نمیکند، در صورتی که مال متعلَّق خمس یا زکات موجود است، بر ورثه واجب است خمس و زکات را بر چیزهای دیگر مقدّم بدارند و بقیۀ مال را بر چیزهای دیگری که بر او واجب است تقسیم کنند، ولی اگر مالی که خمس و زکات بر آن تعلّق پیدا کرده، موجود نیست و از بین رفته است، واجب است مال او را بین خمس، زکات، قرض، نذر و حجّ، تقسیم کنند، گرچه احتیاط اینست که حج را بر سایر دیون مقدّم بدارند و برای آنچه در حج مصرف میشود، قصد زکات کنند. مسئلۀ 2237: کسی که از دنیا رفته و هم به مردم بدهی دارد و هم مالی دارد که بر آن زکات تعلّق گرفته است، بر ورثة او واجب است، اوّل زکات مال را بپردازند و سپس بدهی او را ادا کنند. مسئلۀ 2238: کسی که از دنیا رفته و بدهکار است در حالی که گندم، جو، خرما و انگور دارد دو صورت دارد: 1- ورثه قبل از واجب شدن زکات بر موارد فوق، بدهی میت را از اموال دیگر او بپردازند یا طوری تضمین کنند که موجب برائت ذمۀ میت شود، در این صورت سهم هر کدام از ورثه که به حدّ نصاب زکات برسد، آن وارث باید زکات آنرا پرداخت کند. 2- ورثه قبل از واجب شدن زکات بر آنها بدهی میت را نپردازند که این هم دو صورت دارد: الف) دارایی میت به اندازة بدهی او باشد که در این صورت واجب نیست زکات بپردازند. ب) دارایی میت بیش از بدهی او باشد، که اگر پرداخت بدهی میت موقوف به اینست که مقداری از غلّات هم ضمیمه شده و به طلبکار داده شود، این مقدار هم متعلَّق زکات نیست و در مابقی سهم هر کدام از ورثه که به حدّ نصاب برسد، واجب است زکات آنرا بپردازد. مسئلۀ 2239: کسی که بدهکار است و نمیتواند اکنون بدهی خود را بپردازد، اگرچه برای مخارج روزمرّه و زندگی محتاج نباشد، طلبکار میتواند طلب خود را از بابت زکات حساب کند. مسئلۀ 2240: کسی که از مستحق طلب دارد میتواند طلب خود را بابت زکات- اگر بر عهده دارد- حساب کند، به شرط آنکه فقیر بدهی را در راه گناه مصرف نکرده باشد و یا اگر هم مصرف کرده، از آن توبه کرده باشد یا از این طریق او را تشویق به توبه کند. مسئلۀ 2241: اگر فقیر از دنیا برود و دارایی او به اندازة بدهیاش نباشد، طلبکار میتواند پس از برداشتن مقدار دارایی از بابت طلب خود مابقی را اگر زکات بر عهدهاش است، بابت زکات حساب کند، ولی اگر دارایی او به اندازة قرضش باشد، ولی ورثه از پرداخت بدهی امتناع میکنند و یا به هر طریقی طلبکار به طلب خود نمیرسد، باید به حاکم شرع جامع شرایط رجوع کند تا ایشان را وادار به پرداخت کند.