مصرف زکات فطره
مسئلۀ 2312:مصرف زکات فطره همان مصارف هشتگانة زکات اموال است و به هر کدام از آنها برسدکفایت میکند، ولی احتیاط مؤکد آنست که فقط به شیعیان دوازده امامی که فقیر و مسکین هستند، بدهند و آن کسی که زکات فطره میگیرد لازم نیست عادل باشد، ولی به کسی که زکات فطره را در راه معصیت مصرف میکند یا آشکارا مرتکب گناه میشود یا کسی که شراب خوار است،اگر آشکار هم نباشد، بنا بر احتیاط زکات فطره داده نشود مگر آنکه در اثر دادن زکات فطره او از گناه منصرف گشته و توبه کند.
مسئلۀ 2313:جایز است کسانی که زکات فطره میدهند، اگر طفل شیعهای را فقیر یافتند و ولیّ قهری داشته باشد، زکات فطره را به طفل تملیک کنند و احتیاطاً در اختیار ولیّ او قرار دهند تا به مصرف طفل برساند و اگر ولیّ قهری نداشت با اجازۀ حاکم شرع یا نمایندة او به طفل تملیک کنند و از طرف طفل نیز قبول کرده و برای او صرف کنند و در صورتی که دسترسی به حاکم شرع یا نمایندة او نباشد، میتوانند از طریق فردی که مشهور به امانت و سلامت است، به کودک تملیک کنند و به مصرف او برسانند.
مسئلۀ 2314:با صرف گفتن و ادّعا فقر کسی ثابت نمیشود و نمیتوان به او زکات فطره داد، مگر آنکه از گفته و ظاهر حال او، اطمینان به فقر او حاصل شود، یا ظنّ و گمان پیدا شود یا اینکه بدانند سابقاً فقیر بوده، که در این سه صورت میتوان به او زکات داد.
مسئلۀ 2315:اگر کسی، به فردی به گمان اینکه فقیر است، زکات بدهد و بعد معلوم شود که فقیر نبوده، چند حالت دارد:
1- مالی که به او داده از بین نرفته و بتواند آنرا پس بگیرد، در این صورت واجب است پس بگیرد و به مستحق برساند.
2- مالی که به او داده باقی است و از بین نرفته است، ولی زکات دهنده نمیتواند پس بگیرد، در این صورت ضامن است و باید عوض آنرا به عنوان زکات فطره به مستحق واقعی بدهد.
3- مالی که به او داده از بین نرفته، ولی گیرندة زکات فطره هم خود را فقیر و مستحق نمیدانسته و از طرفی میدانسته یا احتمال میداده است آنچه به وی داده میشود زکات فطره است، در این صورت گیرندة زکات فطره ضامن است و باید عوض آنرا به زکات دهنده بدهد تا او در اختیار مستحق قرار دهد و یا به نیابت از او در اختیار مستحق قرار دهد.
4- آن مال از بین رفته است و گیرندة زکات فطره هم نمیدانسته و یا احتمال نمیداده است آن زکات فطره باشد و یا فکر میکرده در گرفتن زکات فطره استحقاق شرط نیست، در همۀ این حالات گیرندة زکات فطره ضامن نیست و واجب است زکات دهنده، عوض آنرا به مستحق برساند.
مسئلۀ 2316:سید میتواند زکات فطرة خود و سادات نانخورش را هم به سید دیگر و هم به غیر سید بدهد، ولی غیر سید نمیتواند به سید زکات فطره بدهد.
مسئلۀ 2317:همسر انسان اگر مطلّقه شد چه رِجعی و چه غیر رِجعی در صورتی که نانخور شوهرش حساب شود، زکاتش بر عهدۀ شوهر است.
مسئلۀ 2318:کسی که زکات فطره بر او واجب است در زمان وجوب، هم میتواند آنرا به صورت جنس جدا کرده و کنار بگذارد و هم میتواند قیمت آنرا با پول رایج معین کرده و کنار بگذارد و هر وقت که جنس یا پولی را جدا کرد و کنار گذاشت و قصد قربت به عمل آورد، کفایت میکند و هر موقع آنرا به مستحق بدهد به عنوان زکات فطره به حساب خواهد آمد.
عزل (کنار گذاشتن) زکات فطره و احکام آن
مسئلۀ 2319:عبارت است از اینکه چیزی را به عنوان زکات فطره جدا کرده و کنار بگذارد. اگر کسی به عنوان بخشی از زکات فطره، چیزی معین کرده و کنار بگذارد، آنچه کنار گذاشته شده زکات فطره محسوب میشود و نمیتوان آنرا عوض کرد یا در آن تصرّف به عمل آورد، منتهی باقی مانده از مقدار زکات در میان بقیۀ اموال است و حکم زکات فطرة جدا نشده را دارد؛ امّا اگر زکات فطره را در جنسی معین کند که مقدار آن بیش از اندازة زکات فطره باشد بهطوری که مقدار زاید، قابل مسامحه نبوده و مشترک میان زکات فطره و مالک باشد، ظاهراً صدق عنوان عزل زکات فطره (کنار گذاشتن زکات فطره) بر آن مشکل است. لذا بعید است احکام زکات فطرة عزل شده (کنار گذاشته شده) بر آن جاری شود. پس اقوی آنست که از عزل (کنار گذاشتن) در جنس بیشتر از مقدار زکات اجتناب شود و همچنین از عزل (کنار گذاشتن) جنسی که مشترک میان وی و دیگری است، اگرچه سهم وی به اندازة زکات فطره باشد، اجتناب شود.
مسئلۀ 2320:جایز است به هر فقیر مستحق آنقدر زکات فطره بدهند که او را از فقر بیرون آورده و در حدّ متعارف بینیاز کنند و احتیاط واجب آنست که کمتر از مقدار یک صاع (سه کیلوگرم) به هر فقیری داده نشود.
مسئلۀ 2321:مستحب است در پرداخت زکات فطره، خویشان مستحق و همسایگان فقیر را بر دیگران مقدّم بدارد و اهل علم مستحق را بر دیگران مقدّم بدارد و در مواردی که مرجّحات در تزاحم با یکدیگر قرار بگیرند باید اهمّ و مهم را ملاحظه کند و مثلاً اول خویشان، سپس همسایگان، بعد اهل علم و صاحبان فضیلت است و اگر یکی از آنها ترجیح بیشتری داشته باشد مثلاً کسی هم همسایه باشد و هم از اهل علم، بر آن کسی که مثلاً فقط از اهل علم است، ارجح است، مگر اینکه صاحب یک ملاک آنقدر اهم باشد که بر صاحب دو ملاک ترجیح داشته باشد.
مسئلۀ 2322:انسان لازم نیست، نیت زکات فطره را به زبان آورد یا از قلبش بگذراند، بلکه همین اندازه که برای اطاعت فرمان خدا انجام دهد و اگر از وی سؤال کنند بگوید زکات فطره را برای انجام امر و فرمان الهی میپردازم، کفایت میکند.