احکام خرید و فروش
مسئلۀ 2323:در خرید و فروش خواندن صیغۀ عربی آن لازم نیست، اگر فروشنده به قصد فروش، جنس خودش را در مقابل جنس خریدار قرار دهد و با هر لغت و واژهای بگوید، این مال را در برابر آن قرار دادم و فروختم و خریدار هم بگوید قبول کردم، معامله درست است، بلکه اگر هیچ چیز هم نگویند و بدون هیچ گفتاری فروشنده مال خودش را در برابر چیزی که مال مشتری است، قرار دهد تا ملک مشتری شود و مشتری هم قبول کند، معامله درست و جنس فروشنده ملک مشتری و مال مشتری ملک فروشنده شده است.
مسئلۀ 2324:مسائل خرید و فروش و معاملات تا اندازه مورد نیاز، به خصوص برای کسانی که تجارت میکنند، واجب است.
مسئلۀ 2325:اگر انسان به سبب ندانستن مسئله، نداند معاملهای که انجام داده صحیح است یا باطل، در آن مال و عِوضی که گرفته، نمیتواند تصرّف کند، مگر آنکه بداند مالک در تصرّف مورد معامله رضایت داده است- معامله صحیح باشد یا نباشد- و در این صورت تصرّف جایز است، ولی اگر رضایت مالک را نداند، تصرّف جایز نیست و اگر حکم شرعی معامله را میدانسته، ولی الان شک کرده است که آیا موقع معامله به مسئله توجّه داشته یا نه، در این صورت ظاهر آنست که معامله صحیح و تصرّف در مال جایز است.
مستحبّات معامله
مسئلۀ 2326:فروشنده کالا مستحب است میان مشتریان در قیمت کالا فرق نگذارد و در تعیین آن سخت نگیرد. اگر مشتری نادم شد و تقاضای به هم زدن معامله را داشت، بپذیرد. موقعی که تحویل داد زیادتر تحویل بدهد و موقعی که تحویل میگیرد کمتر تحویل بگیرد. همیشه در یاد خدا بوده، مخصوصاً به ذکر شهادتین و سبحاناللّه، مشغول باشد.
مسئلۀ 2327:قسم خوردن در معامله اگر راست باشد، مکروه و اگر دروغ باشد حرام است.
معاملات مکروه
مسئلۀ 2328:انسان در عین اینکه باید تلاش کند از راههای مباح و حلال کسب روزی کند و برای خانواده رفاه و آسایش در حدّ متعارف فراهم سازد و این تلاش امری مطلوب است، مناسب است از یک سری کارها دوری کند و حداقل به عنوان شغل و منشأ درآمد از آنها استفاده نکند و اگر به صورت دائم و مستمر و منبع درآمد از آنها استفاده کند کاری نامطلوب و مکروه مرتکب شده است. در اسلام یک سری معاملات وجود دارد که انجام آنها مکروه است و از آن جمله است:
1- فروش ملک، مگر آنکه با آن ملک دیگری بخرد؛
2- قصّابی، یعنی انتخاب ذبح حیوانات به عنوان شغل؛
3- کفن فروشی؛
4- انسان کار خود را فقط فروش گندم و جو، از میان مواد غذایی قرار دهد؛
5- صرافی؛
6- حجامت؛
7- شکار؛
و نیز مکروه است:
1- معامله با مردم پست و تنگ نظر، طوری که اهلیت قدردانی نداشته و خوبی و بدی در نظر آنان یکسان باشد؛
2- معامله حین طلوع صبح و خورشید؛
3- انسان وارد معاملهای که دیگری میخواهد انجام بدهد، بشود؛
4-جلوتر از همه وارد بازار شدن و دیرتر از بقیه خارج شدن، مگر آنکه برای رفع نیاز نیازمندان این کار را انجام دهد در این صورت کراهت آن معلوم نیست، در هر صورت بازار از این نظر در مقابل مساجد قرار دارد که آنجا مستحب است انسان زودتر از همه وارد شده و دیرتر خارج شود؛
5- کم کردن قیمت بعد از اتمام معامله؛
6- وکالت آن کسی که به قیمتها از تمام جهات وارد است و قیمت بازار را در دست دارد با پیشنهاد خود وکیل از ناحیه کسی که بیاطلاع است در مواردی که مصالح موکل رعایت نمیشود.
البته معاملات مکروه بیش از این اندازه است و علاقهمندان میتوانند به کتابهای فقهی مفصّل مراجعه کنند.