ادامه معاملات حرام

 

3- خرید و فروش چیزهایی که عرفاً جنبۀ مالی نداشته یا معمولاً برای حرام استفاده می‏شوند

مسئلۀ 2346:خرید و فروش چیزهایی مانند یک دانة گندم، یک پر کاه یا چیزی که شرعاً فاقد جنبۀ مالی است و خرید و فروش آن ممنوع شناخته شده است، مانند ابزار و آلات لهو و لعب، در صورتی که اختصاص به حرام داشته باشد، حرام و باطل است.

مسئلۀ 2347:چیزهایی که هم منافع حلال دارند و هم حرام، اگر برای منا فع حلال خریداری شود حلال و اگر برای منافع حرام بخرند، حرام است، بنابراین وسایلی مانند رادیو، تلویزیون، ویدئو، گیرنده‏های ماهواره‏ای، ضبط صوت و چیزهایی که با آن به اینترنت وصل شده و اخبار تهیه می‏کنند، اگر برای منافع حلال خرید و فروش شود، حلال است.

مسئلۀ 2348:اگر کسی انگور بفروشد به این قصد که خریدار از آن شراب تهیه کند، معاملة حرام انجام داده و بنا بر اظهر معامله هم باطل است، ولی اگر برای مقاصد دیگری بفروشد، ولی بداند خریدار از آن استفادة حرام خواهد کرد، گرچه اصل معامله صحیح است، ولی بهتر است از معامله با کسی که استفاده حرام می‏کند خودداری شود، مخصوصاً اگر ترک معامله با او باعث دوری او از گناه شود و اصلاً نتواند مرتکب گناه شود، بنابراین اگر فروش انگور در انحصار اوست، واجب است از باب نهی از منکر از فروختن به او خودداری کند.

مسئلۀ 2349:ساختن مجسّمة انسان و حیوانات حرام است، ولی خرید و فروش مجسّمه و کالاهایی که روی آنها چهرة انسان یا حیوان کندهکاری شده مانعی ندارد.

مسئلۀ 2350:عکاسی، فیلمبرداری، نقّاشی و خرید و فروش آن (عکس و فیلم و نقاشی) جایز و حلال است، مگر آنکه مفاسدی بر آن مترتب باشد و در این صورت باید از آن خودداری کرد.

 

4-خرید و فروش چیزهایی که آمیخته به رباست‏

مسئلۀ 2351:معاملة ربوی آنست که انسان کالایی را در برابر مقدار اضافی و زاید از همان کالا یا همان کالا را در برابر مقدار مساوی از همان کالا با مقداری پول اضافه یا همان کالا را با مقدار مساوی از همان کالا و انجام کار اضافی یا همان کالا در برابر همان مقدار کالا، ولی با قرار مدّت برای یک طرف بفروشد، مثلاً یک خروار گندم را در برابر یک خروار گندم و پنج من دیگر از همان گندم، یا یک خروار گندم در برابر یک خروار و هزار تومان پول اضافی، یا یک خروار گندم در برابر یک خروار گندم و کاری برای فروشنده یا یک خروار گندم نقد را در برابر خروار گندمی که بعد از مدّتی تحویل داده خواهد شد، بفروشد، همۀ اینها رباست و این نوع معاملات ربوی هستند که هم حرام‏ هستند و هم باطل. مطابق روایات اسلامی گناه یک درهم ربا، بزرگ‏تر و سخت‏تر از گناه هفتاد مرتبه زنا با محارم است. 

مسئلۀ 2352:اگر یکی از دو کالای هم جنس، معیوب و دیگری سالم یا یکی خوب و دیگری بد باشد یا اینکه آن دو جنس با هم اختلاف قیمت داشته باشند و در مقام معامله، بیشتر از مقداری که تحویل داده می‏شود، تحویل گرفته شود، باز هم رباست، هم حرام و هم معامله باطل است.

مسئلۀ 2353:در مواردی که دو جنسی که با هم اختلاف قیمت دارند، یا با عیب و بیعیب هستند یا اینکه خوب و بد دارند را می‏خواهند معامله کنند و اضافه هم بگیرند و بخواهند که ربا هم نشود، می‏توانند چیزی را ضمیمه کنند به شکلی که از معاملۀ مثل به مثل همراه با زیاده خارج شود. مثلاً یک خروار گندم خوب را که ارزشی دو برابر گندم دیگری با کیفیت پایین‏تر دارد، باید به دو خروار گندم با کیفیت پایین‏تر همراه مثلاً یک جفت کفش یا یک توپ پارچه بفروشند. اما بهتر آنست که گندم خوب را به پول بفروشند و بعد با آن پول دو خروار گندم ارزان‏تر بخرند و اساساً افزودن ضمیمه، برای جلوگیری از وقوع ربای معاملی و معاوضی است.

مسئلۀ 2354:اساساً ربای بیع مثلبهمثل همراه با زیاده، در کالاهایی صورت می‏گیرد که یا مَکیل است یعنی با پیمانه فروخته می‏شود یا موزون، یعنی آنرا با توزین معامله می‏کنند، پس اگر پارچه‏ای که با متر فروخته می‏شود یا گردو و تخممرغ که با شماره فروخته می‏شود را معامله کنند و زیاده بگیرند مثلاً ده عدد گردو داده و یازده گردو بگیرند اشکال ندارد. اگر در بعضی از شهرها با شمارش و بعضی دیگر با پیمانه و وزن بفروشند، ملاک همان شهری است که معامله در آن واقع می‏شود و اگر در اکثر شهرها با پیمانه و وزن بفروشند، احتیاط واجب آنست که در هیچ شهری زیاده نگیرند.

مسئلۀ 2355:اگر چیزی که فروخته می‏شود و مابهازای آن از یک جنس نباشند، زیاده گرفتن مانعی ندارد، بنابراین اگر مثلاً سه کیلو برنج داده و پنج کیلو گندم بگیرد، مانعی ندارد؛ ولی اگر جنسی که می‏فروشد و مابهازای آن از یک اصل به دست آمده باشد مانند ماست و شیر یا میوة رسیده و کال، در این صورت اگر مثلاً پنج کیلو شیر بدهد و هفت کیلو ماست بگیرد ربا بوده و معامله حرام و باطل است. میوه رسیده و نرسیده هم همین طور، مگر اینکه از راه ضم ضمیمه مسئلۀ ربای معاوضی را حل کند که قبلاً توضیح داده شد.

مسئلۀ 2356:در ربای معاوضی جو و گندم یک جنس حساب می‏شوند، بنابراین اگر سه کیلو گندم را در برابر چهار کیلو جو مثلاً معاوضه کند، ربا و حرام است، مثلاً اگر الان ده کیلو جو بخرد و سر خرمن ده کیلو گندم تحویل دهد مثل آنست که زیادی گرفته، ربا و حرام است.

مسئلۀ 2357:اگر مسلمان از کافری که در پناه اسلام نیست یا در پناه اسلام است، ولی در شریعت او ربا حلال است، ربا بگیرد، اشکال ندارد.

مسئلۀ 2358:میان پدر و فرزند و نیز زن و شوهر ربا وجود ندارد.

مسئلۀ 2359:خرید و فروش پولهای ناهمجنس مانند معاملة ریال در برابر دلار و پوند و مانند آن، از قبیل معاملة مثل به مثل همراه با زیاده نیست و معاملة ریال به ریال در صورتی که برای فرار از ربای قرضی نباشد، ایراد ندارد.

 

5- خرید و فروشی که آمیخته و همراه غش باشد

«غش»، آمیختن و مخلوط کردن جنس خوب و بد، مرغوب و نامرغوب یا جنسی با قیمت بالا با جنس کم ارزش است، به‌طوری که به آسانی قابل تشخیص نباشد مانند امتزاج روغن با پیه، شیر و آب، عسل و شکر و مانند اینها. از پیامبر گرامی اسلام‏(ص) روایت شده است که فرمودند: هر کس با برادر مسلمان خود غش کند، خدای عالم برکت روزی او را از بین می‏برد و راه معاش را بر او بسته و او را به خود واگذار می‏کند  و در روایت دیگری در صحیح هشام، امام صادق‏(ع) نقل می‏فرمایند که رسول اکرم‏(ص) سه بار تکرار فرموده است:  «آن کسی که با مسلمانان غش کند از ما به شمار نمی‏رود».

مسئلۀ 2360:فروشنده در معامله هرگاه قیمت جنس مورد معامله را به خریدار بگوید، واجب است تمام خصوصیاتی را که به واسطۀ آنها قیمت مال تغییر کرده و کم یا زیاد می‏شود را بیان کند تا غِش و تدلیس لازم نیاید، به عنوان مثال باید بیان کند نسیه خریده یا نقد و در این جهت فرق نمی‏کند که جنس را به همان قیمتی که خریده بفروشد یا بیشتر و یا کمتر و اگر بعضی از آنرا نگوید و مشتری بعداً بفهمد، حق دارد معامله را به هم بزند.

مسئلۀ 2361:اگر فروشنده کالای نامرغوبی را با مرغوب بیامیزد و بفروشد، مثلاً روغن را با پیه مخلوط کرده و بفروشد، دو صورت دارد:

الف- یک بار این است که فروشنده جنس را مشخّص کرده و بگوید، این روغن را می‏فروشم و مشتری هم نداند، در این حالت مشتری می‏تواند معامله را به هم بزند، زیرا یا از قبیل فقدان وصف است که مصداق تدلیس و «خیار تدلیس» خواهد داشت یا از قبیل مخلوط شدن آب با شیر یا روغن با پیه است که اگر از نظر عرف عیب حساب شود موجب «خیار عیب» است و اگر مانند مخلوط شدن گندم با خاک است، در این صورت اگر آن جزء خارجی عرفاً مال محسوب نشود موجب تبعّض صفقه- معامله- و موجب «خیار تبعّض صفقه» خواهد بود و اگر جزء مخلوط شده مال محسوب شود، معامله در برابر آن باطل است، چون آن چیزی که معامله کرده غیر از آن چیزی است که تحویل داده است؛ بنابراین مشتری می‏تواند از همان جنس مورد معامله، مطالبه کند یا معامله را به هم بزند.

ب- یک دفعه نیز معامله بر یک امر کلّی انجام می‏شود، مثلاً روغن یا گندم را به صورت کلّی می‏فروشند، ولی در مقام تحویل، جنس مخلوط شده و مغشوش را به مشتری تحویل می‏دهند، مثلاً گندم را با خاک مخلوط کرده و تحویل می‏دهد یا شیر مخلوط به آب را به مشتری تحویل می‏دهد، در این صورت معامله صحیح است، ولی‏خریدار حق دارد آن جنس را به فروشنده مسترد و جنس خالص مطالبه کند.

مسئلۀ 2362:غش کردن حرام است، چه به وسیلۀ خود فروشنده صورت بگیرد یا کس دیگر، در صورتی که فروشنده آنرا به مشتری بدهد و به آسانی و راحتی برای مشتری قابل تشخیص نباشد، ولی اگر جنس معیوب یا ارزان یا نامرغوب، در داخل جنس مورد فروش آن چنان آشکار باشد که اگر کسی کوتاهی نکند می‏فهمد، چنانچه مشتری به خاطر کوتاهی خودش متوجّه نشود، دیگر از موارد غِش به شمار نمی‏آید و اعلام آن به مشتری لازم نیست.