حقوق پدر، مادر، همسر، فرزند و احکام آنها

الف- نفقه و احکام آن‏

مسئلۀ 3223:نفقه عبارت است از خوراک، پوشاک، تأمین مسکن مناسب و مخارج دیگر زندگی که در حدّ متعارف لازم است. این نوع نفقه در فقه در مواردی واجب می‏شود و آن کسانی که نفقه آنان واجب است در اصطلاح فقهی «واجب النّفقه» نامیده می‏شوند و آنان کسانی هستند که مخارج آنان به ترتیبی که می‏آید بر انسان واجب است و افراد واجب النّفقه سه دستهاند:

الف- زن دائم یا زن موقّتی که موقع اجرای عقد، شرط نفقه کرده است.

ب- پدر و مادر و نیز پدران و مادران آنان هر چه بالا روند.

ج- پسر و دختر و اولاد آنان هرچه پایین روند.

مسئلۀ 3224:غیر از سه دسته‏ای که در مسئلۀ پیش گفته شد، خویشاوندان دیگر مانند برادر، خواهر، عمو، دایی و خاله و مانند آنها واجب النفقه نیستند، اگرچه مطلوب و مستحب است که اگر نیازمند باشند و انسان توانایی داشته باشد، نفقه ایشان را بدهد و همیشه آنان را در نظر داشته باشد.

مسئلۀ 3225:احکام نفقه زن در مسئلۀ ‏3124 گذشت، اما نفقه دو دسته دیگر وقتی واجب می‏شود که خودشان مال و توانایی کسب و کار را نداشته باشند و انسان علاوه بر توانایی، نزدیک‏ترین فرد به آنها باشد یا به ترتیبی که در مسئلۀ بعد خواهد آمد نزدیک‏ترین فرد مخارج آنان را ندهد.

مسئلۀ 3226:نفقه اولاد بر پدر و پدران او نزد مشهور فقها، بلکه نزد بعضی ادّعای اجماع شده- به ترتیبی که هر کدام نزدیکترند- واجب است. در دادن نفقه به اولاد، پدر بر جد و جد هم بر پدرجد و هکذا تقدّم دارند. اگر هیچ‌یک از آنها نباشند یا توانایی انجام وظیفه نداشته باشند، در این‌صورت بر مادر واجب است نفقه را بپردازد. اگر مادر هم نباشد یا توانایی پرداخت نفقه را نداشته باشد یا اینکه ندهد و رجوع به حاکم شرع و عدول مؤمنین امکان نداشته باشد، چنانچه مادرِ پدر، پدرِ مادر و مادرِ مادر، هر سه وجود داشته و توانایی نیز داشته باشند، دادن نفقۀ اولاد،  مشترکاً و به‌طور مساوی بر آنها واجب می‏شود. همچنین اگر پدر و مادر انسان، فقیر و ندار باشند، نفقه آنان بر اولاد و نیز فرزندان ایشان که تمکّن مالی داشته باشند، به ترتیب طبقات ارث، هر چه پایین رود واجب است. خواه اولاد پسری باشند یا دختری، نفقه پدر و مادر بر آنان واجب است. اگر کسی فقیر باشد و هم پدرش توانایی داشته باشد و هم فرزندش، بر آنان واجب است نفقه او را به‌طور مساوی و مشترک بپردازند و نیز اگر شخص فقیر هم فرزند دارد و هم مادر، ایشان به‌طور مساوی باید نفقه او را بدهند و اگر آن شخص فقیر هم پدر دارد و هم نوه، نفقه فقیر بر پدرش واجب است و اگر آن فقیر نه اولاد دارد و نه پدر، ولی نوه دارد و مادرش هم زنده است، نفقه او بر مادرش واجب است؛ اگر هم نوه داشته باشد، هم جد و هم جدّه، بایستی نوه، جد و جدّۀ او مشترکاً نفقه او را بپردازند و احوط آنست که این ترتیب رعایت شود.

مسئلۀ 3227:نفقه خود انسان بر نفقه زوجه مقدّم است و نفقه زوجه بر نفقه پدر و مادر و دیگر واجب النفقه‏ها، مقدّم است و در خویشان واجب‌النفقه، فرد نزدیک‏تر بر فرد دورتر مقدّم است، بنابراین نفقه پدر بر جد و نفقه اولاد بر نوه مقدّم است.

مسئلۀ 3228:اگر فرزند صغیر خود اموال و دارایی داشته باشد، ولیّ او می‏تواند از اموال خود صغیر نفقه‏اش را تأمین کند.

مسئلۀ 3229:اگر شخص متمکن از دادن نفقه واجب النفقه امتناع کند، حاکم شرع جامع شرایط او را وادار می‏کند تا نفقه را بدهد و اگر نشد حاکم شرع از اموال شخص برداشته و مخارج زندگی آنان را تأمین می‏کند.

مسئلۀ 3230:پدر و مادر علاوه بر اینکه واجب است مخارج زندگی فرزندانشان را مطابق مقررات شرعی تأمین کنند، تعلیم و تربیت و نظارت و اشراف کامل بر امور ایشان، آموختن و یاد دادن خواندن و نوشتن، شنا، تزویج آنان پس از بلوغ و حتّی تسمیه و انتخاب نام برای آنان و دیگر مسائلی که مطابق زمان برای فرزندان لازم است، نیز از حقوق فرزندان بوده و پدران و مادران باید در تحصیل آن برای فرزندان همّت کنند.

مسئلۀ 3231:اگر فرزند انسان نیاز به ازدواج داشته باشد طوری که در صورت ترک آن، احتمال وقوع حرام داده می‏شود، بر پدر و در صورت نبودن با حفظ مراتب بر مادر واجب است اگر متمکن باشد، اقدام کند و اگر پدر یا مادر شدیداً احتیاج به ازدواج داشته باشند و فرزند متمکن باشد، واجب است بر آن اقدام کند.

مسئلۀ 3232:پدر و مادر باید در میان فرزندان با عدل و انصاف عمل کنند و سزاوار نیست با تبعیض در بین ایشان رفتار کرده و غیر عادلانه مالی را بین ایشان تقسیم کرده و ببخشند، مگر اینکه بعضی از آنان نیازمندتر و یا از مرجّحات عقلی و شرعی برخوردار باشد.

 

ب - احکام و آداب پس از ولادت‏

اسلام برای انسان حرمت خاصی قائل است و با توجّه به مراحل مختلف زندگی، حتّی برای دوران انعقاد نطفه و قبل از آن و برای دنیا، آخرت و برزخ او دستورالعملهای مشخّص دارد. یکی از آن ادوار که دین مبین اسلام توجّه مخصوص به آن دارد، دوران پس از تولّد کودک است.

مسئلۀ 3233:مستحب است پس از ولادت نوزاد او را غسل دهند- بعضی از فقها فتوا بر وجوب غسل دادهاند- جامه سفید به نوزاد بپوشانند، در گوش راست و چپ کودک به ترتیب اذان و اقامه بگویند. اگر ممکن باشد کام او را با آب فرات و تربت حضرت سیدالشّهداء(ع) و اگر نشد با آب باران یا خرما بردارند و نیز مستحب است برای نوزاد ولیمه ولادت بدهند.

مسئلۀ 3234:مستحب است پدر و مادر برای نوزاد نام خوب انتخاب کنند و بهترین آنها نامی‏است که از آن معنای بندگی خدای عالم استفاده شود مانند عبداللّه، عبدالأحد، عبدالرحمن یا اسماء انبیای عظام و امامان معصوم(ع) مخصوصاً محمّد(ص) و علی‏(ع) و برای دختران نام زنان صالحه، مخصوصاً نام فاطمه‏(س) بهترین است. از امام صادق‏(ع) و ایشان از رسول گرامی‏ اسلام‏(ص) نقل می‏کنند که آن بزرگوار فرمودند: برای فرزندانتان نامهای خوب انتخاب کنید، برای اینکه روز قیامت با همان نامها مورد خطاب قرار می‏گیرند. 

مسئلۀ 3235:در روز هفتم ولادت نوزاد امور زیر مستحب است:

1- تراشیدن موی سر نوزاد، 2- ختنه کردن نوزاد، 3- دادن ولیمه ختنه، 4- قربانی کردن گوسفند، گاو و یا شتر، 5 – ذکر نام نوزاد و پدرش را موقع عقیقه کردن.

مسئلۀ 3236:مستحب است هموزن موهای تراشیده شده سر نوزاد، طلا یا نقره صدقه بدهند.

مسئلۀ 3237:ختنه پسر به خودی خود، واجب است و شرط صحّت طواف واجب و مستحب نیز هست و برای عبادات دیگر شرط صحت نیست و همچنین بریدن ناف بچّه واجب است.

مسئلۀ 3238:چنانچه بچّه ختنه شده به دنیا بیاید، ختنه کردن واجب نیست، ولی بهتر است چاقو را به محل ختنه بکشند تا به سنّت عمل شود.

مسئلۀ 3239:احتیاط آنست که ولیّ بچّه، تا قبل از بلوغ، او را ختنه کند، ولی اگر ولیّ بچّه به آن عمل نکرد، واجب است خودش پس از بلوغ خود را ختنه کند و در ختنه کننده اسلام شرط نیست.

 

عقیقه‏

مسئلۀ 3240:عقیقه کردن برای نوزاد مستحب است و راجع به آن در روایات اسلامی سفارش زیادی شده است، تا حدّی که ظاهر بعضی روایات، دالّ بر وجوب آنست. در باب فلسفۀ آن در روایات آمده که عقیقه در سلامت و بقای فرزند مؤثّر است و اگر از روز هفتم به تأخیر افتد، عقیقه تا دوران بلوغ کودک از پدرش ساقط نمی‏شود. اگر عقیقه را تا هنگام بلوغ کودک به تأخیر بیندازند، مستحب است خود او هر زمان قدرت داشته باشد، عقیقه کند، حتی اگر شک داشته باشد که برای او عقیقه کرده‏اند یا نه، باز هم مستحب است عقیقه کند هر چند سنّش زیاد باشد و اگر در دوران حیات او عقیقه نکرده باشند مستحب است ورثه بعد از مرگ برای او عقیقه کنند.

مسئلۀ 3241:حیوانی که برای عقیقه انتخاب می‏شود، باید شتر، گاو و یا گوسفند باشد و بهتر است تمام شرایط قربانی در آنها رعایت شود یعنی سالم و بدون عیب باشد. اگر شتر عقیقه کنند حدّاقل نیم سال، گاو دو سال، بز احتیاطاً دو سال و میش یک سال سن داشته باشد. رعایت این شرایط بهتر است، ولی واجب نیست؛ بلکه اگر آن حیوان چاق و پرگوشت باشد، کفایت می‏کند.

مسئلۀ 3242:عقیقه در نوزاد پسر و دختر فرقی ندارد، ولی بهتر است عقیقه برای پسر، حیوان نر و برای دختر حیوان مادّه باشد.

مسئلۀ 3243:بهتر است عقیقه را به‌طور ساده و با آب و نمک بپزند و حدّاقل ده نفر از مؤمنان را دعوت کنند تا از آن بخورند و برای نوزاد دعا کنند یا به صورت خام، گوشت آنرا در میان آنان تقسیم کنند و از آنان بخواهند برای نوزاد دعا کنند و در تقسیم کردن بهتر است استخوانهای عقیقه را نشکنند و یک‌چهارم آنرا به قابلۀ نوزاد بدهند.

مسئلۀ 3244:مکروه است که پدر و مادر نوزاد و نیز عایلۀ پدر از عقیقۀ نوزادشان بخورند. این کراهت برای مادر نوزاد شدیدتر است.

مسئلۀ 3245:اگر عقیقۀ فرزند را کس دیگری غیر از پدرش انجام دهد، کفایت می‏کند.

مسئلۀ 3246:اگر به جای قربانی کردن، پول آنرا به فقرا بدهند از عقیقه کفایت نمی‏کند، ولی اگر پول آنرا به فرد یا مؤسسه‏ای بدهند تا از آن پول، عقیقه تهیه کرده و آنرا بکشد و بین فقرا و مؤمنین تقسیم کند کفایت می‏کند.