حقوق‏

 

در منابع دینی و کتاب و فقه و سنت اسلامی- از جمله در رساله حقوق امام سجّاد(ع)- حقوقی بیان شده که در این رساله مجال پرداختن به همه آنها نیست و تنها به بعضی از آنها اشاره‏ای اجمالی میکنیم. بعضی از این حقوق واجب است که باید مورد توجّه و عمل قرار گیرد و بعضی غیر واجب و در عین حال تمامی آنها مطلوب و سزاوار رعایت است.

تمام این حقوق را می‏توان تحت عناوین پنجگانه زیر مطرح کرد:

1-حقوق طولی و حقوق الهی و وسایط فیض و رسول خدا(ص) و انبیاء و اولیاء(ع) و آنچه که از شئون ولایت حضرت حق به شمار می‏رود.

2- حقوق انسان نسبت به خودش.

3-حقوق متقابل افراد جامعه و انسانها نسبت به یکدیگر و حاکم و مردم.

4-حقوق ملتها نسبت به یکدیگر.

5- حقوق متقابل انسان و طبیعت.

 

الف- حقوق طولی، الهی، وسائط فیض الهی و شئون ولایت خداوند

 

1-حقوق خدای عالم بر انسان‏

بالاترین و خاص‏ترین حق که هیچ حقّی با آن برابری نمی‏کند، حق خدا بر انسان است و آن تنها حقی است که به صورت یک طرفه مطرح است. انسان باید توجّه داشته باشد که:

اوّلاً، خدا مولای انسان و مالک علیالاطلاق بر همه چیز اوست. خدای متعال به انسان نعمت وجود را داده و او را آفریده است تا با به کارگیری عقل، تدبّر، فکر، شعور و اعتقاد راسخ، خدا را بشناسد و معرفت درستی نسبت به او داشته باشد و خود را مؤمن به حضرتش بداند و پس از معرفت اجمالی و صحیح به اصل وجود، آنرا کمال بخشیده و تصدیق کند.

ثانیاً، پس از فراغت از اصل معرفت، تصدیق و ایمان به ‌وجود خدای بزرگ و پس از کنار گذاشتن شریکها و باور به یگانگی ذات اقدس حق، تنها او را عبادت کند و به توحید در مقام عبادت باور داشته باشد و از هرگونه شرک در عقیده و عمل نیز پرهیز کند. پس در مرحله اول از جهت نظر و اندیشه، موحّد باشد و در مرحله دوّم از جهت عقیده و عمل.

ثالثاً، با باور داشتن به اینکه خدا منعم حقیقی است و دیگران ابزار و اسباب اویند، قدر نعمتهایش را بداند و در برابر آن شاکر باشد و شکر هر نعمتی این است که آنرا خوب بشناسد، از مسیر درست به دست آورد، از آن درست استفاده کند و در مسیر مشروع به مصرف برساند.

رابعاً، رابطه حقیقی حضرت حق با بندگانش رابطه مولویت و عبودیت است. او ربّ، صاحب، مالک و ولیّ مطلق انسان است و انسان در تمام زوایای وجودی- حدوثاً و بقائاً- عبد اوست، لذا موظّف است در باب اوامر و فرامین الهی سر فرود آورد؛ در قوانین و مقررات فردی و اجتماعی از اوامر و نواهی او تبعیت و اطاعت کند و در امور سیاسی و حکومتی نیز تحت ولایت خداوند قرار گیرد و از کسانی که او آنها را صالح و امام می‏داند، اطاعت کند.

 

2- حقّ قرآن‏

یکی از حقوقی که بر مبنای حقوق خداوند بر انسان، مطرح می‏شود، حقّ قرآن است. این کتاب عظیم الهی و معجزه جاودانه رسول گرامی اسلام‏(ص) که دلیل جاودانگی ‏اسلام و خاتمیت پیامبر اکرم‏(ص) است، حقّ عظیمی بر گردن بشریت به ویژه مسلمانان دارد. قرآن تنها کتابی است که از ناحیه ذات اقدس پروردگار نازل گشته و برای هدایت بشر در همۀ جهان بدون کوچک‏ترین تحریف و دستبرد در اختیار انسان قرار داده شده است. در حدیثی از حضرت صادق‏(ع) نقل شده که فرمودند: «قرآن عهد نامه و پیمان نامه‏ای است که میان خدای عالم و انسان وجود دارد و سزاوار است که مسلمانان هر روز این عهدنامه را مورد توجّه قرار دهند و حدّاقل هر روز پنجاه آیه از آنرا تلاوت کنند».  تکرار تلاوت آیات قرآن، تأکید و اصرار بر عمل و توجّه به مفاد آن عهدنامه الهی است. بر اساس همین حق مسلمانان موظفند نسبت به خواندن و تدبّر در قرآن و فهمیدن پیامهای حیات بخش و عمل به آنها همت کنند و انس با قرآن را سیره و روش عمومی قرار دهند و از توجه به مضامین نورانی آن غفلت نکنند، چون سهل انگاری مسلمانان در انجام وظیفه، باعث سقوط و نابودی آنان شده و زمینه سستی عقاید و باورهای آنان را فراهم می‏سازد که در مقام عمل بیتوجهی به احکام الهی و عملی حرام خواهد بود.

مطابق مضامین بعضی روایات اسلامی، درجات بهشت با مقدار خواندن آیات قرآن و عمل طبق آن، محاسبه خواهد شد، از پیامبر اسلام‏(ص) روایت شده است که فرمودند: به درستی که شایسته‏ترین مردم به تواضع و فروتنی در نهان و آشکار، بدون شک، حامل قرآن خواهد بود؛ و آنگاه با صدای بلند فرمودند: ای کسی که قرآن را با خود داری، به وسیلۀ قرآن راه و روش تواضع را پیشه خود ساز تا خدای عالم تو را عزیز و سربلند کند و مبادا قرآن را وسیله تفاخر و مباهات قرار داده و خود را بر دیگران ترجیح دهی‏که اگر چنین کنی ذلیل و خوار خواهی شد. به هر کس قرآن داده شود و گمان برد که به دیگران چیز بهتری داده شده، همانا چیزی را که خدای عالم کوچک شمرده، بزرگ شمرده و چیزی را که خدای عالم آنرا بزرگ دانسته کوچک شمرده است . 

 

3-حقّ پیامبر اکرم‏(ص)، دیگر انبیاء و ائمّه معصومین(ع)

نبوت و امامت دو اصل مهم از اصول اعتقادات اسلامی و دو نعمت بزرگ از نعمتهای الهی است که خداوند بر بندگان منّت نهاده و در مسیر کمال و تربیت انسان، به عنوان اسوه در اختیار او قرار داده است.

نبوت و امامت تنها نعمتی برای بشریت و ساختن و تکامل نوع انسان نیست، بلکه دو نعمت بزرگ الهی برای کل نظام وجود و هستی است. طبق تعالیم دینی و نصوص برهانی، انبیای الهی(ع)، اولیای خداوند و ملائکه اللّه، وسایط فیض ربوبی، مجرای نزول برکات الهی برای دیگران و راههای معارف الهی به شمار می‏روند. اگر آنها- انبیاء و اولیای خدا(ع)- نبودند، راه معرفت و شناخت خداوند به روی بشریت بسته می‏ماند، آنان نقشی عظیم در استقرار خداپرستی، توحید، عدالت، نشر فضائل اخلاقی ‏و انسانی و ارزشهای الهی و تمدّن بشری داشته‏اند. اگر آنان نبودند یقیناً از علم و فضیلت خبری نبود و جاهلیت ریشهدار، اجازۀ رشد فکری و عقلی و شکوفایی ‏امور معنوی را نمی‏داد و بشریت از همۀ معارف بلند الهی، فلسفی و عقلی محروم می‏شد. هر کدام از این بزرگواران در هر مقطع از تاریخ، در دوران حیات پر برکت خود پرچمدار هدایت و نمونه کامل انسانیت و الگوی فضیلت، کرامت و تعالی انسان و مظهر اتمّ اسماء الهی و اسوه کامل بشریت در ابعاد گوناگون بوده‏اند؛ بنابراین لازم است مسلمانان در ارتباط با جایگاهی که انبیاء و اولیای الهی دارند، اولاً معارف و سخنان ایشان را دست نخورده و به زبان روز تبیین کنند و در اختیار تشنگان معرفت و حقایق الهی قرار دهند و ثانیاً سجایای اخلاقی و فضائل عالی انسانی و معنوی آنها را شناخته و نسبت به آنها آگاهی لازم را کسب کنند، هم خود یاد بگیرند و هم به نسلهای بعد بیاموزند و ثالثاً راه و روش و خط مشی فکری و عملی ایشان، از همه جهات روابط فردی، اجتماعی و سیاسی، به عنوان عالی‏ترین و مطمئن‏ترین روش فهم اسلام و معارف قرآنی و طبیعی‏ترین و معقول‏ترین الگو برای عینیت بخشیدن به اسلام و جامعه متّکی به ارزشهای الهی قرار گیرد؛ رابعاً با الگو قرار دادن آنان راه را برای جلب و جذب انسانهای سلیم الفطره و دردمند ولی دور مانده از اصل خویش، فراهم کرده و شرایط را برای هدایت و ارشاد آنان آماده کنند و با این شناختِ وظیفه و رعایتِ حقوق اولیای الهی، امکان تحقق مفاد حدیث ثقلین که فرموده رسول گرامی اسلام‏(ص) است به وجود می‏آید و انسان با پیروی از قرآن کریم و الگو قرار دادن سیره انبیای الهی و امامان معصوم(ع) به‌طور دائم از ضلالت و گمراهی مصون خواهد ماند.

ناگفته نماند، حقوق اولیای خدا منحصر به این موارد نیست و از آنجا که حقوق این بزرگواران از شئون حقوقی ربوبی است، دامنه‏ای وسیع و گسترده دارد که به بعضی از آنها قرآن کریم اشاره کرده و بعضی دیگر را نیز روایات اسلامی برشمرده است و علاقهمندان می‏توانند به کتابهای مفصل و از جمله رساله گرانسنگ حقوق از امام چهارم امام سجّاد(ع) مراجعه بفرمایند.