احکام کفالت‏

 

مسئلۀ 2787:کفالت آنست که انسان متعهد و ضامن شود که هر وقت طلبکار و یا کسی که نسبت به دیگری ذیحق است یا ادعای ذیحق بودن را دارد- طوری که ادعای او قابل قبول است- بدهکار یا طرف را بخواهد، او طرف را احضار کند و به آنان تحویل دهد. فرق بین کفالت و ضمان در این است که متعلَق ضمان به معنای خاص فقهی، اموال و حقوق و منافع است و متعلَق کفالت انسان است، این نوع تعهد و ضمانت را «کفالت» و به کسی که ضامن و متعهد می‏شود، «کفیل» و به طلبکار یا ذیحق و یا مدعی ذیحق بودن، «مکفولٌ له» می‏گویند.

مسئلۀ 2788:کفالت از عقود است و در میان کفیل و صاحب حق که مکفول له است واقع می‏شود و از عقود لازم است و بدون اقاله و قرارداد، حقّ به هم زدن آن برای کفیل و مکفول له و یا برای هر دو وجود ندارد.

مسئلۀ 2789:کفالت وقتی صحیح است که کفیل به هر لفظی ولو اینکه عربی نباشد، یا با عملی به صاحب حق بفهماند که متعهد و ضامن می‏شود هرگاه بدهکار، خود یا طرفش را بخواهد، او را حاضر کند و به او تحویل دهد و او نیز قبول کند.

 

شرایط کفالت‏

 

مسئلۀ 2790:کفیل باید عاقل و بالغ بوده و کسی وی را برای کفالت مجبور نکرده باشد و سفیه و ممنوع التصرف- در جایی که نیاز به تصرف مالی دارد- نباشد و قدرت احضار، آوردن و تحویل شخصی را که کفیلش شده، داشته باشد؛ ولی مکفول له که همان طلبکار یا ذیحق باشد و همچنین بدهکار و طرف صاحب حق لازم نیست عاقل، بالغ و غیر سفیه باشد، بنابراین کفالت غیر عاقل و سفیه با اجازۀ ولیّ ایشان درست و صحیح است.

مسئلۀ 2791:عقد کفالت ممکن است مطلق و بدون مدّت و نیز ممکن است مدتدار باشد؛ در صورت مدّتدار بودن، ممکن است آنقدر کم باشد که عرفاً فوری به حساب آید «معجّل» و یا مدّتدار غیر فوری باشد مثلاً قرارداد کفالت را یک دفعه به صورت فوری می‏بندند و گاهی به صورت یک هفته و یک ماهه یا بیشتر قرار می‏دهند و گاهی نه فیالفور را ذکر می‏کنند و نه مدّت را، در مواردی که فیالفور یا مطلق بگویند مراد همان فیالفور متعارف عرفی است و اگر مدّتدار بگویند باید زمان را طوری ذکر کنند که احتمال کم و زیاد شدن داده نشود.

مسئلۀ 2792:هر یک از موارد هفتگانه زیر قرارداد کفالت را به هم می‏زند:

1-کفیل، شخص بدهکار یا کسی که حق در گردنش است را تحویل طلبکار دهد و یا خودش حاضر شده و تسلیم گردد.

2- حقّ طلبکار و ذیحق ادا شود.

3 – ذیحق از حقّ خود صرف نظر کند.

4-بدهکار و کسی که علیه وی اقامه دعوی شده از دنیا برود.

5-کفیل بمیرد و از دنیا برود.

6-صاحب حق کفیل را از کفالت آزاد کند.

7- صاحب حق به وسیلۀ حواله یا هر وسیله دیگری حقّ خود را به دیگری واگذار کند.

مسئلۀ 2793:اگر صاحب حق بمیرد، کفالت باطل نمی‏شود؛ بلکه حقّ مکفول له به ورثه‏اش منتقل می‏شود.

مسئلۀ 2794:کفیل بدون رضایت طلبکار و صاحب حق، حقّ به هم زدن کفالت را ندارد، مگر آنکه در قرارداد کفالت این حق برای وی شرط شده باشد، ولی طلبکار و صاحب حق هر وقت بخواهد می‏تواند عقد کفالت را به هم بزند.

مسئلۀ 2795:قرارداد کفالت ممکن است به صورت رایگان برقرار شود و ممکن است در برابر عوض منعقد گردد و در صورتی که در برابر عوض قرار گیرد ممکن است عوض بر عهدۀ طلبکار یا بدهکار و یا بر عهدۀ فرد اجنبی باشد.

مسئلۀ 2796:اگر کفیل در زمان کفالت مدّتدار یقین پیدا کند یا احتمال معقول بدهد که شخص مورد کفالت قصد فرار دارد، می‏تواند او را پیش از موعد تحویل دهد و در این صورت قرارداد کفالت به هم می‏خورد.

مسئلۀ 2797:اگر کفیل بخواهد بدهکار را تحویل بدهد، در صورتی که این عمل مستلزم هزینه باشد، اگر با اجازۀ طلبکار و ذیحق باشد بر عهدۀ خود طلبکار است، ولی‏اگر بدون اجازه باشد، بر عهدۀ کفیل است.

مسئلۀ 2798:اگر شخصی فرد بدهکار یا آن کس که حقی بر گردن اوست را فراری دهد، در صورتی که طلبکار و صاحب حق دسترسی به او نداشته باشد، فراری دهنده باید او را پیدا کند و تحویل دهد یا اینکه بدهی او را بپردازد. فراری دادن قاتل از دست ورثه مقتول نیز از این قبیل است.

مسئلۀ 2799:اگر کفیل منکر قرارداد کفالت باشد، ولی صاحب حق آنرا ادعا کند، در صورتی که مدعی دعوای خویش را با دلیل اثبات نکند، کفیل که منکر کفالت است قسم می‏خورد و کفالت را منتفی می‏سازد.