احکام وقف‏

 

وقف در نظام وحیانی اسلام از اهمیت والایی برخوردار است و برای آن ثواب و جزای نیک وعده داده شده است، حتی در لسان روایات اسلامی از آن به صدقۀ جاریه که یک جریان نیک و مستمر است، تعبیر شده است. در اینباره از رسول گرامی اسلام‏(ص) وارد شده که فرمودند: وقتی که فرد مُرد و از دنیا رفت پرونده او بسته می‏شود و اعمال و کارهای او کلاً پایان می‏پذیرد، جز سه چیز که جاودانه و مستمر می‏ماند:

1-فرزند صالحی که از او می‏ماند و برای پدر و مادرش دعا می‏کند.

2- علم و دانشی که می‏ماند و دیگران از ثمره و آثار آن بهره‏مند می‏شوند.

3-صدقه جاریه‏ای که از آن وقف اراده شده است. 

نیز در لسان روایات اسلامی وقف از مصادیق قطعی صدقه جاریه شناخته شده است.

مسئلۀ 2858:وقف در مقابل حرکت و جریان و به معنای سکون، حبس و وقوف آمده است و در اصطلاح فقها به همین معنا به کار برده شده و آن عبارت از این است که انسان ملک ثابتی را نگهدارد و منافع آنرا برای شخص یا اشخاص یا برای کار و مصرفی فردی و اجتماعی و برای عنوانی تعیین کند، مثلاً زمینی را برای مسجد یا حسینیه یا به عنوان مدرسه یا برای فقرا مخصوص سازد. این نوع عمل را در اصطلاح «وقف» و به مالی که وقف شده «عین موقوفه» و به کسی که وقف می‏کند، «واقف» و به آن موردی که برای مصرف شدن در آن، وقف شده «موقوفٌ علیه» گفته می‏شود.

مسئلۀ 2859:وقف بر دو قسم است:

1-وقف خاص: مانند وقف چیزی بر اولاد خود یا برای خانواده فلان شخص خاص و فلان قبیله معین.

2- وقف عام: که اختصاص به افراد خاص ندارد، مثل وقف مسجد و حسینیه برای فقرا و سادات.

مسئلۀ 2860:وقتی که کسی چیزی را وقف کرد و به موقوف علیه یا متولی وقف، تحویل داد، از اختیار واقف خارج است و نه خود واقف و نه دیگران حق ندارند آنرا ببخشند یا بفروشند و مورد نقل و انتقال قرار دهند وکسی غیر از موقوف علیهم، مطابق آنچه در وقف نامه آمده است، از آن ملک ارث نمی‏برد و در بعضی موارد مطابق شرایط خاصی که در مسوغات بیع اعیان موقوفه، در مسائل 2377، 2378 و 2379 گفته شد، می‏توان اعیان موقوفه را فروخت.

 

شرایط وقف و واقف‏

 

مسئلۀ 2861:واقف باید عاقل، بالغ و دارای قصد و اختیار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصرف کند، بنابراین کودک، دیوانه یا کسی که مجبور و مُکرِه یا سفیه است و به‌طور مستقل حقّ تصرّف در اموالش را ندارد، اگر چیزی را وقف کند، صحیح نبوده و باطل است و همچنین کسی که به علت ورشکستگی به دستور حاکم شرع جامع شرایط، ممنوع التّصرّف در اموالش است نمی‏تواند اموال خود را وقف کند.

مسئلۀ 2862:در وقف چه به صورت عام و چه خاص، بنا بر احتیاط واجب علاوه بر قصد عنوان وقف، قصد قربت هم لازم است، گرچه لازم نیست واقف مسلمان باشد، بنابراین اگر غیر مسلمان هم چیزی را برای خدا وقف کند، صحیح است.

مسئلۀ 2863:در وقف صیغه و لفظ خاص لازم نیست، بلکه با هر لفظ یا عملی وقف بودن را نشان داده و بفهمانند و آنرا به نوعی تحویل دهند، صحیح است و اظهر آنست که وقف، حتی در وقف خاص، احتیاج به قبول ندارد، بنابراین اگر به قصد وقف ملکی را تحویل موقوف علیه یا متولی دهند یا مثلاً فرش یا ظرفی را در مسجد و حسینیه بیندازند و یا در آنجا بگذارند یا جایی را برای مسجد بودن بسازند و به عنوان وقف در اختیار نمازگزاران قرار دهند، وقف صحیح است.

مسئلۀ 2864:اگر کسی زمینی را برای مسجد بودن وقف کند، پس از آنکه واقف به قصد مسجد بودن اجازه داد افراد در آن زمین به عنوان مسجد نماز بخوانند، همین که یک نفر به قصد مسجد در آنجا نماز بخواند، وقف تحقق پیدا می‏کند. همچنین اگر واقف زمینی را برای مسجد بودن، وقف کند و آنرا به متولی به همین قصد تحویل دهد و یا زمین وقف شده برای مسجد را در اختیار سازمان و هر تشکیلاتی که مسئولیت ساخت مساجد و نظارت بر آنها را به عهده دارد، قرار دهد، کافی است، زیرا این کار تحویل دادن عین موقوفه به کسانی است که برای آنان وقف شده است.

مسئلۀ 2865:اگر کسی ملکی را برای وقف معین کند و پیش از خواندن صیغه وقف یا قبل از تحویل دادن به قصد وقف، پشیمان شود یا از دنیا برود یا یکی از شرایط لازم را از دست بدهد، مثلاً دیوانه شود، وقف صحیح نیست.

مسئلۀ 2866:مطابق نظر مشهور، واقف، وقف را باید منجّز و بدون تردید انجام دهد، بنابراین اگر واقف وقف را به شرطی مشروط کند که ممکن است آن شرط در حال و آینده، قطعی یا مشکوک و محتمل باشد و نیز ممکن است آن شرط در صحت وقف دخالت داشته باشد و ممکن است نداشته باشد و یا اختیاری باشد یا نباشد، چند حالت در اینجا متصور است:

1-اگر مشروط به شرطی باشد که محتمل الحصول بوده و حصول و عدم حصول آن در صحت وقف دخالتی نداشته باشد، اظهر و اقوی‏ آنست که وقف باطل است؛ مثلاً بگوید اگر زید از سفر برگردد من اموالم را وقف کردم.

2- مشروط به شرطی باشد که دخالت در صحت وقف دارد، ولی محتمل الحصول است؛ مثلاً بگوید اگر این خانه مال من باشد وقف کردم، ولی واقف نمی‏داند مال او شده یا نه، چون مثلاً هنوز نمی‏داند پدرش فوت کرده تا خانه به عنوان تنها وارث به او برسد، اظهر آنست که در اینجا هم باطل است.

3-اگر مشروط به شرطی بشود که دخالت در صحت وقف دارد و آن شرط برای واقف حین وقف، قطعی الحصول است، اظهر آنست که در این صورت اگر ظاهر جمله دارای تعلیق است، ولی حقیقت تعلیق وجود ندارد، صحیح است. مثلاً واقف ‏می‏داند خانه ملک اوست و این گونه می‏گوید، اگر این خانه مال من باشد آنرا وقف کردم.

4-اگر مشروط به شرطی باشد که آن شرط دخالتی در صحت وقف ندارد، ولی حین وقف قطعی الحصول است؛ مثلاً روز جمعه است و واقف هم می‏داند و می‏گوید: اگر امروز جمعه باشد من مالم را وقف کردم، اگرچه صورتاً تعلیق است، ولی حقیقتاً چون تعلیق وجود ندارد، اظهر آنست که وقف صحیح است.

مسئلۀ 2867:کسی که مالی را وقف می‏کند، اگر از زمان وقف برای ابد وقف کند صحیح است، ولی اگر بگوید این مال بعد از مرگ من وقف باشد، در صورتی که عرف از آن وصیت بفهمد، به عنوان وصیت به وقف صحیح است و مطابق احکام وصیت به آن عمل خواهد شد و اگر عرف وصیت نفهمد یا اصلاً چیزی از آن نفهمد، باطل است. اگر بگوید این مال تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد و یا ده سال وقف باشد و پس از آن پنج سال نباشد و دوباره برگردد و وقف باشد، در این صورت اگر از قراین و شواهد احوال معلوم شود، نظر او حبس است، احکام حبس را جاری کنند و اگر این گونه معلوم نشود، اقوی‏ آنست که وقف باطل و مطلوب آنست که مطابق نظر او عمل کنند.

مسئلۀ 2868:وقف وقتی صحیح است که مال وقف شده در تصرف متولی وقف یا موقوف علیهم که مال برای آنان وقف شده، یا وکیل یا ولی ایشان قرار گیرد، منتها اگر ولی چیزی را برای اولاد صغارش وقف کند نیازی به قبض جدید ندارد بلکه به قصد اینکه مال وقف آنان باشد و از طرف بچه‏ها آنرا نگهداری کند، وقف صحیح است.

مسئلۀ 2869:اگر کسی مالی را وقف کند برای کسانی که هنوز به دنیا نیامده‏اند، به دلیل عدم تحقق قبض و تحویل دادن، وقف صحیح نیست، ولی اگر وقف بر اشخاصی‏کند که بعضی وجود دارند و متولد شده‏اند و بعضی نیستند، وقف صحیح است و قبض موجودین کفایت می‏کند و آنان که موجود نیستند بعد از به دنیا آمدن با دیگران شریک می‏شوند.

مسئلۀ 2870:اگر چیزی را برای خودش وقف کند که درآمد آن به مصرف زندگی خودش برسد، اظهر آنست که وقف صحیح نیست. حتی اگر آنرا وقف کند که پس از مرگ سود و درآمد آن خرج مقبره‏اش شود، نیز صحیح نیست، ولی اگر مالی را برای فقرا و مستمندان وقف کند و بعد از آن خود فقیر شود می‏تواند از منافع آن استفاده کند.

مسئلۀ 2871:چیزی که وقف می‏شود باید عین آن موجود باشد بنابراین وقف کردن دین یا چیز نامشخص، صحیح نبوده و باطل است و نیز وقف منافع جایز نیست و مثلاً صحیح نیست سکونت خانه را وقف کند، ولی وقف خانه برای سکونت یا وقف درخت برای استفاده از میوه آن و وقف گوسفند برای استفاده از شیر و پشم آن صحیح است، اگرچه در هنگام وقف درخت، میوه نداشته یا گوسفند شیر و پشم نداشته باشد.

مسئلۀ 2872:مصرفی که ملک را برای آن وقف می‏کنند باید حلال و به‌طور مردّد نباشد، مثلاً اگر ملک خود را برای یکی از دو مسجد مردداً و بدون تعیین وقف کند یا برای ترویج باطل و دفاع از ظلم ظالم و مانند آن وقف کند، باطل است؛ ولی اگر به شکل کلی و عام، مثلاً برای مساجد وقف کند، اشکال ندارد، مثلاً بگوید این ملک را وقف کردم تا درآمد آن برای هر کدام از این دو یا چند مسجد مصرف شود.