ادامه احکام وقف

 

شرایط ضمن قرارداد وقف

 

مسئلۀ 2873:واقف می‏تواند برای استفاده از وقف، شرایطی را ضمن قرارداد وقف بگذارد، در صورتی که آن شرایط مشروع باشد، صحیح و لازمالوفاست و واجب است مطابق آن عمل شود، مثلاً اگر شرط کند این ملک را وقف می‏کنم برای سکونت طلاب علوم دینی و غیر طلاب حقّ سکونت نخواهند داشت و اگر شرط کند طلاب اگر بخواهند در آن خانه بمانند باید نماز شب بخوانند، واجب است به آن شرط عمل شود و الاّ حق ندارند در آن ملک و مدرسه سکونت کنند.

مسئلۀ 2874:اگر کسی خانه و باغ را با همان خصوصیات خودشان، برای اشخاص خاصی مثلاً سادات، وقف کند و از صراحت وقف یا ظاهر آن یا نشانه‏های دیگر معلوم شود نظر واقف حفظ عنوان خانه و باغ است، در این صورت تغییر آن به هیچ چیز دیگری در حد امکان جایز نیست و بلکه اگر احتمال هم بدهد که نظر واقف حفظ عنوان است، احتیاط واجب آنست که در حد ممکن تغییر داده نشود.

 

تولیت و نظارت بر وقف و احکام آن

 

مسئلۀ 2875:اگر واقف برای چیزی که وقف کرده متولی تعیین کند، واجب است مطابق قرارداد واقف رفتار بشود، ولی اگر متولی تعیین نکند، در صورتی که برای افراد خاصی وقف کرده باشد، مثلاً برای سادات فلان محله، در این صورت چون واقف متولی تعیین نکرده، نسبت به تأمین مصالح خود وقف و مصالح طبقات بعد موقوف علیهم و هر اقدامی که در حفظ و نفع بیشتر داشتن وقف و طبقات دخالت داشته باشد، اختیار با حاکم شرع جامع شرایط است. نسبت به مصالح و منافع طبقه موجود، اگر آنها بالغ باشند اختیار با خودشان است و اگر بالغ و عاقل نباشند، اختیار با ولیّ آنهاست و در استفاده طبقه موجود از وقف، احتیاجی به اجازۀ حاکم شرع نیست.

مسئلۀ 2876:اگر ملکی را برای افراد مخصوصی، مثلاً برای اولاد خودش وقف کند تا هر طبقه پس از طبقه اول از آن استفاده کنند و در صورتی که متولی با رعایت مصالح وقف یا مصالح طبقه بعد، آنرا اجاره داده باشد و پس از اجاره دادن بمیرد، اجاره باطل نمی‏شود؛ ولی اگر متولّی نداشته باشد و طبقه موجود از کسانی که برای آنان وقف شده، ملک را اجاره داده باشند و در بین مدّت اجاره بمیرند، اگر طبقه بعد اجازه دهند، اجاره درست و مال الاجاره در مدّت موجود به طبقه بعد داده خواهد شد، وگرنه اجاره باطل می‏شود. در این صورت اگر مستأجر مال الاجاره تمام مدّت را داده باشد، مقدار اضافه از همین طبقه که اجاره نداده‏اند، گرفته خواهد شد. در صورتی‏که متولّی‏در اجاره دادن، مصالح وقف یا مصالح طبقات بعد را رعایت نکرده باشد، حاکم شرع جامع‏الشرایط، با تعیین ناظر امین و در صورت نبودن، با تعویض متولّی، مصالح وقف و طبقات را تأمین خواهد کرد.

مسئلۀ 2877:اگر واقف ملکی را بر فقرا، سادات یا علما و اساتید حوزه علمیه منطقه‏ای وقف کند یا ملکی را وقف کند که عواید آن به مصرف خیرات برسد یا باغی را وقف کند که منافع آن در تأمین ایتام شیعه مصرف شود، اگر برای آن ملک خودش یا فرد دیگری را متولّی قرار داده که اختیار آن با متولّی است و اگر متولی تعیین نکرده باشد، اختیار آن با حاکم شرع جامع شرایط و مجتهد اعلم است.

مسئلۀ 2878:اگر واقف، کسی را متولّی یا ناظر بر وقف قرار دهد تا وقتی که متولّی یا ناظر به وظایف خودشان عمل می‏کنند و خیانتی در وقف از ایشان مشاهده نشده است، نمی‏تواند آنها را برکنار کند و اگر متولّی یا ناظر یکی از شرایطی را که واقف شرط کرده از دست بدهد، خود به خود منعزل گردیده و از تولیت و نظارت برکنار می‏شوند.

مسئلۀ 2879:اگر واقف وظیفه و شغل متولّی را معین کرده باشد، مطابق آن باید عمل کند و اگر معین نکرده باشد و به صورت مطلق قرار داده باشد، حمل می‏شود به چیزهایی که به‌طور متعارف اگر کسی متولّی شود انجام می‏دهد مانند نگهداری وقف، تعمیر آن و تحصیل منافع و درآمدها و تقسیم آن بین موقوف علیهم و مانند آن.

مسئلۀ 2880:اگر متولّی تعیین شده به وظایف مقرر در وقف عمل نکند، یا در آنها خیانت کند، چنانچه با تعیین ناظر امین جلوی خیانتها گرفته شود، باید حاکم شرع جامع شرایط فردی را به عنوان ناظر بگمارد و اگر نشود حاکم شرع باید به جای متولّی قبلی، یک متولّی امین انتخاب کند.

مسئلۀ 2881:نظارت ناظر بر کارهای متولّی گاهی صرفاً در حد اطلاع پیدا کردن، خبر دادن و اطمینان از صحت جریان کارهاست، در این فرض متولّی مستقل است و در صحت اعمال متولّی، اجازۀ ناظر شرط نیست و وظیفۀ متولّی آنست که ناظر را مطلع سازد و در جریان امور قرار دهد. گاهی نظارت ناظر محدود به این امور نمی‏شود، بلکه منظور واقف این است که نظر ناظر را متولّی، مدّنظر قرار داده و متولّی با تصویب ناظر وظایف خود را انجام دهد، در باب وقف هر دو امکان پذیر است، اگر از روی ‏قراین هر کدام از این دو صورت معلوم شود، مطابق آن باید عمل شود و اگر معلوم نشد احوط آنست که متولّی، هم ناظر را مطلع کند و هم از او اجازه بگیرد.

مسئلۀ 2882:ملکی که مقداری از آن به‌طور مشاع وقف و مقداری وقف نیست، اگر تقسیم نشده باشد، متولّی وقف یا حاکم شرع جامع شرایط می‏تواند با نظر کارشناس، سهم وقف را از غیر وقف جدا کند.

مسئلۀ 2883:اگر واقف برای متولّی سهمی از منافع وقف تعیین کرده باشد، همان را می‏تواند بگیرد و حق ندارد چیز دیگری بردارد و اگر کمتر از مقدار اجرتِ کاری همانند آن کار باشد یا چیزی معین نکرده باشد، متولّی می‏تواند مزد متعارف آن نوع کارها را از منافع بردارد.

مسئلۀ 2884:متولّی حق ندارد مسئولیت تولیت وقف را به کس دیگری واگذار کند، اگرچه از انجام کارهای موظف ناتوان باشد، مگر اینکه خود واقف چنین اختیاری به او داده باشد. ولی متولّی می‏تواند در انجام بعضی کارها که شرط مباشرت خود متولّی در آنها نشده، وکیل بگیرد.

 

مسائل متفرقۀ وقف

 

مسئلۀ 2885:پس از آنکه وقف با تمام شرایط آن انجام شد، به هم زدنی نیست، بنابراین واقف پس از آنکه وقف کرد و تحویل داد و عنوان وقف تحقق پیدا کرد، نمی‏تواند از وقف برگردد و اگر واقف زمان وقف مریض هم باشد و به آن مرض از دنیا برود، چنانچه وقف با تمام شرایطش تحقق پیدا کرده باشد، ورثه نمی‏توانند وقف را به هم بزنند اگرچه قیمت وقف از یک‌سوم دارایی واقف بیشتر باشد، چون داخل در مُنَجَّزات مریض است.

مسئلۀ 2886:اگر واقف ملکی را، مثلاً درختان باغ زرد آلو را برای افراد خاصی مثلاً اولاد خودش وقف کند طوری که میوه درختان در زمانی که برای آنان وقف شده و ملک آنان گردیده، به وجود بیاید، در صورتی که آن میوه‏ها از چیزهایی باشد که متعلَق زکات واقع می‏شود و سهم هر کدام از آن افراد به حد نصاب برسد، باید زکات آنرا بدهد. ولی اگر بر عناوین و جهات عمومی وقف کند، مثلاً بر سادات، فقرا یا مساجد و امور خیریه وقف کند و متولی خاصی نداشته باشد، تعلق زکات بر میوه‏های زکوی معلوم نیست.

مسئلۀ 2887:اگر ملک وقف کلاً خراب شود، عرصه آن از وقفیت بیرون نمی‏رود، مگر آنکه واقف عنوانی را قصد کرده بوده که آن عنوان اکنون وجود ندارد، مثلاً بستانی را وقف کرده بوده که از حاصل آن بهره ببرند یا منزلی که در آن سکونت کنند، در این صورت بقای وقفیت عرصه آنها خالی از اشکال نیست و اظهر آنست که وقفیت باطل شده و به ورثه باز می‏گردد و احوط آنست که به عنوان صدقه مطلقه با آن عمل شود و احوط از آن اینکه با آن در حد امکان مطابق وقف عمل شود.

مسئلۀ 2888:قبرستانهای وقفی که در مسیر خیابان و فضای سبز قرار می‏گیرند از وقف بودن خارج نمی‏شوند و تصرّف و خرید و فروش آنها جایز نیست، ولی عبور و مرور، توقف در ایستگاه اتوبوس و مانند آن اگر موجب هتک حرمت مردگان نشود، اشکالی ندارد و در صورتی که قبرستان ملک شخصی افراد باشد، هرگونه تصرف در آن به رضایت صاحب ملک وابسته است.

مسئلۀ 2889:اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف کنند، چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر نداشته و تا مدّتها هم احتمال آن داده نشود، چنانچه آن مسجد غیر از آن، احتیاجات دیگری هم داشته باشد منافع ملک در رفع آن احتیاجات مصرف می‏شود و اگر مسجد احتیاج به تعمیر نداشته باشد و منافع ملک وقفی در معرض نابودی قرار گیرد و نگهداری آن امری غیرعقلایی محسوب گردد، در این صورت جایز است منافع آن ملک در تعمیر مسجد دیگری که در آن حوالی است و احتیاج به تعمیر دارد مصرف شود.

مسئلۀ 2890:فرشی که برای حسینیه وقف شده جایز نیست برای نماز به مسجد ببرند، اگرچه در همان محل باشد و همچنین جایز نیست کلیه ابزار و وسایلی که برای ‏محل خاصی وقف شده را به جای دیگری ببرند، اگرچه نزدیک محل قبلی واقع شده باشد.

مسئلۀ 2891:اگر ملکی را برای این وقف کنند که درآمد آن، هم صرف تعمیر مسجد و هم تأمین حقوق و کمک به امام جماعت و مؤذن و خادم شود، در صورتی که برای‏ هر کدام سهم خاصی معین شده به آن عمل شود و اگر معین نشده اول باید تعمیرات مسجد را انجام دهند و زیادی آنرا بین امام، مؤذن و خادم به‌طور متعارف تقسیم کنند و اگر امر متعارفی در بین نباشد، مساوی تقسیم می‏کنند و احوط و بهتر است اگر با هم مصالحه کنند.

 

راه‌های اثبات وقف

مسئلۀ 2892:وقف بودن چیزی از طرق زیر قابل اثبات است:

1-شهرت میان مردم، طوری که انسان یقین یا اطمینان پیدا کند که وقف است.

2- اقرار کسی که ملک در اختیار اوست و اگر مالک نبود اقرار ورثه‏اش وقف را ثابت می کند.

3-مردم با آن ملک معامله ملک موقوفه کنند.

4-شهادت دو مرد عادل؛ بلکه اقوی‏ آنست که دو مرد مؤثق شهادت دهند.