اهمیت موضوع
عناوین و موضوعاتی که وجوب آنها برای همگان روشن و مورد اتفاق مسلمانان است، به عنوان ضروریات دین شناخته می‏شوند و به دست آوردن آنها نیازی به تقلید ندارد. بنابراین اعمال و فرائضی چون نماز، روزه، زکات، خمس، حجّ، جهاد و امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر و مانند آنها که در شریعت اسلام به عنوان فروع دین (در برابر اصول دین) شناخته می‏شوند، چون اصل وجوب آنها ضروری و مورد اتفاق همگان است، شناخت نسبت به وجوب آنها نیازی به تقلید ندارد. اما بسیاری از مصادیق و مسائل جزئی و کوچک‏تر هستند که فهم خصوصیات آنها احتیاج به کارشناسی و تخصص دارد و از قبیل امور ضروری مورد اتّفاق همگان نیستند. در این صورت نسبت به این نوع مسائل که از طرفی نیازمند آگاهی در حدّ تخصص است و از طرف دیگر در عمل نیز نمی‏شود نسبت به آنها بی‌تفاوت ماند، به‌طور طبیعی دو راه وجود دارد که در عمل، انسان از تحیر رهایی یابد و به‌طور مشخص بداند که چه باید بکند:
الف – یا خود انسان تخصص و آگاهی لازم را به دست آورد.
ب – یا اینکه به متخصّص مراجعه کند و از تخصّص او برای رفع تحیر و ناآگاهی خود استفاده کند.
در اصطلاح فقهاء راه حل «الف» را اجتهاد و راه حل «ب» را تقلید می‏نامند. 
  
                                      اجتهاد، واجب کفایی  است
باتوجه به مطالب گفته شده معلوم می‏شود که برای دسترسی به مسائل و دستورات اسلام باید به کتاب و سنّت مراجعه کرد. این دو، متکفّل بیان احکام مورد نیاز بشر در تمام اعصار هستند. حال با توجّه به نیازها و مقتضیات زمان، باید احکام مورد نیاز با استفاده از منابع استنباط شود و در اختیار کسانی که خواستار آنند گذاشته شود. این امر در صورتی عملی خواهد شد که در هر عصری عدّه‏ای آماده شوند و خود را برای انجام این کار مهم مهیا سازند. پس در هر عصری بر عدّه‏ای فرض و لازم است تا به مراکز علمی و حوزه‏ها بروند و با حضور در حوزه‏های درسی استادان فقه و دیگر علوم مرتبط با استنباط احکام الهی، آمادگی لازم را برای کسب تخصص و قدرت استنباط احکام شرعی به دست آورند. در شناخت اسلام و احکام آن و تشخیص حلال و حرام خداوند و وظایف عملی مردم، استاد، ماهر و صاحب نظرانی مطمئن و استنباط کنندۀ مستقیم شوند، تا در صورت نیاز جامعه، پاسخ‌گوی نیازهای مردم در بیان و فهم احکام و دستورات خدا باشند. طبعاً انجام این وظیفه اگرچه لازم و واجب است، لیکن وجوب آن کفایی است، به‌طوری‌که اگر عدّه‏ای به آن قیام کردند تکلیف از بقیه ساقط است.
 پس هر مسلمانی باید در آن دسته از مسائل دینی که جنبة اعتقادی و ضروری ندارد، یا خودش صاحب‌نظر باشد و طبق نظر اجتهادی خود عمل کند و یا باید به عالم صاحب‌نظر مطمئن و واجد شرایط مراجعه کرده و طبق علم او عمل کند. البته همان‌طور که پیش از این گفته شد، در مسائل عقیدتی نمی‏تواند به علم دیگران اکتفا کرده و از آنها پیروی کند، بلکه باید دارای یقین و علم فردی بوده و با تحقیق و بررسی، ایمان پیدا کند.
 تا اینجا خلاصه‏ای از عقاید اسلامی و شیعه که مطابق با روایات متواتر اسلامی، فرقة ناجیه هستند، به اجمال مورد بررسی قرار گرفت و بیان و نحوۀ استدلال در سطح عامه و برای افرادی بود که با اصطلاحات فنّی آشنا نبودند، چون مورد خطاب این نوشتار عموم افراد بودند و طبعاً برای صاحبان فنّ و متخصّصان به نحو دیگری باید استدلال کرد و این دسته متخصصان را به کتابهای تخصّصی و فنّی مربوط ارجاع می‏دهیم. امید است همین مقدار مورد رضایت حضرت حقّ و ولیّ‌عصر عجّل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشّریف قرار گیرد.