مطهّرات‏
مسئلۀ 210:
 یازده چیز، نجس را پاک می‏کنند که به آنها مطهّرات می‏گویند:
1- آب، 2- زمین، 3- آفتاب، 4- استحاله، 5- کم شدن دو سوّم آب انگور (بنا بر قول به نجاست)، 6- انتقال، 7 – اسلام آوردن، 8- تبعیت، 9- از میان رفتن عین نجاست، 10- استبرای حیوان نجاست خوار، 11- غایب شدن مسلمان. 
 
                                                         1- آب‏
مسئلۀ 211: 
آب با چهار شرط، چیز نجس را پاک می‏کند:
الف- مطلق باشد. آب مضاف مانند آب میوه، گلاب، نوشابه و مانند آنها نجس را پاک نمی‏کند.
ب- پاک باشد.
ج- هنگام شستن چیز نجس، مضاف نشود و بو یا رنگ و مزّه آن تغییر پیدا نکند.
د- پس از آب کشیدن چیز نجس عین نجاست درآن باقی نمانده باشد.
مسئلۀ 212: ظروفی که با غیر خوک و سگ نجس شده است، اگر با آب قلیل شسته شود، باید سه مرتبه شسته شود و اگر با آب کر و جاری شسته شود، گرچه یک مرتبه شستن اقوی‏ است، ولی احتیاط آنست که تعدد در لباس و مانند آن و فشار دادن رعایت شود.
مسئلۀ 213: ظرفی را که سگ در آن چیز روان مثلاً آب خورده است، باید با خاک پاک، خاک مال کرد و بعد سه مرتبه با آب شست و احوط آنست که پس از خاک مال کردن، مقداری خاک را با آب مخلوط کنند و ظرف را بسابند و بعد سه مرتبه با آب بشویند. ظرفی را که سگ لیسیده و یا آب دهانش را در آن ریخته، بنا بر احتیاط واجب قبل از سه مرتبه شستن باید خاک مال گردد و بعد سه مرتبه با آب شسته شود. احتیاط این است که همین تعداد در آب کر و جاری نیز رعایت شود.
مسئلۀ 214: ظرفی را که خوک از آن چیزی روان مثل آب خورده، باید با آب قلیل هفت مرتبه شست، در آب کر و جاری نیز احتیاط هفت مرتبه است و لازم نیست آن‎را خاک مال کنند، گر چه احتیاط مستحب آنست که خاک‎مال شود، همچنین است ظرفی که خوک آن‎را لیسیده باشد.
مسئلۀ 215: ظرفی که توسط شراب نجس شده است، در صورتی که با آب قلیل شسته شود باید سه مرتبه شسته شود و بنا براحتیاط این حکم در آب کر و جاری نیز رعایت شود. 
 
                                          شستن ظروف با آب قلیل‏
مسئلۀ 216:
 آب‌کشی ظروف نجس را به چند طریق می‏توان انجام داد:
1- سه مرتبه ظرف را با آب پاک پر و خالی کنند.
2- سه مرتبه آب بریزند و هر مرتبه آب را طوری بگردانند که به جاهای نجس برسد و بعد بیرون بریزند.
3- از هر راهی که شوینده ظرف بتواند آب را به محلّ نجس برساند کفایت می‏کند.
مسئلۀ 217: اگر چیز نجس را بعد از برطرف کردن عین نجاست یک بار در آب کر یا جاری فرو ببرند به‌طوری که آب پاک به تمام جاهای نجس برسد، پاک می‏شود و اگر از قبیل فرش و لباس باشد پس از فرو بردن در آب احتیاطاً طوری حرکت یا فشار دهند که عمدۀ آب داخل بیرون آید.
مسئلۀ 218: چیزی که به سبب ادرار نجس شده است، اگر از قبیل ظروف نباشد و با آب قلیل بخواهند آب بکشند، اگر ادرار غلیظ و چسبنده نباشد، با ریختن دو مرتبه آب بر روی آن، پاک می‏شود، اما اگر ادرار غلیظ و چسبنده باشد، اول باید عین نجاست را زائل کنند، بعد دو مرتبه آب را روی محل نجس بریزند و اگر از قبیل فرش و لباس باشد و نیاز به فشار داشته باشد، بعد از هر باری که آب ریخته می‏شود باید آن‎را بفشارند تا غُساله آن خارج شود.
مسئلۀ 219: چیزی که با ادرار نجس شود و از قبیل ظروف هم نباشد، اگر بخواهند با آب کر یا جاری بشویند، یک مرتبه شستن کفایت می‏کند و اگر از قبیل فرش و لباس باشد، احتیاطاً باید آن‎را در آب حرکت دهند یا آن‎را فشار دهند تا غُساله آن خارج شود.
مسئلۀ 220: اگر چیزی به وسیلۀ ادرار پسر بچۀ شیرخواره که غذاخور نیز نشده است نجس شود، چنانچه یک مرتبه آب روی آن ریخته شود و به تمام جاهای نجس رسیده و غُساله‏اش نیز خارج شود، پاک می‏شود و احتیاط مستحب آنست که دو مرتبه آب ریخته شود و در این جهت میان فرش و غیرفرش فرقی نیست.
مسئلۀ 221: اگر چیزی به سبب ادرار بچۀ شیر خواری که غذا خور نیز شده، نجس شود، یا اینکه آن بچه از شیر خوک یا زن غیرمسلمان تغذیه شده باشد و بر روی فرش و یا لباس و امثال اینها ادرار کند، باید آن‎قدر آب بریزند تا به همۀ جاهای نجس، آب احاطه پیدا کند و بعد فشار دهند تا غُسالۀ آن خارج گردد که پس از آن پاک می‏شود.
مسئلۀ 222: هرگاه لباس یا فرش نجس را بخواهند با آب قلیل در ظرف یا حوضچه‏ای بشویند و آب بکشند، باید آن‎قدر آب بریزند که آب به همه جای نجس برسد، بعد فشار دهند تا غسالۀ آن خارج شود، سپس این کار را دو مرتبه تکرار کنند و بعد فشار دهند تا غُسالۀ آن خارج شود و پس از آن پاک می‏شود.
مسئلۀ 223: اگر چیزی به وسیلۀ نجاست دیگری غیر از ادرار نجس شود، در صورتی که عین نجاست در آن نباشد، یک بار هم آب بریزند کافی است. اگر هم با شروع ریختن آب عین نجاست زایل شود و پس از زوال عین نجاست آب روی آن محل جریان داشته باشد کفایت می‏کند؛ اگرچه بهتر است دوبار آب روی آن محل ریخته شود. در لباس و فرش و امثال آنها فشار و یا حرکت دادن برای بیرون آمدن غساله لازم است.
مسئلۀ 224: لباس نجسی که رنگ شده است، اگر بخواهند با آب کر یا جاری تطهیر کنند، پس از فرو بردن در آب و رسیدن آب مطلق به تمام لباس (پیش از آن که آب به واسطۀ رسیدن رنگ لباس مضاف شود) پاک می‏شود، ولی بنا بر احتیاط آن‎را حرکت و یا فشار دهند. مضاف یا رنگین شدن آ ب هنگام فشار و خروج غُساله اشکال ندارد.
مسئلۀ 225: لباسهایی که با ماشین لباسشویی شسته می‏شوند در صورتی که معلوم شود از طریق اتصال به منبع آب به صورت دائم و مستمر، آب به همه جای لباس نجس می‌رسد و آن‎را احاطه می‏کند، پاک می‏شود، گرچه غُسالۀ آن به تدریج با حرکت خود ماشین خارج شود؛ اما اگر معلوم نشود که آب منبع شهری به صورت متصل و مستمر بر آن مسلط شده است، بلکه به تدریج و در اثر چرخش، آب به آن می‏رسد و قطع می‏شود، حکم آب قلیل را دارد و دو مرتبه باید شسته شود و در هر مرتبه غُساله آن باید خارج گردد تا پاک شود.

 

مسئلۀ 226: اگر بعد از آب کشیدن لباس و مانند آن، چیزهایی مانند خشکیدۀ غذا وگِل یا صابون در آن دیده شود که مانع رسیدن آب مطلق نشده باشد، هم لباس و هم خود آنها پاک است؛ ولی اگر مانع نفوذ آب مطلق شده باشد، با وجود پاک بودن ظاهر آنها، هم باطن و هم آن مقدار از لباس و مانند آن که زیر آن مانع قرار دارد نجس است و اگر مانع نفوذ آب مطلق نباشد، ولی آب نجس به باطن خود آنها سرایت کرده باشد، ظاهر آنها پاک، ولی باطن آنها نجس است.
مسئلۀ 227: هر چیز نجس تا عین نجاست را از آن پاک نکنند پاک نمی‏شود، ولی اگر بو یا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشکال ندارد، بنابراین اگر خون را از لباس برطرف کنند و لباس را آب بکشند و رنگ خون باقی مانده باشد، پاک است؛ ولی چنانچه در اثر بو یا رنگ یقین کنند یا احتمال دهند که از ذرات نجاست در آن چیزی باقی‏ مانده، نجس است. البته میزان دقت عرفی است نه دقت علمی و فلسفی.
مسئلۀ 228: اگر چیز نجسی که عین نجاست در آن نیست با آب جاری یا کر شسته شود، در صورتی که آب به تمام جاهای نجس برسد آن چیز پاک می‏شود، ولی در لباس و فرش و امثال اینها احتیاطاً فشار لازم است. اگر عین نجاست در آن باشد در صورتی که توسط همان آب و یا با چیز دیگر، عین نجاست زایل شود و رنگ، بو و یا مزّه آب تغییر پیدا نکند و آب هم به‌طور مطلق به همه جای نجس برسد، هم نجس پاک می‏شود و هم آب ریخته شده پاک است؛ ولی اگر رنگ، بو یا مزّه آب تغییر پیدا کرد، باید آن‎قدرآب جاری به‌طور متصل روی آن ریخته شود تا تغییر زایل شود، که در این صورت هم لباس نجس پاک می‏شود و هم آب منفعل.
مسئلۀ 229: اگر کسی چیز نجسی را آب بکشد ویقین پیدا کند که پاک شده و بعد به پاک شدن آن شک کند، در صورتی که یادش بیاید موقع شستن توجه به عین نجاست داشته، در این صورت به شک نباید اعتنا بکند و اگر یادش بیاید که آن موقع اصلاً توجه به این موضوع نداشته است بنا بر احتیاط لازم دوباره باید آب بکشد و اگر اصلاً یادش نیاید که آن موقع متوجه بوده یا نبوده، ظاهراً نباید به شک خود اعتنا کند.
مسئلۀ 230: اگر بدن انسان نجس شود و بخواهد آن‎را در آب کر و یا جاری آب بکشد، باید در داخل آب، نجاست را پاک کند، در این صورت بدن پاک می‏شود و لازم نیست دوباره از آب بیرون آید و داخل شود.
مسئلۀ 231: اگر جایی از بدن یا لباس را با آب قلیل آب بکشند، معمولاً اطراف قسمتی که متصل به نجس است، نجس می‏شود، در صورت پاک شدن جای نجس اطراف آن نیز پاک می‏شود، به شرط اینکه آبی که برای پاک شدن جای نجس می‏ریزند به اطراف آن نیز جاری شود، همچنین است اگر چیز پاکی را کنار چیز نجسی گذاشته و روی هر دو آب بریزند.
مسئلۀ 232: اگر ظرف یا بدن نجس باشد و بعد طوری چرب شود که آب به آن نرسد، چنانچه بخواهند ظرف یا بدن را آب بکشند باید ابتدا چربی را برطرف کنند و سپس محل را آب بکشند.
مسئلۀ 233: اگر بخواهند موی سر و صورت را با آب قلیل آب بکشند بنا بر احتیاط باید پس از هر بار آب ریختن فشار دهند تا غُسالۀ آن بیرون آید.
مسئلۀ 234: در صورتی که گندم، جو، نخود، برنج، صابون و مانند آن نجس شود و نجاست به باطن آن سرایت نکند، با یک بار فرو بردن در آب کر یا جاری پاک می‏شود، ولی اگر باطن آن نجس شود، به هیچ وسیله‏ای باطن آن پاک نمی‏شود و در صورتی که شک کند، آب نجس به باطن صابون و مانند آن رسیده یا نه، پاک است.
مسئلۀ 235: اگر ظاهر برنج، گوشت و یا چیزی مانند اینها نجس شده باشد، چنانچه آن‎را در ظرفی بگذارند و سه مرتبه روی آن آب بریزند و خالی کنند پاک می‏شود و اگر با ادرار نجس شده، ولی ظرف آن پاک است دو مرتبه آب ریخته شود تا ظرف لب ریز شود و آب آن بیرون بریزد، در غیر ادرار یک مرتبه کافی است، ولی اگر ظرف نجس شده باشد احتیاط این است که سه مرتبه با آب شستشو شود.
مسئلۀ 236: اگر گوشت و دنبه نجس شود، قابل تطهیر است و مانند سایر چیزها شسته می‏شود و نیز اگر بدن آدمی دارای چربی کمی باشد که مانع نفوذ آب مطلق نباشد، قابل تطهیر است.
مسئلۀ 237: زمینهای سنگ فرش یا موزاییک- که در اثر سفتی، آب به داخل آنها نفوذ نمی‏کند- را اگر بخواهند با آب کر یا جاری آب بکشند، پس از زوال عین نجاست، اگر آب به همه جای آن برسد پاک می‏شود و اگر بخواهند با آب قلیل شستشو دهند باید بر روی محل نجس آن‎قدر آب بریزند تا جاری شود و سپس غسالۀ آن‎را با پارچه و دستمال و یا با کندن گودالی جمع کنند تا پاک شود اما زمینهای ماسه‏ای و شن زار که هر چه آب بریزند فرو می‏رود، فقط ظاهر آنها پاک می‏شود.
مسئلۀ 238: اگر ظاهر نبات نجس شود، هم با آب کر و جاری و هم با آب قلیل پاک می‏شود، به‌طوری که آب مطلق به همه جای نجس برسد، ولی اگر نبات را از شکر نجس درست کنند پاک نمی‏شود و سنگ نمک نیز چنین است.
مسئلۀ 239: کوزه‏ای که از گِل نجس ساخته شده و یا کافر آن‎را ساخته است، اگر با آب قلیل آب بکشند، فقط ظاهرش پاک می‏شود و اگر در آب کر یا جاری فرو ببرند و آب به‌طور کامل در آن نفوذ کند هم ظاهر کوزه و هم باطن آن پاک می‏شود.
مسئلۀ 240: صندلی، میز و مانند آنها، حتی یخ و نمک و سنگی که ظاهرش نجس شده باشد را می‏توان با آب قلیل آب کشید، مشروط بر اینکه آب مطلق به تمام جاهایی که نجس به آنها اصابت کرده است برسد.
مسئلۀ 241: زمینهایی که آب در آنها جاری نمی‏شود اگر نجس شوند، در صورتی که بخواهند با آب کر آب بکشند مشکلی به وجود نمی‏آید چون جدا شدن غُسالۀ آنها لازم نیست، ولی اگر بخواهند با آب قلیل آب بکشند باید بر روی محل نجس آب قلیل ریخته شود و آب جمع شده را با پارچه یا دستمالی خشک جمع کنند، سپس دوباره آب بریزند و با دستمال دیگری آب جمع شده را خشک کنند به‌طوری که غساله در آنجا باقی نماند، در این صورت این گونه زمینها قابل تطهیر است. 
 
                                                 2- زمین‏
مسئلۀ 242:
 از جمله چیزهایی که از نظر شرع مقدس اسلام مطهِّر و پاک کننده است، زمین است. مطهِر بودن زمین از مسائل مسلم میان فقهای اسلام و مستفاد از اخبار و روایات زیادی است که از اهل بیت(ع) رسیده است.
مسئلۀ 243: زمین با پنج شرط کف پا و ته کفش نجس را پاک می‏کند.
1- بنا بر اقوی‏، زمین خشک باشد؛ نمناک بودن زمین و یا رطوبت جزئی آن که موجب سرایت نمی‏شود، مانعی ندارد.
2- بنا بر احتیاط پاک باشد چون زمین ناپاک، پاک نمی‏کند اگرچه اقوی‏ آنست که پاک بودن زمین شرط نیست.
3- به سبب راه رفتن و برخورد با زمینِ نجس، کف پا و یا ته کفش، نجس شده باشد.
4- نجاستی که به کف پا یا ته کفش رسیده با راه رفتن و مالیدن پا به زمین برطرف شود.
5- زمینی که روی آن راه می‏روند، خاکی، سنگفرش، آجری باشد و حتی بِتُن ریزی شده هم بلامانع است چون به عنوان زمین شناخته می‏شود؛ پس راه رفتن روی حصیر، فرش، چمن، گل و حتی زمینی که با چوب فرش شده است، کف پا و زیر کفش را پاک نمی‏کند. راه رفتن روی آسفالت در صورتی که زیر پا یا کفش با شن و ماسه در تماس نباشد و عمدتاً با قیر در تماس باشد، اظهر آنست پاک نمی‏کند، ولی اگر در اثر تردّد وسایل نقلیه قیر مستهلک شود و زیر کفش و کف پا عمدتاً با شن و ماسه در تماس باشد، پاک می‏شود.
مسئلۀ 244: برای پاک شدن کف پا و ته کفش مستحب است حداقل پانزده ذراع که تقریباً همان پانزده گام معمولی است، راه بروند هر چند با راه رفتن کمتر از این مقدار عین نجاست زایل شده باشد.
مسئلۀ 245: در پاک شدن زیر پا و کفش نجس لازم نیست آن دو تَر باشند، بلکه اگر خشک هم باشند با راه رفتن روی زمین پاک می‏شوند.
مسئلۀ 246: هنگامی که کف پا و یا زیر کفش نجس با راه رفتن و یا مسح خاک پاک می‏شوند به تبع آن مقداری از اطراف آن که به خاک یا گل آلوده شده است مشروط بر آن که با خاک زمین به‌طور معمول تماس حاصل کند، پاک می‏شود.
مسئلۀ 247: اگر بعد از راه رفتن یقین کند ذره‏های کوچکی از نجاست در کف پا یا ته کفش باقی مانده است باید آن‎را برطرف کند و آن‎قدر راه برود تا یقین پیدا کند که نجاست زائل شده است، ولی باقی ماندن بو یا رنگ نجاست اشکالی ندارد.
مسئلۀ 248: کسانی که با دست، زانو یا پای مصنوعی راه می‏روند و یا از ویلچر (چرخهای مخصوص معلولین) استفاده می‏کنند، آن قسمت از بدن یا آن وسیلۀ خاص- زانو، پای مصنوعی یا ویلچر- ایشان که در اثر راه رفتن با خاک تماس پیدا می‏کند، پاک می‏شود و نیز ته عصا، چرخ اتومبیل، موتوسیکلت و دوچرخه، نعل چهارپایان و مانند اینها با راه رفتن پاک می‏شود، ولی درون کفش و آن مقدار از پا که با زمین تماس ندارد پاک نمی‏شود، اما پاک شدن کف جوراب به وسیلۀ راه رفتن محل اشکال است اما اگر جورابی باشد که به‌طور متعارف از آن به جای کفش استفاده کنند با راه رفتن پاک می‏شود.
مسئلۀ 249: بنا بر اظهر موزاییک و مرمرهای صنعتی و طبیعی که با آن زمین را فرش می‏کنند، مانند زمینهای دیگر با راه رفتن، کف پا و زیر کفش را پاک می‏کنند.
مسئلۀ 250: زیر کفش به‌طور کلّی با راه رفتن پاک می‏شود، جنس کفش از پوست، پنبه، پشم و یا از چوب، از هر یک باشد در این حکم تفاوتی ندارد. 
 
                                                   3- آفتاب‏
مسئلۀ 251:
 نور آفتاب با شش شرط، زمین، ساختمان و چیزهایی مانند در، پنجره، نرده‏های آهنی و میخهایی که در ساختمان به کار رفته و جزء ساختمان به شمار می‏آید را پاک می‏کند:
1- چیز نجس به گونه‏ای تَر باشد که اگر چیز دیگری به آن برسد تَر شود، پس اگر خشک باشد باید آن‎را تَر کنند تا آفتاب خشک کند.
2- پیش از تابیدن، عین نجاست از آن چیز برطرف شده باشد.
3- ابر، پرده و یا جسم دیگری، از تابش مستقیم نور خورشید به چیز نجس جلوگیری نکند و اگر از پشت شیشه یا به وسیلۀ آینه بتابد، پاک شدن آن محل اشکال است، ولی‏اگر ابر به گونه‏ای نباشد که از تابیدن آفتاب جلوگیری کند اشکال ندارد.
4- آفتاب به تنهایی چیز نجسِ مرطوب را خشک کند و اگر مثلاً آفتاب و باد، یا آفتاب با گرمای دیگری آن تَری را خشک کند، پاک نمی‏شود، ولی اگر باد به قدری کم باشد که نگویند به خشک شدن چیز نجس کمک کرده، اشکال ندارد.
5- آفتاب مقداری از ساختمان یا بنا را که نجاست به آن فرو رفته، باید یک‌باره خشک کند، پس اگر یک مرتبه روی آن‎را خشک کند و دفعۀ دیگر زیر آن‎را خشک کند، فقط روی آن دفعۀ اول، پاک می‏شود و زیر آن نجس می‏ماند.
6- بین ظاهر و باطن ساختمانی که آفتاب بر آن می‏تابد، هوا یا جسم پاک دیگری حایل نباشد وگرنه قسمت داخل پاک نمی‏شود، هر چند در اثر تابش آفتاب خشک شده باشد.
مسئلۀ 252: درخت و شاخ و برگ و میوه‏های آن و به‌طور کلّی گیاهانی که در روی زمین رسته‏اند، تا زمانی که بر روی درخت یا در روی زمین ثابت هستند، حکم زمین را دارند، یعنی در صورتی که عین نجاست را نداشته باشند و تَری آنها را آفتاب خشک کرده باشد، پاک می‏شوند و اگر از درخت یا از زمین جدا شده باشند در حکم اشیای منقولند که با تابیدن یا خشک شدن به وسیلۀ آفتاب پاک نمی‏شوند.
مسئلۀ 253: میخ، در، پنجره و امثال اینها مادامی که روی دیوار و ساختمان نصب هستند، حکم ساختمان را دارند، اما هنگامی که جدا شدند و بر روی زمین قرار گرفتند، حکم منقول را پیدا می‏کنند که با تابیدن آفتاب پاک نمی‏شوند.
مسئلۀ 254: اگر بر چیز نجسی که خشک است، آفتاب تابیده باشد، ولی معلوم نباشد که آیا قبل از تابیدن آفتاب آن چیز نجس تَر بوده یا خشک و اگر مرطوب بوده، آیا تنها به سبب تابیدن آفتاب خشک شده یا مثلاً باد هم در خشک بودن آن مؤثر بوده است و یا در تحقق شرایط شش گانه‏ای که گذشت انسان شک کند، آن چیز محکوم به نجاست است و آثار طهارت بر آن مترتّب نیست.
مسئلۀ 255: اگر آفتاب به یک طرف دیوار نجس بتابد سوی دیگر دیوار پاک نمی‏شود، مگر اینکه دیوار آن‎قدر نازک باشد که با تابش به یک طرف دیوار طرف دیگر هم خشک شود، در این صورت هر دو طرف دیوار پاک می‏شود. 
 
                                               4- استحاله
مسئلۀ 256: 
استحاله آنست که ماهیت و جنس چیز نجس طوری عوض شود که به صورت چیز پاک درآید؛ مثلاً چوب نجس، سوخته و خاکستر شود یا سگ در نمک‌زار فرو رود و تبدیل به نمک شود. اما اگر ماهیت و جنس آن عوض نشود پاک نیست، مثلاً گندم نجس را آرد کنند و با آن نان بپزند.
مسئلۀ 257: اگر چیز نجسی به وسیلۀ مواد شیمیایی یا دستگاه‏های جدید به‌طور کلّی استحاله شده و جنس و ماهیت آن تغییر کند، پاک می‏شود؛ ولی تنها تغییر آثار و صفات آن کافی نیست.
مسئلۀ 258: اگر با گِل نجس کوزه ساخته شود، پاک نمی‏شود. بنا بر احتیاط واجب باید از ذغالی که از چوب نجس درست شده نیز اجتناب کرد.
مسئلۀ 259: در صورتی که شراب خود به خود تبدیل به سرکه شود و یا سرکه و نمک در آن بریزند تا تبدیل شود، پاک می‏شود.
مسئلۀ 260: شرابی که از انگور نجس درست کنند با سرکه شدن پاک نمی‏شود، بلکه اگر نجاستی هم به شراب برسد بعد از سرکه شدن باید از آن اجتناب کرد.
مسئلۀ 261: چیز نجسی که معلوم نیست استحاله درآن صورت گرفته یا نه، نجس است. 
 
                                                 5- انتقال
مسئلۀ 262: 
مواردی که خون بدن انسان و یا هر حیوان دیگری که خون جهنده دارد به بدن حیوانی که خون جهنده ندارد منتقل می‏شود و عُرفاً خون حیوان دوّم به شمار می‏آید، در اصطلاح فقها انتقال نامیده می‏شود.
مسئلۀ 263: اگر خون بدن انسان یا حیوان دیگری که خون جهنده دارد به بدن حیوانی که خون جهنده ندارد انتقال پیدا کند و عُرفاً خون آن حیوان محسوب شود، پاک است، مانند خونی که پشه از بدن انسان یا جان‌دار دیگری می‏مکد و جزء بدن پشه می‏شود، اما خونی که زالو از بدن انسان می‏مکد چون جزء بدن آن حیوان نشده نجس است.
مسئلۀ 264: در مواردی که انتقال صورت گرفته، ولی جزء دومی که منتقل الیه است، نشده است، محکوم به نجاست است و همچنین در مواردی که انتقال صورت گرفته است، ولی معلوم نیست که نجاست منتقل شده جزء شیئ دومی که پاک شده به شمار می‏رود یا نه، محکوم به نجاست است.
مسئلۀ 265: در مواردی که انتقال همراه با استحاله است مانند انتقال اعیان نجسه به درختان و گیاهان و تبدیل آنها به برگ و شاخه آنها، در این صورت آن اعیان نجسه به دلیل استحاله پیدا کردن پاک می‏شود.
مسئلۀ 266: اگر کسی پشه‏ای را که بر بدنش نشسته بکشد و نداند خونی که از پشه بیرون آمده، خونی است که از او مکیده یا از خود پشه است، آن خون پاک است؛ اما اگر بداند که خون را از او مکیده و فاصلۀ مکیدن وکشتن پشه به قدری کم باشد که بگویند خون انسان است، یا معلوم نباشد که خون پشه است یا انسان، نجس است.
مسئلۀ 267: انتقال هنگامی پاک کننده است که یا همراه استحاله باشد، طوری که عنوان استحاله و انتقال هر دو صدق کند و یا اینکه طوری باشد که عرفاً رابطۀ آن شیئ از اولی قطع و به دومی حقیقتاً نسبت داده شود، بنابراین انتقال مانند عناوین دیگر به تنهایی پاک کننده نیست. 
 
                       صفحه بعدی                               بازگشت به صفحه اصلی