ادامه مطهرات و احکام آنها

6- اسلام آوردن
مسئلۀ 268: اگر کافر شهادتین را بر زبان بیاورد و بگوید «أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلَهَ‎إِلاَّاللهَّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ‎اللَّه‏(ص)»، مسلمان می‏شود. اگر ترجمۀ شهادتین را به زبانهای دیگر هم بگوید، مسلمان است و بعد از مسلمان شدن بدن، آب دهان و عرق او پاک است، ولی اگر هنگام مسلمان شدن عین نجاست مانند خون و مشروبات الکلی بر بدن او باشد باید آن‎را برطرف کند و جای آن‎را هم آب بکشد و اگر پیش از مسلمانی عین نجاست برطرف شده باشد، بنا بر احتیاط واجب جای آن‎را آب بکشد.
مسئلۀ 269: اگر قبل از مسلمان شدن لباسهایی بر تن داشته و با رطوبت به بدن او ملاقات کرده است، بعد از مسلمان شدن، آن لباسهایی که زمان کفر به تن داشته است، در حین تشرّف به اسلام، در تنش نباشد، نجس است. مسلمان شدن باعث پاکی لباس نمی‏شود حتی اگر همان لباس موقع مسلمان شدن به تن او باشد، پس لازم است که آن‎را بشوید و آب بکشد. 

مسئلۀ 270: در مسلمان شدن کافر اقرار زبانی به شهادتین کفایت می‏کند، گرچه انسان نداند که او قلباً مسلمان شده است و یا حتی بداند که قلباً مسلمان نشده، ولی آنچه در قلبش است اظهار نمی‏کند و ظاهراً طبق موازین اسلامی عمل می‏کند، چنین شخصی پاک است.
مسئلۀ 271: بنا بر اقوی‏ طفل ممیز اگر از طریق اقرار به شهادتین اسلام بیاورد کفایت می‏کند، گر چه همان طفل مادامی که بالغ نشده، ارتدادش پذیرفته نیست‏.
 
7- تبعیت
مسئلۀ 272:
 تبعیت عبارت است از اینکه چیز نجسی با پاک شدن چیز نجس دیگر پاک شود، مانند سرکه شدن شراب داخل ظرف، که پاک شدن آن سبب می‏شود ظرف شراب به تَبَع آن پاک شود.
مسئلۀ 273: وقتی که شراب سرکه می‏شود، پاک می‏شود و ظرفش نیز تا آن ‏اندازه‏ای که موقع جوش آمدن، شراب به آنجا رسیده است پاک می‏شود؛ حتی پارچه‏ای که روی ظرف می‏اندازند و به‌طور معمول هنگام جوش آمدن آلوده می‏شود، نیز پاک می‏شود و حتی اگر هنگام جوش آمدن، شراب سر رفته و پشت ظرف بریزد، هنگامی که شراب تبدیل به سرکه می‏شود، پشت ظرف نیز پاک می‏شود.
مسئلۀ 274: تخته یا سنگی که میت را روی آن می‏گذارند و غسل می‏دهند و پارچه‏ای که روی عورتین میت می‏اندازند و نیز دست غسل دهندۀ میت، همگی پس از اتمام غسل پاک می‏شوند، ولی کیسه وصابون و سنگ پا و ظروفی که موقع شستن میت به کار رفته و با بدن میت، تماس داشته، به نظر می‏رسد که پاک نمی‏شود و بنا بر احتیاط واجب، آب کشیده شوند، زیرا دربارۀ آنها تبعیت صدق نمی‏کند.
مسئلۀ 275: فرزندان غیربالغ کفّار که نجس هستند پس از اسلام آوردن والدین، محکوم به اسلام هستند و به تبعیت آنان پاک می‏شوند، ولی قبل از اسلام آوردن والدین حکم کافر را دارند، مگر آنکه خودشان اهل فکر و تشخیص باشند و از کیش والدین خود جدا شوند، در این صورت دیگر تابع والدین نخواهند بود.
مسئلۀ 276: اگر لباس و مانند آن‎را که نیاز به فشار دارد، با آب قلیل شستشو دهند و به اندازۀ معمول فشار دهند تا غُساله بیرون آید، باقی ماندۀ رطوبت پس از بیرون آمدن غُساله، به تبع آن پاک می‏شود.
مسئلۀ 277: کسی که چیز نجسی را با دست خود آب بکشد و به تبع آن دستش نجس شود، وقتی که دست و آن شی‏ء نجس با هم آب کشیده می‏شوند، با پاک شدن آن چیز، دست او هم پاک می‏شود.
مسئلۀ 278: ظرف یا هر چیز نجسی را که با آب قلیل شستشو می‏دهند، بعد از جدا شدن آبی که برای پاک شدن روی آن ریخته‏اند، قطرات آبی که روی آنها باقی ماند، پاک است. 
 
8- زوال عین نجاست
مسئلۀ 279:
 به مواردی که عین نجاست خود به خود برطرف شود، زوال گویند و باعث پاک شدن محل می‏شود.
مسئلۀ 280: اگر باطن بدن انسان مانند درون دهان، بینی، چشمها و جاهای دیگر، با نجاست آلوده شود مثلاً دهان به خاطر خونی که از لای دندانها بیرون می‏آید نجس شود و آن نجاست خود به خود برطرف گردد، دهان پاک می‏شود و شستن محل نجاست لازم نیست.
مسئلۀ 281: اگر بدن حیوانات پاک، نجس شود و نجاست آنها خود به خود برطرف گردد پاک می‏شود و آب کشیدن لازم نیست.
مسئلۀ 282: کسی که دندان مصنوعی دارد یا دندانهایش را پر کرده باشد، اگر آن دندانها در داخل دهان نجس شوند یا غذای نجس لای دندانها بماند و بعد خود به خود زایل شود، پاک می‏شوند، اگرچه بهتر است که آب کشیده شوند.
مسئلۀ 283: اگر غذایی لای دندانها باقی بماند و از لای بعضی از دندانها خون بیرون بیاید، خون به آن غذا برسد یا نرسد، آب کشیدن آنها لازم نیست، گرچه بهتر است.
مسئلۀ 284: جایی را که انسان نمی‏داند از ظاهر بدن محسوب می‏شود و یا باطن آن، اگر نجس شود و نجاست آن خود به خود برطرف گردد، احتیاط واجب آنست که آب کشیده شود.
مسئلۀ 285: تمام جاهایی که پس از بستن لبها و روی هم گذاشتن پلکها پوشیده و دیده نمی‏شود باطن محسوب و آنچه که بعد از روی هم گذاشتن آنها دیده می‏شود ظاهر محسوب می‏شود اگرچه تشخیص ظاهر و باطن به عهدۀ عرف است.
مسئلۀ 286: اگر گرد و خاک یا پودر یا نمک و شکر نجس به لباس، فرش و مانند آن بنشیند، چنانچه هر دو خشک باشند نجس نمی‏شود و بهتر است قبل از نماز آن‎را بتکانند. پس از تکان دادن اگر اطمینان پیدا کردند که همۀ نجاسات بر طرف شده است، پاک می‏شود و نیازی به آب کشیدن نیست، ولی اگر خشک نباشند و رطوبت مُسریه داشته باشند واجب است محل نشستن گرد و غبار بر چیزهای نجس را آب بکشند. 
 
9- استبرای حیوان نجاست‎خوار
مسئلۀ 287:
 حیوانی را که به خوردن مدفوع انسان عادت کرده است، اگر بخواهند پاک کنند، باید مدتی به آن غذای پاک بدهند و نگذارند مدفوع بخورد به گونه‏ای که در نظر عرف دیگر نجاست خوار محسوب نشود و فقها این عمل را «استبراء» می‏نامند.
مسئلۀ 288: در صورتی که کسی ادرار و مدفوع حیوان نجاست خوار را نجس بداند، باید برای پاک شدن آن- ادرار و مدفوع حیوان- حیوان را مطابق مسئلۀ قبل استبراء کند و بهتر است برای استبرای شتر چهل روز، گاو سی یا چهل روز، گوسفند ده روز (احوط چهارده روز)، مرغابی پنج یا هفت روز و مرغ خانگی سه روز، آنها را از خوردن نجاست باز دارند و اگر بعد از این مدت باز هم به آن نجاست خوار گفته شود بنا بر احتیاط واجب باید تا مدتی که دیگر به آن نجاست خوار گفته نشود از ادرار و مدفوعش اجتناب شود. 
 
10- غایب شدن مسلمان
مسئلۀ 289:
 اگر بدانم که بدن یا لباس مسلمان یا ظرفی یا فرشی که از آن استفاده می‏کند نجس شده و سپس آن مسلمان غایب شود یا من از نزد او بروم، پس از مراجعۀ مجدد، به چند شرط آن لباس، ظرف یا فرش را باید پاک دانست:
1- بدانم که او متوجه نجاست آن شیئ شده است (و لذا در صدد رفع آن برآمده است)،
2- آن‎را در چیزی که طهارت در آن شرط است استعمال کرده باشد؛ مثلاً در آن ظرف غذا خورده باشد (چون شرط ظرف غذا پاکی آن است)،
3- او حکم مسئله‌ای را که در آن طهارت شرط است، هم بداند و هم غافل از آن نباشد،
4- احتمال دهم که تطهیر کرده باشد،
بنابراین اگر انسان یقین پیدا کند که آن شخص وقوع نجاست را نمی‏دانسته و یا می‏دانسته، ولی قطعاً آن‎را نشسته است و یا آدم بی‎اعتنا و لااُبالی است، معلوم نیست که بتوان حکم به طهارت ولو به حسب ظاهر کرد، بلکه استصحاب نجاست به قوّت خود باقی است. بنابر اقوی در این حکم میان طفل ممیز و فرد بالغ تفاوتی وجود ندارد.
 
 
                                           

                                          طهارت قرآن و مساجد 
 قرآن و مساجد، احکام فراوانی دارند که در این رساله به تمام آنها پرداخته نمی‏شود ودر اینجا نیز فقط از باب طهارت و نجاست به احکام آنها پرداخته خواهد شد. 
 
                                                      1- قرآن
مسئلۀ 290: نجس کردن خط قرآن کریم حرام است و اگر نجس شود فوراً باید آب بکشند. اگر ورق یا جلد قرآن نجس شود چنانچه موجب هتک و بی‎حرمتی به این کتاب عزیز شود حرام است و باید فوراً آب کشیده شود، بلکه اقوی‏ این است که اگر موجب هتک و بی‎احترامی هم نباشد، آب کشیدن آن واجب است.
مسئلۀ 291: نوشتن قرآن با مرکب نجس حرام است و اگر کسی عمداً و یا جهلاً بنویسد باید آن‎را از بین برده و محو کند؛ کما اینکه اگر خط قرآنی نجس شود به‌طوری که بدون محو آن پاک نشود، باید محو گردد.
مسئلۀ 292: قرار دادن قرآن روی عین نجس مانند خون، مردار و شراب حتی اگر خشک باشد، حتی اگر بی‎احترامی هم نباشد، حرام است و واجب است که قرآن را فوراً از روی نجس بردارند.
مسئلۀ 293: مسّ آیات قرآن و اسامی خداوند تبارک و تعالی بدون طهارت حرام است، ولی نوشتن آیات و اسامی خداوند متعال و نیز لمس گرد و خاکی که هنگام نوشتن آنها روی تخته سیاه و مانند آن به زمین می‏ریزد، اشکال ندارد مگر اینکه بی‏احترامی و هتک حرمت شود که در این صورت حرام است.
مسئلۀ 294: اگر کسی قرآن فرد دیگری را نجس کند به‌طوری که این تنجیس موجب نقصان بهای آن شود، ضامن است.
مسئلۀ 295: هنگام تلاوت قرآن شایسته است که شنوندگان به آیات قران گوش دهند و از صحبت بپرهیزند. حرف زدن در اثنای تلاوت اگر موجب هتک و بی‎احترامی به قرآن گردد، حرام است، اما اگر کسی سؤالی کرد می‏تواند پاسخ دهد.
مسئلۀ 296: بنا بر اقوی‏ دادن قرآن به دست کفّار و اهل کتاب اگر برای هدایت و ارشاد و یا به منظور مطالعه و دقّت و بررسی و تفکر و اندیشه دربارۀ آن باشد، در صورتی که در معرض نجس شدن و هتک حرمت و اهانت قرار نگیرد، اشکال ندارد.
مسئلۀ 297: در هر یک از سوره‏های سجده‌(32)، فصّلت(41)، نجم(53) و علق(96) یک آیۀ سجده‌دار وجود دارد که با خواندن یا شنیدن آن فوراً سجده واجب می‏شود و تفصیل آن در مسائل مربوط به سجده خواهد آمد. 
 
                                               2- مساجد
مسئلۀ 298:
 نجس کردن زمین، سقف، سمت داخل و خارج دیوارهای مسجد- اگر واقف قصد مسجد بودن آنها را کرده باشد- اگرموجب هتک و بی‎احترامی به مسجد شود، حرام و تطهیر آن واجب است و کسی که متوجه نجاست در آنها بشود واجب است که فوراً اقدام کرده و نجاست را زائل و تطهیر کند؛ ولی اگر سمت دیوارهای بیرونی مسجد به عنوان مسجد نباشد و بقای نجاست در آن باعث هتک حرمت نگردد، تطهیرش واجب نیست.
مسئلۀ 299: نجس کردن فرشهایی که برای خواندن نماز در مسجد انداخته می‏شود، بنا بر احتیاط واجب حرام و تطهیر آنها واجب است.
مسئلۀ 300: اگر وقت نماز داخل شده باشد و نمازگزار بفهمد مسجد نجس شده است، در صورتی که وقت برای نماز وسعت داشته باشد باید تطهیر مسجد را بر اقامۀ نماز مقدم بدارد.
مسئلۀ 301: در صورتی که تطهیر مسجد نیاز به کمک داشته باشد و شخص به تنهایی از پس آن برنیاید، تطهیر مسجد بر او واجب نیست، ولی اگر بی‌احترامی به مسجد باشد، بنا بر احتیاط باید به کسی که می‏تواند تطهیر کند اطلاع دهد و اگر نجاست مسجد به گونه‏ای است که تطهیرش نیاز به مشارکت چند نفر دارد، بر همه واجب کفایی است که برای ازاله و تطهیر مسجد اقدام کنند.
مسئلۀ 302: تطهیر مسجد و یا هر مکان مقدس دیگری واجب کفایی است و اختصاصی به آن کسی که نجس کرده ندارد و هر کسی که متوجه نجاست شود و آن‎را ببیند، واجب است برای تطهیرش اقدام کند.
مسئلۀ 303: اگر مسجدی به‌طور کلّی تغییر عنوان پیدا کند، مثلاً مسجد را خراب کنند و جای آن خانه احداث کنند و یا زمین مسجد جزء خیابان شود و یا به صورت پارک درآید یا به مزرعه و باغ تبدیل شود، بنا بر اقوی‏ حکم عنوان مسجد را ندارد، بنابراین معلوم نیست نجس کردن آن زمین حرام باشد و در صورت نجس شدن تطهیرش واجب نیست، گرچه رعایت احتیاط سزاوار است.
مسئلۀ 304: گذاشتن میت مسلمان در مسجد قبل از غسل اگر موجب سرایت نجاست و بی‎احترامی نباشد، اشکال ندارد، گرچه احوط ترک آنست، ولی اگر میت مسلمان را غسل داده باشند، گذاشتن او در مسجد اشکال ندارد.
مسئلۀ 305: نجس کردن مشاهد مشرفه مانند حرم پیغمبر اسلام‏ و امامان معصوم حرام است و اگر نجس شود، تطهیر آن واجب است چون بیوت آن بزرگواران در حکم مسجد است.
مسئلۀ 306: در صورتی که انسان علم اجمالی به نجس شدن یکی از دو مسجد پیدا کند تطهیر هر دو مسجد بر او واجب می‏شود.
مسئلۀ 307: نجس کردن مساجد مسلمانان در هر جای عالم، حرام است و در این خصوص میان فِرَق مسلمانان هیچ تفاوتی وجود ندارد و هیچ مسجدی با مسجد دیگر فرق نمی‏کند.
مسئلۀ 308: توقف انسان جُنب و زن حائض و نَفسا در همۀ مساجد و عبور و مرور آنان در مسجدالحرام و مسجدالنّبی‏(ص)، حرام است که تفصیل این مسئله در جای خودش خواهد آمد.
مسئلۀ 309: داخل شدن کفّار در مسجد حتی برای شنیدن احکام اسلام ممنوع است، زیرا علاوه بر کفر معمولاً جُنب هم می‏باشند که تکلیف جُنب در ارتباط با مسجد مشخص است (مسئلۀ قبل) و مناسب است برای حضور غیرمسلمانان در مجالس مسلمین برای شنیدن معارف و حقایق اسلامی از منابع معتبر و قابل استفاده، جاهایی با امکانات مناسب در کنار مساجد که عنوان مسجد نداشته باشد ساخته شود.
مسئلۀ 310: نصب عکس و پوستر و دیگر وسایل و ابزاری که از آنها برای تبلیغ استفاده می‏شود در صورتی که موجب تخریب و ضرر به مسجد نباشد و برای نمازگزاران ایجاد زحمت و مشقّت نکند و نیز با اهداف واقف و مسجد منافات نداشته باشد، اشکال ندارد.
مسئلۀ 311: انجام مراسم گوناگون در مساجد در صورتی که برای نمازگزاران مزاحمت نداشته و مغایر با اهداف واقف نباشد و موجب هتک و بی‌احترامی به مسجد نشود، جایز است.
مسئلۀ 312: نقل و انتقال ملکیت مسجد یا تغییر آن برای کارهای دیگر که با مسجد بودن منافات دارد، جایز نیست و ابزار و لوازم آن‎را مانند درب و پنجره و فرش و سماور، اگر به هیچ وجه در همان مسجد و یا مساجد دیگر قابل استفاده نباشد، می‏توانند بفروشند و پول آن‎را اگر ممکن است صرف تعمیر همان مسجد وگرنه صرف تعمیر مساجد دیگر کنند. کسانی هم که می‏خواهند فرش و یا چیزهای دیگری برای مساجد یا حسینیه‏ها و یا حرم امامان معصوم(ع) بخرند، خوب است آن‎را وقف نکنند، بلکه به آنجا تملیک کنند تا متولی واجد شرایط و یا حاکم شرع بتواند در موقع لزوم آن‎را مطابق مصلحت تبدیل کند.
مسئلۀ 313: یکی از مستحبات در اسلام ساختن مسجد است و مسجدی را که نزدیک به خرابی است می‏توان تعمیر کرد، ولی اگر طوری خراب شود که قابل استفاده نباشد مردم می‏توانند آن‎را به‌طور کلّی ویران کنند و مسجد جدیدی احداث کنند. در مواردی که مسجد به‌طور کلّی خراب نشده ولی نیازهای عمومی را کفاف نمی‏دهد و نیاز به توسعه دارد باز می‏توانند ساختمان مسجد را ویران کنند وآن را توسعه داده و بزرگ‏تر و محکم‏تر تجدید بنا کنند.
مسئلۀ 314: تعمیر و پر رونق نگاه داشتن و روشن کردن چراغهای مساجد یکی از امور نیکو و مطلوب شارع مقدّس و از مستحبات اسلام است. مطلوب است کسی که می‏خواهد وارد مسجد شود خود را معطّر و خوش‌بو کند، لباس تمیز و پاکیزه بپوشد و موقع داخل شدن در مسجد با پای راست وارد شود و در موقع بیرون رفتن نیز پای چپ را جلوتر بگذارد.
مسئلۀ 315: هنگامی که انسان وارد مسجدی می‏شود مستحب است دو رکعت نماز به نیت نماز تحیت مسجد بجای آورد و اگر نماز واجب و یا مستحب دیگری بجا آورد کافی است.
مسئلۀ 316: خوابیدن در مسجد در غیرضرورت، صحبت کردن در آن راجع به امور دنیایی، مشغول کارهای صنعتی شدن و خواندن اشعاری که در آنها نصیحت و پند واندرز نباشد، خوب نیست و کراهت دارد. نیز انداختن آب دهان، بینی و اخلاط سینه در مسجد مکروه است، ولی بلند کردن صدا برای اذان و اقامه نه تنها مکروه نیست بلکه مطلوب است، امّا بلند کردن صدا در غیر اذان و اقامه کراهت دارد؛ تمام موارد فوق در صورتی است که هتک و بی‌احترامی به مسجد نباشد و در غیر این صورت حرام است.

 

                               صفحه بعدی                                            صفحه قبلی