سایر احکام وضو
مسئلۀ 430: 
کسی که در اصل داشتن یا نداشتن وضو شک دارد باید به حالت پیش از زمان شک خود توجه کند پس اگر پیش از شک، وضو داشته بنا را بر وضو داشتن بگذارد و اگر پیش از شک وضو نداشته باید وضو بگیرد. این حکم یعنی «بردن حالت پیش از شک، به زمان شک» در پاک و نجس بودن و غسل داشتن و نداشتن هم جاری‏است؛ ولی کسی که پس از ادرار، استبراء نکرده و وضو گرفته و پس از وضو رطوبتی از او بیرون آمده که نمی‏داند ادرار است یا چیز دیگر، وضوی او باطل است؛ در این صورت آن رطوبت محکوم به نجاست است و هم باید محل را آب بکشد و هم وضو را تجدید کند.
مسئلۀ 431: کسی که زیاد در کارهای وضو مانند شست‌وشو و مسح و یا در پاکی و نجاست و حلیت و حرمت و امثال آنها شک می‏کند، در صورتی‌که شک او منشأ عقلایی داشته باشد، باید ترتیب اثر دهد و اگر به حد وسواس برسد نباید به آن اعتنا کند. و باید مانند انسانهای معمولی عمل کند.
مسئلۀ 432: کسی که نماز را بخواند و بعداً شک کند که قبل از نماز وضو گرفته یا نه، اگر می‏داند و یا حداقل احتمال می‏دهد که قبل از نماز متوجه بوده، نمازش صحیح است؛ ولی برای نمازهای بعدی باید وضو بگیرد.
مسئلۀ 433: کسی که در وسط نماز شک می‏کند که وضو گرفته یا نه، باید نماز را ادامه داده و تمام کند، پس از آن وضو بگیرد و نماز را دوباره بجا آورد.
مسئلۀ 434: کسی که می‏داند هم وضو گرفته و هم حدث از او سر زده است (مثلاً خوابیده)، ولی نداند کدام جلوتر بوده یکی از چهار حالت را دارد:
1- اگر نماز نخوانده باشد باید برای نماز وضو بگیرد.
2 – اگر در بین نماز باشد بنا بر احتیاط نماز را تمام کند و بعد وضو گرفته و دوباره نماز را بجا آورد.
3- اگر نماز را خوانده باشد و احتمال بدهد که قبل از نماز متوجه موضوع بوده است، نمازش صحیح است؛ اما برای نمازهای بعدی واجب است وضو بگیرد.
4- اینکه نماز خود را خوانده باشد و بداند که قبل از نماز متوجه موضوع نبوده است، بنا بر احتیاط واجب نمازی را که خوانده است، دوباره با وضوی جدید بخواند.
مسئلۀ 435: اگر انسان بعد از وضو یا در بین آن یقین یا شک کند که بعضی از اعضای وضو را نشسته یا مسح نکرده، در صورتی‌که رطوبت اعضای قبلی خشک شده باشد باید دوباره وضو بگیرد؛ ولی اگر خشک نشده باشد عضو فراموش شده و اعضای بعدی را واجب است بشوید یا مسح کند. 
 
                حکم وضوی کسی که در کنترل ادرار و ... ناتوان است
مسئلۀ 436: 
کسانی که بر اثر بیماری و مانند آن، ادرارشان قطره قطره می‏ریزد و یا اینکه از بیرون آمدن مدفوعشان نمی‏توانند جلوگیری کنند، یکی از چهار حالت زیر را ممکن است دارا باشند:
1- یقین داشته باشند از اول تا آخر وقت نماز به اندازۀ وضو ونماز مهلت پیدا می‏کنند، در این صورت باید نماز را در وقتی که مهلت پیدا می‏کنند بخوانند و اگر مهلت آنان به مقدار کارهای واجب نماز باشد، واجب است در آن وقت فقط کارهای واجب نماز را بجا آورند و بنا بر احتیاط واجب کارهای مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک کنند.
2- بدانند به مقدار وضو و نماز حتی به مقدار واجب مهلت پیدا نمی‏کنند و در بین نماز چند مرتبه ادرار یا مدفوع آنها خارج می‏شود، در این حالت اگر برای آنان سخت نباشد که بخواهند بعد از هر مرتبه وضو بگیرند، واجب است ظرف آبی کنار خود بگذارند تا هر وقت ادرار و یا مدفوع آنان خارج شد فوراً وضو بگیرند و بقیۀ نماز را ادامه دهند و بنا بر احتیاط همان نماز را دوباره با یک وضو بخوانند و این بار اگر در بین نماز چیزی از آنان خارج شد، اعتنا نکنند. این احتیاط نسبت به آنانی که ادرارشان خارج می‏شود، ترک نشود.
3- در صورتی که به مقدار وضو و نماز مهلت پیدا نمی‏کنند و ادرار، یا مدفوع یا باد طوری پی‌درپی از آنان خارج می‏شود که وضو گرفتن بعد از هر مرتبه برای آنان سخت و مشقّت‌آور است، در این حالت اگر بتوانند مقداری از نماز را با همان وضو بخوانند باید بخوانند و تمام کنند و برای نماز بعدی دوباره وضو بگیرند.
4 – چنانچه ادرار یا مدفوع و یا باد طوری پی‌درپی خارج شود که انسان نتواند هیچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، بنا بر احتیاط مستحب برای هر نماز یک وضو بگیرد. بنابراین خواندن چند نماز در این حالت با یک وضو اشکالی ندارد، مگر اینکه به اختیار خود ادرار و یا مدفوع کند. همچنین بجا آوردن تشهد و سجدۀ فراموش شده و نماز احتیاط، اگر پس از نماز فوراً آنها را انجام دهد با همان وضوی نماز کافی است.
مسئلۀ 437: کسی که ادرارش دائماً قطره قطره می‏ریزد، برای انجام دادن نمازها به ترتیب زیر عمل کند:
الف: به وسیلۀ کیسه یا وسیلۀ دیگری که در آن پنبه یا چیزیست که از رسیدن ادرار به جاهای دیگر مانع می‏شود، خود را حفظ کند.
ب: پیش از ادای هر نماز احتیاطاً مخرج بول را آب بکشد و کیسه را عوض کند.
مسئلۀ 438: کسانی که نمی‏توانند جلو مدفوع خود را بگیرند لازم است برای بجا آوردن نمازها به ترتیب زیر عمل کنند:
الف: در صورت امکان تلاش کنند به اندازۀ وقت نماز با هر وسیلۀ ممکن از رسیدن مدفوع به جاهای دیگر جلوگیری کنند.
ب: در صورتی که برایشان مشقّت و ضرر نداشته باشد، مخرج مدفوع را برای ادای هر نماز آب بکشند.
مسئلۀ 439: کسی که نمی‏تواند از بیرون آمدن ادرار و مدفوع و باد شکمش جلوگیری کند، در صورتی‌که بتواند به اندازة خواندن نماز از خروج آنها جلوگیری کند و برایش ضرر و مشقّت هم نداشته باشد، واجب است به همان ‏اندازه جلوگیری کند. اگر جلوگیری از آنها نیاز به هزینه داشته باشد و یا از طریق مراجعه به پزشک بتواند معالجه کند و این مراجعه برایش ضرر و مشقّت نداشته باشد، واجب است به پزشک مراجعه کند.
مسئلۀ 440: کسی که نمی‏تواند از بیرون آمدن ادرار، مدفوع و باد شکم خود جلوگیری کند و نمازهای خود را مطابق دستور انجام دهد، پس از بهبودی لازم نیست نمازهایی را که خوانده قضا کند؛ امّا اگر در بین وقت نماز بیماری او خوب شود، بنا بر احتیاط واجب تنها نمازی را که در آن وقت خوانده است باید دوباره بخواند.
 
کارهایی که وضو گرفتن پیش از آنها واجب است‏.
مسئلۀ 441: 
وضو اگرچه ذاتاً امری مستحب است، ولی برای چند چیز وضو گرفتن واجب است:
1- نمازهای واجب غیر از نماز میت که در آن وضو و اصل طهارت شرط نیست. نمازهای مستحبی که وضو شرط صحت آنهاست، جز در مواردی که غسل جنابت و مانند آن وجود داشته باشد که در آن صورت همان غسل کفایت می‏کند.
2- برای سجده و یا تشهد فراموش شده، چنانچه میان آنها و نماز کاری که وضو را باطل می‏کند انجام داده باشد، باید وضو بگیرد و بنا بر احتیاط واجب نماز را هم دوباره بخواند. برای سجدۀ سهو اقوی آنست که وضو گرفتن لازم نیست اگرچه بهتر است.
3- طواف واجب خانۀ کعبه.
4- در مواردی که نذر یا عهد یا قسم یاد کرده که وضو بگیرد.
5- اگر نذر و عهد کرده یا قسم خورده باشد جایی از بدن خود را به خط و کلمات قرآن برساند.
مسئلۀ 442: رساندن جایی از بدن به خط و کلمات قرآن بدون وضو یا غسل حرام است؛ ولی جلوگیری از دست گذاشتن کودکان و دیوانگان به خط و کلمات قرآن اگر موجب بی‎احترامی‏ به قرآن نباشد، واجب نیست. رساندن بدن به ترجمۀ قرآن به هر زبانی که باشد، اشکالی ندارد.
مسئلۀ 443: رساندن جایی از بدن به قرآن بدون طهارت حرام است. در این جهت میان خطوط قرآنی فرقی نیست، حتّی خط کوفی متروک و مانند آن.
مسئلۀ 444: در حرمت رساندن بدن به خط قرآن بدون وضو، چه این رساندن موجب محو کردن خط قرآن باشد و یا نباشد فرقی وجود ندارد. بنابراین کسی‌که وضو ندارد و طاهر نیست اگر بخواهد با دست و یا زبان یک آیه و یا حتی یک کلمه از آیات قرآنی را محو و پاک کند، مرتکب کار حرام شده است.
مسئلۀ 445: کسی‌که می‏خواهد جایی از بدن خود را به خطوط و یا کلمات قرآن برساند، اگر وضو داشته باشد اشکالی ندارد؛ ولی اگر در ادامه وضو را از دست بدهد واجب است فوراً از تماس بدن خود با قرآن جلوگیری کند.
مسئلۀ 446: در حرمت رساندن جایی از بدن خود بدون وضو و طهارت به خط و کلمات قرآن، فرقی نیست که این خط در خود قرآن باشد و یا در کتابها، روزنامه‏ها و مجلات و مانند اینها؛ ولی کلماتی که مشترک میان قرآن و غیر قرآن است، ضابطۀ در قرآن بودن و یا نبودن آنها قصد و نیت نویسنده آنهاست.
مسئلۀ 447: رساندن جایی از بدن بدون وضو به نام خدای متعال به هر زبانی که نوشته شده باشد بنا بر احتیاط واجب حرام است و همچنین رساندن جایی از بدن بدون وضو به نام مبارک پیامبر(ص) و امامان معصوم‎(ع) و حضرت زهرا(س) اگر موجب بی‎احترامی باشد، حرام است؛ ولی اگر یکی از این نامهای مقدس را در نام‏گذاری افراد به کار برند، دست زدن بدون وضو به آنها اشکالی ندارد.
مسئلۀ 448: کسانی که در حال جنابت، حیض یا نفاس بدون وضو هستند، حرام است جایی از بدن خود را به انگشتر، گردنبند، بازوبند، حرز و یا هر چیز دیگری که بر روی آنها اسامی‏خدای متعال و یا پیامبر اسلام‏(ص) و یا یکی از معصومین‌(ع) نقش شده است، برسانند؛ اما اگر به گونه‏ای همراه داشته باشند که بدن با آن تماس پیدا نمی‏کند و موجب بی‌حرمتی نمی‏شود، اشکالی ندارد.
مسئلۀ 449: احتیاط واجب آنست که قبل از رسیدن وقت نمازهای یومیه به نیت انجام دادن نمازهای واجب یومیه وضو نگیرد و اگر یقین پیدا کند که وقت نماز رسیده، به نیت انجام دادن نماز واجب وضو بگیرد. اگرچه بعداً معلوم شود وقت نماز نبوده، وضویش صحیح است و با همان وضو می‏تواند نمازهای واجب را بخواند. اگر به قصد طهارت یا خواندن قرآن یا سوره‏ای از آن وضو بگیرد اشکال ندارد، ولو اینکه قصد نماز خواندن با آن وضو را نیز داشته باشد.
مسئلۀ 450: مستحب است برای نماز میت، زیارت معصومین(ع)، زیارت اهل قبور، رفتن به مسجد، همراه داشتن قرآن و نوشتن یا لمس کردن حاشیۀ آن، سجدۀ شکر، سجده، تلاوت قرآن و نیز برای خوابیدن، وضو بگیرند، اگرچه اقامۀ دلیل بر بعضی از اینها خالی از اشکال نیست و همچنین مستحب است کسی که وضو دارد دوباره وضو بگیرد. اگر برای یکی از این کارها وضو گرفت هر کاری که انجامش به وضو نیاز دارد را می‏تواند انجام دهد، مثلاً می‏تواند با آن وضو نماز بخواند. 
 
                                   چیزهایی که وضو را باطل می‏کند
مسئلۀ 451:
 هفت چیز وضو را باطل می‏کند:
1- بیرون آمدن ادرار از مخرج طبیعی.
2- بیرون آمدن مدفوع از مخرج طبیعی.
3- خارج شدن باد معده از مخرج مدفوع.
4- خوابی که بر اثر آن چشم نبیند و گوش نشنود، ولی اگر فقط یکی از آنها از کار بیفتد وضو باطل نمی‏شود.
5- چیزهایی مانند دیوانگی، بیهوشی و مستی که عقل را زایل می‏کند و از کار می‏اندازد.
6- خون استحاضه که مسائل مربوط به آن بعداً گفته خواهد شد.
7- چیزهایی مانند جنابت، حیض، نفاس که باید برای آنها غسل کرد و همچنین بنا بر احتیاط مستحب، مس کردن میت پس از سرد شدن و قبل از غسل دادن آن.

                                     وضوی جبیره و احکام آن
جبیره عبارت از چیزی است که روی زخم می‏گذارند و با آن زخم را می‏بندند، مانند پارچه و باند و امثال اینها که برای جلوگیری از رسیدن آب به‌طور موقت روی شکستگی و زخم گذاشته و آن‎را می‏بندند و از روی آن وضو، غسل و یا تیمّم انجام می‏شود. این وضو، غسل یا تیمّم را «جبیره‏ای» می‏نامند.
مسئلۀ 452: اگر در یکی از اعضای وضو زخم، دمل یا شکستگی وجود داشته باشد و روی آن باز باشد، در صورتی‌که آب برایش ضرری نداشته باشد، باید به‌طور معمول وضو گرفت.
مسئلۀ 453: اگر زخم، دمل یا شکستگی، روی صورت یا دستها باز باشد و آب ریختن و شستن آن، ضرر داشته باشد، چنانچه روی زخم پاک است و کشیدن دست تَر بر آن ضرر ندارد، باید اطراف زخم را از بالا به پایین شسته و دست تَر بر آن بکشد و بنا بر احتیاط مستحب پارچه یا پلاستیک پاکی روی آن ببندد و دست تَر را روی آن نیز بکشد. اگر دست تَر کشیدن بر آن ضرر دارد، باید اطراف زخم را از بالا به پایین بشوید و بنا بر احتیاط مستحب پارچه یا پلاستیک پاکی روی آن بسته و دست تَر روی آن بکشد، در این حالت تیمّم لازم نیست. اگر بستن پارچه ممکن نیست، باید اطراف زخم را بشوید و بنا بر احتیاط مستحب تیمّم نیز بکند، ولی چنانچه روی زخم نجس باشد و نتواند آن‎را آب بکشد، اگر ضرر نداشته باشد، احتیاط واجب آنست که دست تَر روی آن بکشد و بعد دست تر را تطهیر کند. سپس روی زخم پارچه‏ای ببندد و روی پارچه نیز دست کشیده و تیمّم نیز بکند. اگر دست کشیدن روی زخم ممکن نباشد و یا موجب زیاد شدن نجاست بدن شود یا دست تَر کشیدن روی آن موجب ضرر باشد، دست تَر روی پارچه کشیده و تیمّم نیز بکند. در همۀ فرضهای بالا اگر شستن روی پارچه و یا گذاشتن پلاستیک ممکن باشد، بنا بر احتیاط واجب روی آن‎را شسته و دست تر روی آن بکشد.
مسئلۀ 454: اگر زخم یا دمل یا شکستگی جلوی سر یا روی پاها بوده و روی آنها باز باشد، در صورتی‌که مسح کردن روی آنها به هر دلیلی ممکن نباشد، واجب است روی آن پارچه یا پلاستیک یا هر چیز پاک دیگری که مانع رسیدن آب به زخم می‏شود، ببندد و روی آن‎را با رطوبت آب وضو مسح کند، در این حالت تیمّم لازم نیست. اگر گذاشتن و یا بستن پارچه یا مانند آن بر روی زخم ممکن نباشد، مسح لازم نیست، ولی بنا بر احتیاط واجب باید تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 455: در صورتی‌که زخم بسته باشد، اگر باز کردن آن ممکن است و برای شخص زحمت و مشقّت ندارد و آب هم برای آن مضر نیست، واجب است روی آن‎را باز کند و وضو بگیرد. چه زخم دمل یا شکستگی در صورت باشد و یا در سایر اعضای وضو تفاوتی ندارد.
مسئلۀ 456: اگر زخم، دمل یا شکستگی در صورت یا دست و پاها باشد و بتوان روی آن‎را باز کرد، اگر ریختن آب روی آن ضرر دارد، چنانچه کشیدن دست تَر ضرر ندارد، باید در صورت امکان طوری دست تَر را بکشد که بگویند آن‎را شسته است، اگر چنین کند کافی است. اگر کشیدن دست تَر به این صورت ممکن نباشد، احتیاط واجب آنست که دست تَر روی آن بکشد و بعد پارچه یا چیز پاکی را روی آن بسته و روی آن‎را هم دست تَر بکشد.
مسئلۀ 457: در مواردی که روی زخم بسته است و باز کردن آن هم ممکن نیست، ولی خود زخم و چیزی که روی آن گذاشته شده پاک است و رسانیدن آب به زخم ممکن بوده و ضرر و مشقّتی هم ندارد، باید آب را به روی زخم رساند. اما اگر نجس باشد، چنانچه آب کشیدن و رساندن آب به روی زخم بدون مشقّت ممکن باشد، باید آن‎را آب کشید. در صورتی‌که آب برای زخم ضرر داشته باشد و یا آنکه رساندن آب به روی زخم بدون مشقّت ممکن نباشد، باید اطراف زخم را از بالا به پایین شست. اگر جبیره پاک است باید روی آن‎را مسح کرد و اگر نمی‏شود روی آن‎را دست تَر کشید (مثلاً دارویی که به دست می‏چسبد) پارچۀ پاکی را به‌طوری که جزء جبیره حساب شود، روی آن ببندد و دست تَر روی آن بکشد. اگر این هم ممکن نباشد، واجب است که هم وضو بگیرد و هم تیمّم کند. اگر روی زخم بسته و یا پارچۀ روی آن نجس باشد و نشود آن‎را پاک کرد، چنانچه بشود دست تَر روی آن کشید بنا بر احتیاط واجب باید چنین کرد و بعد دست تَر را تطهیر کرد. سپس پارچه یا پلاستیک پاکی روی زخم بسته و روی آن دست بکشد، تیمّم نیز بکند. اما اگر نمی‏شود دست تَر روی آن کشید، دست تَر روی پارچه کشیده و تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 458: اگر جبیره تمام صورت یا تمام یک دست یا تمام هر دو دست را گرفته باشد یا بیش از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممکن نباشد، باید علاوه بر وضوی جبیره بنا بر احتیاط واجب تیمّم نیز بکند. اگر بیش از معمول اطراف زخم را گرفته، ولی برداشتن آن ممکن باشد، باید جبیره را بردارد. سپس اگر زخم در صورت و دستها باشد، اطراف آن‎را بشوید و اگر در سر یا روی پاها باشد اطراف آن‎را مسح کند و برای جای زخم به دستور جبیره عمل کند.
مسئلۀ 459: اگر جبیره تمام اعضای وضو را گرفته باشد، اعمّ از آنکه در وضو، شستن آن عضو واجب باشد یا مسح آن، باید تیمّم کند و بنا بر احتیاط مستحب وضوی‏جبیره‏ای هم بگیرد.
مسئلۀ 460: کسی‌که در کف دست و انگشتها جبیره دارد و در موقع وضو دست تَر روی آن کشیده است، باید سر و پا را با همان رطوبت دست مسح کند.
مسئلۀ 461: در صورتی‌که جبیره تمام پهنای روی پاها را گرفته باشد، ولی مقداری از اطراف انگشتان و مقداری از بالای پاها باز باشد، واجب است جاهای باز را از روی ‏پا و جاهای جبیره را از روی جبیره مسح کند.
مسئلۀ 462: در مواردی که در صورت یا دستها چند جبیره وجود داشته باشد باید بین آنها را بشوید و اگر جلوی سر و پاها باشد بین آنها را مسح کند و روی جبیره‏ها را به دستور جبیره عمل کند.
مسئلۀ 463: اگر وضو نه به خاطر زخم، جراحت یا شکستگی، بلکه به علل دیگری ضرر داشته باشد و نتواند به صورت و دستها آب بزند، واجب است تیمّم کرده و مستحب است وضوی جبیره‏ای نیز بگیرد، ولی اگر آب برای مقداری از دست و صورت ضرر داشته باشد، واجب است اطراف آنجایی را که آب برای آن ضرر دارد بشوید و پارچه‏ای روی آن ببندد و دست تَر روی آن بکشد و تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 464: اگر زخم و جراحت در غیر جاهای وضو باشد، ولی طوری است که وضو گرفتن ضرر دارد، واجب است تیمّم کند.
مسئلۀ 465: در کلیۀ احکامی که برای جبیره گفته شد، میان زخمها و جراحاتی که با اختیار به وجود آمده و یا با ‌اختیار نبوده، فرقی نیست و این احکام در هر دو جاری‏است، چون ادلّۀ جبیره اطلاق دارد.
مسئلۀ 466: اگر در جای وضو یا غسل چیزی مانند قیر چسبیده و برداشتن آن ممکن نباشد یا برداشتن آن ‌به قدری سخت و دشوار باشد که نتوان به‌طور معمول آن‎را تحمّل کرد، واجب است به دستور جبیره عمل کند و بنا بر احتیاط مستحب تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 467: کسی‌که وظیفه‏اش تیمّم است، اگر در بعضی از جاهای تیمّم، زخم یا شکستگی یا دمل و مانند اینها وجود داشته باشد، واجب است تیمّم جبیره‏ای کند.
مسئلۀ 468: احکام غسل جبیره‏ای مانند احکام وضوی جبیره‏ای است، ولی احتیاط مستحب آنست که غسل جبیره‏ای را ترتیبی بجا آورد. اگرچه اقوی‏ آنست که غسل ارتماسی نیز جایز است، مشروط بر آنکه محلّ غسل مانع دیگری مانند نجاست محل نداشته باشد، در غیر این صورت باید غسل ترتیبی انجام دهد.
مسئلۀ 469: اگر برای ناراحتی‌ای که در چشم اوست روی چشم خود را با چیزی ببندد، باید وضو و غسل جبیره‏ای انجام دهد و بنا بر احتیاط واجب تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 470:کسی‌که نمی‏داند وظیفۀ او تیمّم است یا وضو و غسل جبیره‏ای و شک دارد، بنا بر احتیاط واجب هر دو را انجام دهد.
مسئلۀ 471: کسی‌که وظیفه‏اش وضو یا تیمّم یا غسل جبیره‏ای است، چنانچه بداند تا پایان وقت عذرش باقیست، می‏تواند در اول وقت نمازها را بخواند، ولی اگر نمی‏داند عذرش برطرف می‏شود یا نه و یا حتی امید دارد که تا پایان وقت عذرش برطرف شود، بنا بر احتیاط واجب باید صبر کند. اگر عذر وی برطرف نشد، آخر وقت نماز را با وضو یا غسل و یا تیمّم جبیره‏ای بجا ‏آورد.
مسئلۀ 472: نمازهایی را که انسان با وضو یا غسل جبیره‏ای خوانده است، اگر عذر وی در وقت نماز برطرف شود، اقوی‏ آنست که اعاده ندارد و همان نمازهای خوانده شده کفایت می‏کند. بهتراست دوباره با وضو و غسل غیر جبیره‏ای انجام دهد، ولی اگر و قت نماز تمام شده و عذر او از بین رفته باشد، نمازهای خوانده شده صحیح است و قضا ندارد، ولی برای نمازهای بعدی باید وضو بگیرد و یا غسل کند.

 

                                     صفحه قبلی                                          بازگشت به صفحه اصلی