غسل نفاس‏
خون نفاس خونی است که همراه با بیرون آمدن اولین جزء نوزاد از رحم مادر خارج می‏شود، زنان را در این حالت «نَفسا» می‏نامند. کمترین زمانی که زنان این خون را می‏بینند چند لحظه و بیشترین آن ده روز است.
مسئلۀ 610: خونی که قبل از زایمان از زن بیرون می‏آید، خون نفاس نیست و ممکن است خون حیض یا حتی یکی از اقسام استحاضه باشد.
مسئلۀ 611: در نفاس بودن خون زایمان، لازم نیست بدن نوزاد کامل باشد یا زایمان کامل و طبیعی باشد، بلکه اگر نوزاد قبل از کامل شدن به دنیا بیاید، خونی که همراه او بیرون می‏آید، خون نفاس است و اگر خون بسته‏ای از رحم زن خارج شود و خود زن یا چهار قابله نظر بدهند که اگر در رحم می‏ماند بچّه می‏شد و عرفاً ولادت هم صدق کند، خونی که همراه آن خارج می‏شود نفاس است. اگر عنوان ولادت عرفاً صدق نکند، احتیاطاً میان محرّمات نَفسا و واجبات استحاضه جمع کند.
مسئلۀ 612: زنانی که خون نفاسشان بیش از ده روز باشد چند حالت برای آنان وجود دارد:
1- چنانچه در حیض عادت خاص داشته باشند، باید به اندازۀ روزهای عادت خود را نفاس و بقیه را استحاضه قرار دهند.
2- اگر در حیض عادت خاص نداشته‏اند، چنانچه نشانه‏های خون تغییر یابد، باید به آن‏ اندازه را که سیاه رنگ است، اگر بیش از ده روز نباشد، نفاس قرار دهند.
3- چنانچه در حیض عادت خاص نداشته‏اند و نشانه‏های خون نیز یکنواخت بوده است، باید به اندازۀ عادت خویشان خود نفاس قرار دهند و اگر مقدار عادت نزدیکان آنها متفاوت باشد، بنا بر احتیاط واجب باید هفت روز اول را نفاس بدانند. در این حالت و حالت دوم احتیاط واجب آنست که تا روز دهم کارهایی را که بر حائض حرام است، انجام ندهند و به وظائف مستحاضه نیز عمل کنند.
مسئلۀ 613: زنانی که خون نفاسشان از ده روز می‏گذرد، مستحب است اگر در حیض عادت خاص دارند، از روز پس از عادت و اگر عادت ندارند بعد از روز دهم تا روز هجدهم زایمان،کارهای مستحاضه را انجام دهند و از کارهایی که بر نَفسا حرام است، اجتناب کنند.
مسئلۀ 614: زنی که عادت حیض او کمتر از ده روز باشد، ولی بیش از روزهای عادتش خون نفاس ببیند، باید به اندازة روزهای عادت خود نفاس قرار دهد و پس از آن بنا بر احتیاط واجب تا دو روز عبادت را رها کند و پس از دو روز تا روز دهم، وظائف مستحاضه را انجام بدهد و کارهایی را که بر نَفسا حرام است، ترک کند؛ در این صورت اگر خون از ده روز بگذرد، استحاضه است و باید روزهای پس از عادت تا روز دهم را نیز استحاضه قرار داده و عبادتهایی را که در آن روزها انجام نداده، قضا کند.
مسئلۀ 615: زنانی که بعد از زایمان تا یک ماه بیشتر خون می‏بینند، دارای یکی از این دو حالت هستند:
1- اگر در حیض عادت خاص دارند، به اندازة عادتشان نفاس قرار داده و ده روز پس از آن (گرچه در روزهای عادت ماهانه باشد) استحاضه است و پس از گذشت این ده روز اگر خونی را که می‏بینند در روزهای عادتشان باشد، حیض است، گرچه نشانۀ خون حیض را نداشته باشد، همچنین اگر در روزهای عادت نباشد و نشانۀ حیض را داشته باشد، حیض است، هر چند خوب است در این صورت احتیاط شود؛ ولی اگر در روزهای عادت نباشد و نشانه‏های حیض را هم نداشته باشد، باید آن‎را استحاضه قرار دهند.
2- اگر در حیض عادت خاص ندارند، ده روز اول را مطابق آنچه در همین مسئله گفته شد، عمل کنند، ده روز دوم آنستحاضه است و خونی که پس از ده روز دوم دیده می‏شود، اگر نشانۀ حیض را داشته باشد، حیض، وگرنه استحاضه است.
مسئلۀ 616: خون نفاس با خون حیض در بعضی مسائل و احکام مشترک هستند و در بعضی با هم فرق دارند، همۀ کارهایی که بر حائض حرام یا مکروه است، بر نَفسا هم حرام یا مکروه است، گرچه حرمت بعضی از آنها مانند قرائت سوره‏های عزائم و سجده‌دار و دخول در مساجد و توقف در آنها از باب احتیاط و کراهت بعضی از آنها مانند حنا بستن، ممنوع و محل اشکال است. همچنین آنچه بر حائض واجب یا مستحب است، بر نَفسا نیز واجب و مستحب است.
مسئلۀ 617: تفاوتهای عمده و اساسی خون حیض و خون نفاس، به ترتیب زیر است:
1- حداقل خون حیض کمتر از سه روز نیست، ولی خون نفاس حدّ معینی ندارد.
2- حدّاکثر حیض اجماعاً و نصّاً ده روز، ولی در حداکثر نفاس اختلاف جدی وجود دارد.
3- حیض نشانۀ بلوغ است، ولی نفاس چنین نیست.
4- در تحقق دو حیض، حداقل فاصله شدن ده روز طُهر و طهارت شرط است، ولی در نفاس چنین شرطی وجود ندارد.
5- عدّة زن با دیدن حیض پایان می‏یابد، ولی نفاس چنین نیست.
6- عدد ایام حیض با دیدن خون شمارش می‏شود، ولی عدد نفاس از هنگام زایمان شروع می‏شود.
مسئلۀ 618: طلاق دادن زنی که در حال نفاس است باطل و نزدیکی با او حرام است و اگر در حال نفاس شوهرش با او نزدیکی کند، بهتر است به دستوری که در احکام حیض گفته شد کفّاره بدهد.
مسئلۀ 619: هنگامی‌که زن از خون نفاس پاک شد، واجب است غسل کند و عبادتهای خود را بجا آورد و اگر پس از پاک شدن دوباره خون ببیند، در صورتی‌که مجموع روزهایی که خون دیده و روزهایی که در وسط پاک شده، ده روز و یا کمتر از ده روز باشد، تمامی آنها نفاس است و در آن ایام اگر روزه گرفته، باید قضا کند.
مسئلۀ 620: اگر زن از خون نفاس پاک شود و احتمال دهد که در باطن خونی باقی مانده است، باید با مقداری پنبه و مانند آن خود را امتحان کند، اگر مطمئن شد که پاک شده است، برای عبادت باید غسل کند.
مسئلۀ 621: کسی‌که غسل نفاس را انجام داده، بنا بر اقوی‏ برای انجام نماز و سایر عبادتهایی که طهارت در آنها شرط است وضو لازم نیست، اگرچه بهتر است. در این جهت فرقی نیست که وضو را پیش از غسل انجام دهد یا پس از آن. 
 
                                        غسل مسّ میت
مسئلۀ 622:
 اگر کسی بدن انسان مرده‏ای را که سرد شده و غسلش نداده‏اند، مس کند یعنی جایی از بدن خود را به بدن او برساند، باید غسل مس میت انجام دهد، هرچند در خواب یا به‌طور ناخودآگاه یا بنا بر احتیاط، باطن او را مس کرده باشد. بلکه بنا بر احتیاط واجب مس بدن شهید و مسّ بدن مرده‏ای که او را به جای غسل، تیمّم داده‏اند و یا هر سه غسل او با آب خالص و بدون سدر و کافور انجام شده است، نیز همین حکم را دارد.
مسئلۀ 623: رساندن ناخن و استخوان به ناخن و استخوان میت، موجب واجب شدن غسل میت می‏شود، ولی رساندن موی زنده به بدن و یا موی مرده، اگر باعث تماس با بدن نشود، چه موی زنده کوتاه باشد یا بلند، غسل واجب نیست، گرچه موافق با احتیاط است.
مسئلۀ 624: اگر جایی از بدن انسان به بدن بچه‏ای که مرده و یا حتّی جنین سقط شده‏ای که چهار ماهش تمام شده، برسد، غسل مس میت واجب است و اگر جنین پیش از چهار ماه هم ساقط شده باشد، همین حکم را دارد، بنابراین اگر جنین چهار ماهه‏ای که مرده، هنگام تولّد با ظاهر بدن مادر تماس پیدا کند، مادر باید غسل کند. نیز اگر نوزاد پس از مرگ مادر و سرد شدن بدن او به دنیا بیاید و هنگام تولّد با ظاهر بدن مادر تماس پیدا کند، وقتی بالغ شد، واجب است، غسل کند. اگر جنین یا مادر فقط با باطن بدن یکدیگر تماس داشته باشند، وجوب غسل بنا بر احتیاط است.
مسئلۀ 625: در صورتی‌که تمام غسلهای سه‌گانۀ میت انجام شده باشد و کسی با آن تماس پیدا کند، غسل واجب نیست، ولی اگر پیش از تمام شدن غسل سوم جایی از بدنش را به بدن میت برساند، غسل بر او واجب می‏شود، اگرچه غسل سوم آن تکه از بدن تمام شده باشد.
مسئلۀ 626: اگر از بدن زنده یا مرده‏ای که غسلش نداده‏اند، قسمتی که دارای استخوان است، جدا شود و پیش از آنکه قسمت جدا شده را غسل دهند، کسی آن‎را مس کند، باید غسل مس میت انجام بدهد، ولی اگر قسمتی که جدا شده استخوان نداشته باشد، اگر از زنده جدا شده، مسّ آن موجب غسل نمی‏شود، ولی اگر از مرده جدا شده، بنا بر احتیاط واجب باید غسل کند.
مسئلۀ 627: دندانی که از میت جدا شده و آن‎را غسل نداده‏اند، بنا بر احتیاط واجب موجب غسل می‏شود؛ ولی استخوان و دندانی که از زنده جدا شده و گوشت ندارد، موجب غسل نیست.
مسئلۀ 628: در صورتی‌که بچّۀ نابالغ و یا دیوانه، میتی را مس کند، بر او واجب است که پس از بلوغ و یا رفع دیوانگی غسل کنند.
مسئلۀ 629: اگر کسی چند میت را مس کند و یا یک میت را چند بار مس کند، یک غسل مس میت کفایت می‏کند.
مسئلۀ 630: انجام غسل مس میت مانند غسل جنابت است و برای نماز و چیزهایی که در آنها طهارت شرط است، کفایت می‏کند، اگرچه بهتر است وضو بگیرند.
مسئلۀ 631: کسی‌که غسل مسّ میت بر او واجب شده، ورود و توقف در مساجد، نزدیکی با همسر و خواندن سوره‏های سجده‌دار برای او مانعی ندارد و برای نماز و عبادتهای دیگر که طهارت در آنها شرط است و نیاز به وضو دارد، باید غسل کند و بنا بر احتیاط مستحب وضو هم بگیرد.
مسئلۀ 632: کسی‌که برای رفع گرفتاری یا برای اینکه کار یا خوی ناپسندی را ترک کند یا اینکه امر راجحی را انجام دهد، نذر، عهد یا سوگند یاد کند که غسلی را انجام دهد، آن غسل بر او واجب می‏شود و باید به نذر، عهد یا سوگند خود عمل کند. 
 
                                            غسلهای مستحب
مسئلۀ 633: غسلهای مستحب در شرع مقدس اسلام بسیار است حتّی بعضی از فقها، تعداد آنها را به صد عدد رسانده‏اند و از جملۀ آنهاست:
1- غسل جمعه که وقت آن از اذان صبح تا ظهر روز جمعه است و بهتر است نزدیک ظهر انجام شود. اگر آن‎را تا ظهر انجام ندهد، بهتر است بدون نیت ادا و قضا تا غروب جمعه آن‎را انجام دهد. اگر در روز جمعه غسل نکند، مستحب است روز شنبه قضای آن‎را بجا آورد. کسی‌که می‏داند در روز جمعه آب پیدا نمی‏کند، می‏تواند غسل را در روز پنج‌شنبه انجام دهد، بلکه در شب جمعه اگر غسل را به امید اینکه مطلوب خداوند عالم باشد بجا آورد، صحیح است. اگر روز جمعه تا هنگام زوال آب پیدا کرد، مستحب است غسل را اعاده کند و نیز مستحب است هنگام غسل جمعه بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلَهَ‎إِلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیک لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی‏ مُحَمَّدٍوَآلِ‎مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوَّابِینَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ» و در استحباب غسل جمعه برای مرد، زن، حاضر، مسافر و آن کسی‌که نماز جمعه می‏خواند و یا نماز ظهر بجا می‏آورد، فرقی نیست؛ بلکه بنا بر اقوی‏ مستحب است، بچه‏ای هم که خوب و بد را می‏فهمد و ممیز است نیز غسل جمعه را انجام دهد.
2- غسل شب اول ماه رمضان و نیز تمام شبهای فرد آن، به قصد رجا و امید ثواب. از شب بیست و یکم ماه رمضان مستحب است که هر شب غسل کند. وقت غسل شبهای ماه مبارک رمضان تمام شب است، ولی بهتر است نزدیک غروب بجا آورده شود؛ از شب بیست و یکم تا آخر ماه، بهتر است غسل را بین نماز مغرب و عشا انجام داد، همچنین مستحب است در شب بیست و سوم به جز عمل غسل اول شب یک غسل هم در آخر شب انجام دهد.
3- غسل شب عید فطرکه وقت آن از اول مغرب تا اذان صبح است، اما بهتر است که در اول شب انجام شود.
4- غسل روز عید فطر و عید قربان که وقت آن از اذان صبح تا غروب است اما بهتر است که پیش از نماز عید انجام شود، اگر از ظهر تا غروب بجا آورد، به قصد رجا و امید ثواب باشد.
5- غسل روز هشتم و نهم ذی‌حجّه، که وقت غسل روز هشتم از اذان صبح تا غروب است و در روز نهم اگرچه از اذان صبح تا غروب است، ولی بهتر است آن‎را نزدیک ظهر انجام دهد.
6- غسل روز عید غدیر که بهتر است پیش از ظهر انجام شود.
7- غسل روز بیست و چهارّم ذی‌حجّه.
8- غسل روز عید مبعث و روزهای اول و پانزدهم و آخر ماه رجب. اگر غسل را شب مبعث بجا آورد، به نیت مطلق ثواب باشد.
9- غسل روزهای پانزدهم شعبان، عید نوروز، نهم و هفدهم ربیع الاول و بیست و پنجم ذی‌قعده، هر چند احتیاط آنست که سه غسل اخیر را به امید ثواب انجام دهد.
10- غسل دادن نوزادی که تازه به دنیا آمده باشد.
11- غسل زنی که برای غیر شوهر خودش بوی خوش استعمال کرده باشد.
12- غسل کسی‌که برای تماشای به دار آویخته رفته و او را دیده باشد، ولی اگر به خاطر ناچاری و یا اتفاقاً نگاهش بیفتد، غسل مستحب نیست.
13- غسل کسی‌که جایی از بدن خود را به بدن میتی که غسلش داده‏اند، برساند.
14- غسل احرام برای عمره یا حج که نسبت به آن تأکید بسیار شده است و بعضی از علما آن‎را واجب دانسته‏اند. 
15- غسل کسی‌که قصد وارد شدن به حرم و شهر مکه، مسجدالحرام برای طواف، وارد شدن به خانۀ کعبه، حرم و شهر مدینه، مسجدالنّبی‏(ص) و حرم امامان معصوم(ع) را دارد که یک غسل برای انجام چند مورد از موارد ذکر شده و نیز برای وقتی که می‏خواهد چند مرتبه مشرّف شود، کفایت می‏کند.
16- غسل برای نشاط در عبادت.
17- غسل برای رفتن به سفر خصوصاً سفر زیارت حضرت سیدالشهدا(ع).
18- غسل برای توبه.
19- غسل برای خواستن حاجت از خدای متعال.
20- غسل برای زیارت پیامبر(ص) یا امامان(ع) از دور یا نزدیک.
مسئلۀ 634: بنا بر اقوی‏ با تمام غسلهایی که در شریعت اسلام استحباب آنها ثابت شده، می‏توان نماز خواند و از وضو نیز کفایت می‏کند، گرچه گرفتن وضو مطابق با احتیاط است، ولی غسلهایی که به قصد رجا و امید ثواب بجا آورده می‏شود، بنا بر احتیاط واجب از وضو کفایت نمی‏کند؛ ضمناً اگر یکی از غسلهایی را که تا شمارۀ 15 مسئلۀ قبل گفته شد، انجام دهد و کاری کند که وضو را باطل می‏کند، غسل او باطل می‏شود و مستحب است دوباره غسل کند.
مسئلۀ 635: اگر چند غسل بر کسی مستحب باشد و به نیت همۀ آنها یک غسل بجا آورد، کافی است؛ بلکه اگر بخواهد یک یا چند غسل واجب و یا یک یا چند غسل مستحب بجا آورد می‏تواند به نیت همۀ آنها یک غسل انجام دهد و از همۀ آنها کفایت می‏کند.
 

                                         صفحه قبلی