احکام اموات
مرگ و جایگاه آن در اسلام
مطابق معارف حقه الهی، انسان تنها برای زندگی ظاهری دنیایی آفریده نشده است، بلکه موجودی است جاودانه و برای حیاتی جاوید خلق شده است که زندگی دنیایی یکی از مقاطع کوچک آن به شمار میرود و پیامبران الهی که از طرف خدای عالم مبعوث شدهاند و قوانین و احکامی را برای بشر به ارمغان آوردهاند به این علت بوده است که راه درست زندگی کردن را برای تأمین سعادت همیشگی به انسان بیاموزند، به همین دلیل اسلام مرگ را پایان حیات انسان نمیداند، اگرچه با مردن پروندۀ ظاهری او بسته شده و دست او از اعمال و کارهای دنیایی که بالمباشره انجام میداد قطع میشود، لیکن رابطۀ او بهطور کلّی از این عالم بریده نمیشود. او از طریق کارهای خوب یا بدیکه در دنیا انجام میداد و یا توسط افراد صالح یا ناصالحی که تربیت کرده است، یا به واسطۀ آثار عمرانی مانند ساخت مسجد یا برکات علمی و اخلاقی و خیراتی که از خود باقی گذاشته است، رابطۀ خود را با دنیا حفظ میکند، به همین مناسبت در شریعت اسلام یک سلسله احکام و وظائف در ارتباط با اموات وجود دارد؛ مانند چگونگی تکفین و تغسیل و تدفین میت که در این بخش به آن پرداخته میشود، یا آنچه میت به هنگام حیات، وصیت کرده است تا پس از فوت، به آنها عمل شود، مانند عمل به وصیتها، عهدها و مانند آنها که در کتاب وصیت به آنها پرداخته خواهد شد. در این قسمت احکامی که مربوط به وظائف مسلمین دربارۀ کسانی است که در آستانۀ مرگ قرار دارند یا از دنیا رفتهاند، بیان میشود.
انسانی که از دنیا میرود چه زن باشد و چه مرد، دارای احکامی مانند غسل، کفن، حنوط، نماز، دفن، تلقین و غیره است که طبق شرایطی به شرح زیر بیان میگردد.
احکام محتضر
مسئلۀ 712: احتضار به معنای جان دادن است و مسلمانی را که در این حال باشد محتضر گویند و واجب است او را طوری به پشت بخوابانند که کف پاهای او به طرف قبله باشد و اگر خواباندن او بدین صورت ممکن نباشد به آن اندازهای که ممکن است عمل کنند و اگر به هیچ وجه ممکن نباشد که او را بخوابانند، واجب است که او را رو به قبله بنشانند و اگر آن هم ممکن نباشد، او را به پهلوی راست یا چپ، رو به قبله بخوابانند. تا هنگامی که خود محتضر بتواند واجب است رو به قبله بخوابد و بنا بر احتیاط واجب باید تا وقتی که غسل میت تمام نشده او را مثل محتضر رو به قبله بخوابانند، ولی پس از تمام شدن غسل مانند وقتی که بر او نماز خوانده میشود، بخوابانند و در این جهت میان مرد و زن و کوچک و بزرگ فرقی نیست.
مسئلۀ 713: بنا بر احتیاط واجب رو به قبله کردن محتضر بر هر مسلمانی واجب است، لیکن در صورتیکه ممکن باشد از خود او و در صورت عدم امکان از ولیّ او و باز در صورت عدم امکان از مجتهد جامع شرایط اجازه بگیرند.
مسئلۀ 714: مستحب است شهادتین و اقرار به ائمۀ معصومین(ع) و سایر عقاید حقه را به محتضر طوری تلقین کنند که بفهمد و تا وقت مرگ تکرار کند.
مسئلۀ 715: مستحب است دعایی که در زیر نوشته شده است بهطوری به محتضر تلقین کنند که بفهمد: «أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکثِیرَ مِنْ مَعَاصِیک وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِک یا مَنْ یَقْبَلُ الْیَسِیرَ وَ یَعْفُو عَنِّی الْکثِیرَ، إِقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ وَ اعْفُ عَنِّی الْکثِیرَ، إِنَّک أَنْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُور، أَللَّهُمَّ ارْحَمْنِی فَإنَّک رَحِیمٌ».
مسئلۀ 716: مستحب است کسی را که سخت جان میدهد، در صورتیکه اذیت نشود، به جایی که نماز میخوانده منتقل کنند و نیز مستحب است برای راحت شدن محتضر سورههای مبارکۀ «یس»، «الصّافات»، «احزاب» و نیز «آیةالکرسی» و آیۀ 54 از سورۀ مبارکۀ «اعراف» و سه آیۀ آخر سورۀ «بقره» و یا هر چه از قرآن ممکن است بر بالین او بخوانند.
مسئلۀ 717: تنها گذاشتن محتضر، قرار دادن چیز سنگین روی شکم او، بودن جنب و حائض نزد او، حرف زدن زیاد، گریه کردن و نیز تنها گذاشتن زنها نزد او کراهت دارد.
احکام میت
مسئلۀ 718: مستحب است بعد از مرگ، دهان، چشمها و چانۀ میت را ببندند و دستها و پاهای او را دراز کنند و پارچهای رویش بیندازند و اگر شب از دنیا رفته باشد، در صورتی که شب او را دفن نکنند، احتیاطاً در جایی که او را گذاشتهاند، چراغی روشن کنند و برای تشییع جنازۀ او مؤمنان را خبر کنند و در دفن او بشتابند. اگر یقین به مردن او نداشته باشند، واجب است صبر کنند تا معلوم شود. اگر میت زن باردار باشد تا شکافتن طرف چپ وی و درآوردن بچّه باید صبر کنند.
مسئلۀ 719: مستحب است انسان در برابر همۀ مصائب و گرفتاریها صبر کند و آنها را از خدا بداند و به انبیاء و اوصیاء و امامان معصوم(ع) و صالحان تأسّی کند، خصوصاً در مرگ فرزندان و خویشان بردباری و شکیبایی نشان دهد و هر وقت به یاد میت میافتد، «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ» بگوید؛ برای میت قرآن بخواند، به صاحبان عزا تسلیت بگوید و بر سر قبور پدر و مادر از خداوند متعال حاجت بخواهد و فامیلها و خویشاوندان و اقرباء را نزدیک به هم دفن کنند.
مسئلۀ 720: جایز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن خود را بخراشد و به خود لطمه بزند یا در مرگ فرزند و زوجه یقهاش را پاره کند. اگر در مرگ پدر و برادر و بلکه سایر خویشان یقه پاره کند، در صورتیکه عنوان حرام بر آن منطبق نگردد، اشکالی ندارد، اگرچه بهتر است آنرا هم انجام ندهد.
مسئلۀ 721: اگر مرد در مرگ زن یا فرزند، یقه یا لباس خود را پاره کند، یا اگر زن در عزای میت صورت خود را بخراشد، بهطوری که خون بیاید و یا موی خود را بکند، بنا بر احتیاط واجب باید ده فقیر را طعام دهد یا آنها را بپوشاند و اگر نتواند باید سه روز روزه بگیرد. چنانچه زن در عزای میت تمام یا مقداری از موی خود را بکند بنا بر احتیاط واجب باید شصت فقیر را طعام دهد یا شصت روز روزه بگیرد.
مسئلۀ 722: احتیاط اینست که در گریه بر میت صدا را خیلی بلند نکند، اگرچه اقوی جواز آنست.
مسئلۀ 723: غسل، حنوط، کفن، نماز و دفن هر میت مسلمان غیر از دستههایی از مسلمین که حکم کافر را دارند مانند خوارج، نواصب و غُلات بر هر مکلّفی واجب است و اگر عدّهای انجام دهند از دیگران ساقط میشود؛ چنانچه هیچ کس این اعمال را انجام ندهد، همه معصیت کردهاند؛ این قبیل واجب را «واجب کفایی» گویند.
مسئلۀ 724: اگر کسی اطمینان پیدا کند که دیگری مشغول انجام کارهای میت است و آن شخص متهم به بیمبالاتی نیست، لازم نیست به کارهای میت اقدام کند، اما اگر شک کند که اقدام شده است یا نه، یا گمان کند که کسی اقدام نکرده، واجب است اقدام کند.
مسئلۀ 725: اگر کسی اطمینان پیدا کند که غسل و کفن یا نماز و دفن میت را باطل انجام دادهاند، واجب است دوباره انجام دهد و اگر شک داشته باشد که صحیح انجام شده یا نه یا گمان داشته باشد صحیح انجام شده و انجام دهنده متّهم به بیمبالاتی نبوده و نیست، لازم نیست اقدام کند.
مسئلۀ 726: برای غسل، حنوط، کفن، نماز و دفن میت باید از ولیّ او اجازه بگیرند و ولیّ زن در غسل و کفن و دفن شوهر اوست و در غیر این موارد بنا بر احتیاط واجب از همۀ کسانی که در ارث بردن مقدّماند، اجازه بگیرند تا یقین به رضایت آنها حاصل شود.
مسئلۀ 727: اگراجازه گرفتن از ولیّ میت ممکن نباشد، لازم نیست از او اجازه بگیرند، ولی اگر غفلت شود و بدون اجازۀ ولیّ میت بر او نماز بخوانند و او را دفن کنند، احتیاطاً باید نماز را دوباره بر قبر او اعاده کنند.
مسئلۀ 728: اگر کسی بگوید من وصی یا ولیّ میت هستم یا بگوید ولیّ میت به من اجازه داده که غسل و کفن و دفن او را انجام دهم، در صورتیکه از گفتۀ او اطمینان حاصل شود یا میت تحت اختیار او باشد و دیگری هم در برابر او مدّعی نباشد و یا دو نفر شاهد عادل بر صدق گفتار وی شهادت دهند گفتۀ او پذیرفته میشود.
مسئلۀ 729: اگر کسی برای انجام کارهای خود برای بعد از مرگ، غیر از ولی، شخص دیگری را معّین کرده باشد، بنا بر احتیاط واجب ولی وآن شخص دیگر هر دو باید کارهای میت را با هم اجازه دهند. لازم نیست شخصی که برای انجام کارها معین میشود وصیت میت را قبول کند بلکه میتواند رد کند، ولی اگر وصیت میت را قبول کرده باشد، واجب است طبق آن عمل کند.
غسل میت و احکام آن
مسئلۀ 730: واجب است میت مسلمان را برای انجام فرمان الهی، بعد از پاک کردن بدن او از آلودگی و نجاست ظاهری سه غسل دهند:
اول: کمی سدر در مقداری آب بریزند و با آن ابتدا سر و گردن و بعد سمت راست و سپس سمت چپ میت را غسل دهند.
دوّم: اندکی کافور در مقداری آب بریزند و دوباره به همان ترتیب میت را غسل دهند.
سوّم: با آب خالص برای بار سوّم، میت را به همان ترتیب غسل دهند.
مسئلۀ 731: سدر و کافور نباید آنقدر زیاد باشد که آب را از مطلق بودن خارج کند و نباید به اندازهای کم باشد که گفته شود سدر و کافور با آب مخلوط نشده است.
مسئلۀ 732: اگر سدر و کافور به اندازهای که لازم است پیدا نشود، بنا بر احتیاط باید مقداری که به آن دسترسی دارند، تهیه و در آب مخلوط کنند.
مسئلۀ 733: کسیکه میت را غسل میدهد واجب است مسلمان، شیعۀ دوازده امامی، عاقل و به احتیاط واجب بالغ باشد و بنا بر احتیاط واجب لازم است غسل دهندۀ میت احکام و مسائل میت را بداند و در غیر این صورت کسی باشد تا این احکام را به او بیاموزد.
مسئلۀ 734: واجب است کسیکه میت را غسل میدهد قصد قربت داشته باشد، یعنی غسل را برای انجام فرمان خداوند متعال بجای آورد و در اول هر غسلی هم نیت غسل را تجدید کند.
مسئلۀ 735: غسل میت مانند غسل جنابت است و بنا بر احتیاط واجب و عمل به ظواهر نصوص و روایات، مادامی که غسل ترتیبی امکان دارد، میت را غسل ارتماسی ندهند و بهتر است هر یک از سه قسمت بدن را آب بریزند و غسل بدهند و آنها را در آب فرو نبرند.
مسئلۀ 736: اگر کسیکه برای حج احرام بسته قبل از تمام شدن سعی بین صفا و مروه از دنیا برود، نباید او را با آب کافور غسل بدهند و بنا بر اقوی از هرگونه خوشبو کردن میت نیز اجتناب کنند و به جای آب کافور با آب خالص غسل دهند؛ ولی اگر در عمره پس از تقصیر و گرفتن ناخن که از احرام خارج میشود بمیرد، میتوانند با آب کافور نیز غسل دهند.
مسئلۀ 737: طفل مسلمان گرچه از زنا باشد اگر بمیرد غسل او واجب است، ولی غسل و کفن و دفن کافر و اولاد او مطابق آداب اسلامی جایز نیست. کسی هم که از کودکیدیوانه بوده و در حال دیوانگی بالغ شده است، چنانچه پدر یا مادر یا یکی از آنان مسلمان باشند باید بعد از مردن غسل داده شود و اگر هیچکدام از آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جایز نیست.
مسئلۀ 738: جنین سقط شده اگر چهار ماه یا بیشتر دارد واجب است غسل داده شود و اگر چهار ماه ندارد بنا بر احتیاط واجب او را در پارچهای بپیچند و بدون غسل دفن کنند.
مسئلۀ 739: زن، مرد را و مرد، زن را، حق ندارند غسل دهند، مگر آنکه زن و شوهر باشند که در این صورت جایز است هر کدام دیگری را غسل دهند، گرچه بهتر است که زن و شوهر هم یکدیگر را غسل ندهند، ولی مرد میتواند دختر بچّهای را که سنّ او بیشتر از سه سال نباشد و زن هم برای غسل دادن او پیدا نمیشود، غسل دهد و زن نیز میتواند پسر بچهای را که سه سال بیشتر ندارد، چه مردی برای غسل دادن او پیدا بشود و چه نشود، غسل دهد، اگرچه در هر صورت احتیاط آنست در تمام حالات مماثلت رعایت شود.
مسئلۀ 740: اگر برای غسل دادن میتی که مرد است، مردی پیدا نشود، زنانی که با او نسبت دارند و با او محرم هستند مانند مادر، خواهر، عمه و خاله یا کسانی که به خاطر خوردن شیر با او محرم شدهاند، میتوانند از زیر لباس یا هر چیزی که بدن میت را بپوشاند، غسلش دهند و نیز اگر برای غسل دادن میت زن، زنی پیدا نشود، مردهایی که با او نسبت دارند و محرم هستند یا به خاطر شیر خوردن محرم شدهاند، میتوانند از زیر لباس و هر چیزی که میت را بپوشاند او را غسل دهند.
مسئلۀ 741: اگر میت و غسل دهنده، هر دو مرد و یا هر دو زن باشند و یا هر دو محرم باشند، جایز است غیر از عورتین جاهای دیگر بدن میت برهنه باشد.
مسئلۀ 742: نگاه کردن به عورت میت حرام است و آن کسیکه غسل میدهد، اگر نگاه کند معصیت کرده است، ولی غسل باطل نمیشود.
مسئلۀ 743: اگر جایی از بدن میت نجس شد بنا بر احتیاط واجب قبل از آنکه آنرا غسل بدهند، باید آب بکشند و بلکه مستحب است تمام بدن میت را پیش از غسل پاک کنند.
مسئلۀ 744: کسیکه در حال جنابت یا حیض مرده است، لازم نیست او را غسل جنابت یا حیض دهند و تنها غسل میت کافی است و همچنین اگر غسل دیگری نیز بر عهدۀ او باشد، همینگونه خواهد بود.
مسئلۀ 745: مزد گرفتن برای غسل دادن میت بنا بر احتیاط واجب جایز نیست، ولی مزد گرفتن برای مقدمات آن مانند شستن بدن میت و نظیف کردن آن جایز است.
مسئلۀ 746: اگر برای غسل دادن میت آب پیدا نشود یا استفاده از آب مانعی داشته باشد(مثلاً غصبی باشد) بنا بر احتیاط واجب به جای هر غسلی یک تیمّم بدهند و در صورتیکه در یکی از آن تیمّمها قصد ما فی الذّمه کند، همان سه تیمّم کفایت میکند و اگر هر کدام از آنها را به نیت بدل از غسل معین انجام بدهد، احتیاطاً تیمّم چهارم را به نیت مافی الذمّه و بهطور مستحب باید انجام دهد.
مسئلۀ 747: واجب است کسیکه میت را تیمّم میدهد، دست خود را به زمین بزند و بر صورت و پشت دستهای میت بکشد و اگر ممکن باشد احتیاط واجب آنست که دست میت را هم به زمین بزند و به صورت و پشت دستهایش بکشد.
مسئلۀ 748: شهیدی که در میدان جنگ پیش از آنکه به سراغ او بیایند به شهادت رسیده و جان داده باشد، غُسل و کفن ندارد و باید او را با لباسهای جنگی بدون غُسل دفن کنند، چه جنگ در زمان امام و به اجازۀ او باشد، چه برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی به شهادت رسیده باشد.
مسئلۀ 749: در صورتیکه لباس شهید، مال دیگری باشد و او راضی نباشد که لباسهایش همراه با شهید دفن شود، واجب است لباسها را بیرون بیاورند و شهید را کفن و سپس دفن کنند.